ناشناس
سوال 22216
سلام دختری هستم که بعد از یک آشنایی برای ازدواج ناموفق دیگه نمیتونم به کسی اعتماد کنم هر کسی ازم خواستگاری میکنه بهش میگم نه یا از خودم دورش میکنمهر چقدر با خودم کلنجار میرم نمیتونم خودمو درست کنم قبلا یک دختر با انگیزه و با ذوق و خیلی گرم برای ازدواج کردن بودن و دلم میخواست خانواده تشکیل بدم و عاشقانه شوهرم رو دوست داشته باشم ولی الان یک دختر سرد و بداخلاق در برخورد با کسانی که ازم خواستگاری میکنن هستمفکر میکنم همه میخوان منو فریب بدن و بهم دروغ بگن و حتی وقتی یکی میاد که باور میکنم داره بهم حقیقت رو میگه بازم نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم چون فکر میکنم اگه تو صحبتهام متوجه بشه که ازش خوشم میاد از احساسم سو استفاده میکنه و ولم میکنه.از وضعیت خودم به شدت ناراحتم ولی نمیتونم این احساس بد رو از خودم دور کنم .. قبلا هم این سوال رو پرسیدم ولی گفتید به روانشناس مراجعه کنم، ولی به دلایلی نمیتونم پیش روانشناس هم برم چه کنم؟
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
2 پاسخباسلام
نوشته آید از شرایط و احساستان راضی نیستید و هر چقدر با خودتان کلنجار می روید نمی توانید تغییری در احساستان ایجاد کنید.
منظور شما از کلنجار رفتن چیست؟ دقیقاً تا بحال چکار کرده اید که نتوانسته اید به این احساس ناخوشایند غلبه کنید؟
به خودگویی ها و افکارتان دقت کنید. یکی از کارهایی که می توانید خودتان به تنهایی انجام دهید به چالش کشیدن افکاری منفی است.
اگر کودکی در اول دبستان با معلمش نتواند رابطه خوبی برقرار کند و بگوید من اصلا نمی خواهم مدرسه بروم ولی می خواهم مثل بقیه بچه ها خواندن و نوشتن یاد بگیرم ، چه می گویید؟
پذیرش اتفاقات و کنار آمدن با آنها و هیجانات منفی ، نشانه بلوغ عاطفی است.
اتفاقی که برای شما افتاده در مرحله آشنایی گریبان گیر بسیاری از افراد است.. همین شک کمک می کند بدون شناخت به کسی اعتماد نکنید.
ولی باید ببینید به خودتان چه می گویید که این احساس را به سایرین تعمیم می دهید.
کسی که می خواهد لذت راه رفتن زیر باران را تجربه کند باید خیس شدن را بپذیرد. متاسفانه هیچ کس نمی تواند به شما اطمینان دهد که فرد بعدی انسانی شریف و درستکاری خواهد بود. باید ریسک و زحمت شناخت و دوران آشنایی را قبول کنید.
بین مجرد بودن و کنار گذاشتن ترس و افکار وسواسی راهی جز انتخاب نیست. افکارتان را پایش و تغییر دهید تا احساس و رفتارتان تغییر کند. موفق باشید
نوشته آید از شرایط و احساستان راضی نیستید و هر چقدر با خودتان کلنجار می روید نمی توانید تغییری در احساستان ایجاد کنید.
منظور شما از کلنجار رفتن چیست؟ دقیقاً تا بحال چکار کرده اید که نتوانسته اید به این احساس ناخوشایند غلبه کنید؟
به خودگویی ها و افکارتان دقت کنید. یکی از کارهایی که می توانید خودتان به تنهایی انجام دهید به چالش کشیدن افکاری منفی است.
اگر کودکی در اول دبستان با معلمش نتواند رابطه خوبی برقرار کند و بگوید من اصلا نمی خواهم مدرسه بروم ولی می خواهم مثل بقیه بچه ها خواندن و نوشتن یاد بگیرم ، چه می گویید؟
پذیرش اتفاقات و کنار آمدن با آنها و هیجانات منفی ، نشانه بلوغ عاطفی است.
اتفاقی که برای شما افتاده در مرحله آشنایی گریبان گیر بسیاری از افراد است.. همین شک کمک می کند بدون شناخت به کسی اعتماد نکنید.
ولی باید ببینید به خودتان چه می گویید که این احساس را به سایرین تعمیم می دهید.
کسی که می خواهد لذت راه رفتن زیر باران را تجربه کند باید خیس شدن را بپذیرد. متاسفانه هیچ کس نمی تواند به شما اطمینان دهد که فرد بعدی انسانی شریف و درستکاری خواهد بود. باید ریسک و زحمت شناخت و دوران آشنایی را قبول کنید.
بین مجرد بودن و کنار گذاشتن ترس و افکار وسواسی راهی جز انتخاب نیست. افکارتان را پایش و تغییر دهید تا احساس و رفتارتان تغییر کند. موفق باشید
