سوال 22245

واقعا چرا اقایون انقدر نسبت ب شروط ضمن عقد گارد میگیرن،اینکه دختر مهریه نخواد ب جاش حق طلاق رو بگیره انقد مسئله عجیبیه؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

13 پاسخ
به عنوان یک پسر کاملا موافقم که مهریه ندم و حق طلاق رو بدم چون نظرم اینه که کسی که نمیتونه کنارم زندگی کنه چرا باید به زور کنارم باشه و من چرا باید به خاطر اینکه میخوام سنت پیامبر رو به جا بیارم چرا باید زیر دین به این سنگینی برم
اسلام راه نجات انسان است و به دلیل وحی بودن از اشتباه احساسی و احتمال خطایی و غیره مبرا است.
رجوع شود به انواع طلاق(مدل‌هایی از طلاق است که زن می‌تواند درخواست کننده باشد.)

خانم سورانی گرانقدر ، شناخت شخصیت آدمها راهکارها و فرمولهای زیادی داره که مهمترینش استفاده از کمک مشاور های کاربلده، اگر ما دقتمون رو بالا ببریم و از کنار هر مسئله ای به راحتی عبور نکنیم، با کنار هم چیدن کنش و واکنشهای ریز و درشت طرف مقابل، میتونیم به یک تعریف قابل تشخیص از شخصیتش برسیم. دلایل طلاق و خیانت رو توی گزارشهای آماری جستجو کنیم و طرفمون رو بصورت کوتاه مدت و میان مدت محک بزنیم و رفتارش رو بسنجیم.
یکی مثل من خیلی برام گرون تموم شده تا فهمیدم چطور معیارها و خطوط قرمزم رو توی شخصیت طرف مقابل کنکاش کنم و چطور بدون هیچ ابهامی خود واقعیم رو به دیگران معرفی کنم، قرار نیست همه با من همفکر و هم رای باشن و مطمئنا من باب میل خیلی ها نیستم که حتی خیلی ها ازم فراری ان ولی اونی که من در کنارش کامل میشم وجود داره و باید دنبالش بگردم.کسی که شفاف نیست نادانه و من نیم عمرم رو بصورت غیر رسمی و نیم دیگه اش رو بصورت رسمی نادان بودم!
حالا با این احتمال پیش بریم که ممکنه یکنفر در حدی رذل باشه که با تمام توان خود واقعی و ذات کثیفش رو پنهان کنه و موفق هم بشه، مطمئنا موقعیت های خوبی که با کمی تامل و دقت برامون آشکار میشن رو از دست خواهیم داد.
احساسم میگه افرادی که چنین تفکری دارن، بهتره یه جستجویی توی ازدواجهایی با این شرط ( اعطای حق طلاق به خانم) داشته باشن، شاید آمار باعث باز نگری و ویرایش افکار و نگرششون بشه، شاید آمار نشون بده که اکثرا به هر دلیلی از اختیارشون استفاده کردن! شاید

جناب آقای شهبازی بله وقتی قبل از ازدواج به شناخت درست برسیم و راهکارهای حل مسئله را یاد گرفته باشیم نیازی به نگرانی و حق طلاق نیست
متاسفانه بعضی از خانم ها و آقایون خود واقعی شون نیستند و به هر آنچه که ما میپسندیم تظاهر می کنند و در کل خیلی به شناخت درستی نمیرسیم
درود بر خانم سورانی گرانقدر
دقیقا شما هم داری به وضعیت بحرانی بعد از ازدواج اشاره میکنی. خوب اگر من آقا اونقدر قابل اعتماد نیستم چرا اصلا یک خانم باید با من وارد رابطه ی رسمی بشه؟
ببینید رفت و آمد و تحقیقات و شناخت پیدا کردن قبل از عقد، اگر درست انجام بشه در این حد که من قابل اعتماد هستم یا نه کار سازه
عرض کردم که یک خانم زنده احساساتیه! خانمی که احساسی نباشه سرزنده نیست، مثل بوته ای که گل نده
برای تصمیم گیری کلان به استثناها استناد و اتکا نمیشه، که بعضی از خانمها احساسی نیستن و بعضی از آقایون خیلی بیش از حد احساسی ان ( که احساس میکنم این دو حالت حاکی از ایراد های شخصیتی باشه و البته نظر شخصی منه)
در کل عرض و پیشنهاد من اینه که بخاطر ترسهای شخصی ساختار شکنی نکنیم و بجاش عوامل درونی و بیرونی که باعث شدن ما برای شنای خلاف جهت تلاش کنیم رو حل و فصل کنیم ( ترسهای درونی و یا شناخت درست شخص مقابل)

