ناشناس
سوال 22165
با سلام وقت بخیر..ممنون میشم نظر بدید یا راهنمایی کنید..پسر هستم 25 ساله ،،حدود پنج سال با دخترخانومی دوست بودم و واقعا دوسش داشتم تاوقتی ک سرباز شدم و وضع مالیم بد شد و مشکلاتی برام پیش اومد ،،یهو گفت من دیگه نمیتونم باهات باشم،،هرکاری کردم و با مادر وخالش صحبت کردم گفتن وقتی دوسِت نداره بزور ک نمیشه باهات باشه.بعدا فهمیدم با یکی ازدواج کرده ک خییییلی ازش بزرگتره و فقط وضع مالی خوبی داشته..الان دو ساله خدمتم تموم شده هم از نظر مالی هم تیپ و قیافه مطلوب هستم و حتی داخل دانشگاه هم میدونم ک دوسه تا ازدخترا نگاه میکنن و سرصحبت رو باز میکنن،حالا مشکالم اینکه1 نمیتونم با کسی باشم چون بشدت اعتماد بنفسمو از دست دادم و با هرکسی هم حرف میزنم احساس میکنم خیلی از من بالاتره..۲ وااااقعا احساس تنهایی دارم 3 خانواده بشدت اسرار دارن ازدواج کنم ولی مورد مناسب نیست یا اگر هم هست انتظارات زیادی داره.
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخسلام وقت بخیر. اول اینکه سعی کنید گذشته رو فراموش کنید و دوباره اعتماد بنفستون رو بدست اورید احساس بد رو در خودتون نفوذ ندید اجازه ندید افکار های بد در ذهن شما جا بگیره تنهایی آدم کم کم تبدیل میکنه ب یه آدم بی روح و افسرده همیشه سر فرصت اهنگ های شاد گوش بدید ورزش کنید شاد و خوشحال باشید مسافرت برید اینها همه روی روحیه شما تاثیر گذاره سعی کنید مورد مناسب پیدا کنید ازدواج کنید تا هم روحیه تون بهتر بشه .تازه تو اوج جوونی هستید .وقتی از نظر تیپ و قیافه و مالی مطلوب هستید دیگه مگه دختر خانوم باید جه انتظارات بالایی داشته باشه اخه ...مطمئنا کسی ک لایقتون باشه پیدا میشه نگران و ناراحتی نداشته باشید ان شاءالله موفق باشید