سلام
حق طلاق مزایا و معایب خودش را داره
ممکن هست خانم با شوهرش مشکل اساسی داشته باشه و آقا بخاطر مهریه یا آزار یا... نخاد همسرش را طلاق بده و شامل عسر و حرج نباشه و یا گه هم باشه طلاق گرفتن سخت باشه و این حق طلاق به خانم کمک می کنه
از طرف دگه خانمی هست که تا با هر دعوا و اختلاف نظر (به جای حل مشکل و فکر کردن) از این حق طلاق استفاده می کنه و طلاق میگیره و همین باعث شده که آقایون مخالف باشند
خانم ها درسته نسبت به آقایون احساساتی هستند ولی زودرنج بودن شامل همه خانم ها نمیشه و چه بسا آقایون زیادی داریم که تاب تحمل پایینی دارند و زودرنج تر از خانم ها هستند
خانم ها به توجه و محبت نیاز دارند و آقایون به احترام و توجه
موفق باشید
فکر نمیکردم نگرش شما نسبت به ازدواج و مقوله ی طلاق اینقدر سطحی و لیبرال معابانه باشه، طبق این تفکر که باید خرید و فروش اسلحه و مواد مخدر رو هم آزاد کنن، در مقابل تجاوز و قتل و تخلف های رانندگی و شهروندی هم نباید هیچ واکنشی نشان بدیم تا واقعیت جامعه آشکار بشه .

یک زن زنده ذاتش همینه و ربطی به خیانت نداره، حساسه، محبت میخواد، زود ناراحت میشه، کوچکترین کنشها و واکنش های عاطفی روش تاثیر میذاره و ممکنه برای مسائلی که مرد شاید ماهی یکبار هم جدی بهشون فکر نمیکنه، زن توی همون مدت زمان دهها بار توی ذهنش اونها رو مرور کرده و این حجم از آنالیز داده باعث میشه گاها به نتایج و مثبت و منفی خاصی هم برسه! خوب این تفاوت کمی و کیفی تفکر ممکنه باعث بشه تصمیمی که مرد بخاطر فشارهاش بعد از ماهها و سالها بهش برسه، زن کمتر از یک ماه بهش برسه. از اونطرف زن دوست داره رمز الود باشه و کشف بشه و توجه عمیق میخواد و مرد دوست داره تفکر و عملکردش توی چشم باشه و تایید بگیره! یه مشت زن به اندازه ی یه دشت مرد انرژی جنبشی عاطفی داره، هیچوقت یه لیتر بنزین رو با یک لیتر اورانیوم توی شرایط برابر در نظر نگیر!
این مطلب که خانم ها احساسی و زود رنج هستند ،درست هست ولی نادر است کسی به خاطر رنجش سطحی بخواهد طلاق بگیرد!اتفاقا به نظر من اگر رنجش سطحی پیش بیاید و فکر کند دست او بسته است(نمی‌تواند کاری کند.) عمق رنجش بیشتر می‌شود!
اگر هم با دادن حق طلاق آمار بالا تر می‌رود،اشکال ندارد،برود!جامعه باید با واقعیت های خودش رو به رو بشود!(قطعا آمار خیانت و ... پایین می‌آید!این خیلی مهم تر است.)
انسان به چیزی که از آن منع می‌شوند اصرار بیشتری دارند!

جناب ذکریائی دقیقا من همین رو عرض میکنم که باید موقع انتخاب تمام حواسمون رو جمع کنیم تا بهترین انتخاب رو داشته باشیم. شما درباره ی گذشته ی خودتون نظر دادین در حالی که سوال ایشون درباره ی حال و آینده اس! گذشته در گذشته.
بله درخصوص انتخاب های اشتباه ما که ما خودمونم انتخاب اشتباه طرف مقابلمون بودیم، طلاق یکی از راهکارهای اصلی بود و ما انتخابش کردیم، ولی اگر قراره با فکر به بالا بودن امکان طلاق وارد رابطه بشیم خوب نشیم! فلسفه مهریه و نفقه و حق طلاق و... برای این نیست که ابزار فشار دست یکی از طرفین باشه، برای اینه که رابطه محکمتر و گرمتر و امنتر باشه. مثلا همین حق طلاق، خانمها خیلی حساس و احساسی هستن، توی ناراحتی ها هم بیشتر قهرها از طرف اونهاست که خیلی هاش منجر به مشاجره و کشیده شدن پای دیگران وسط زندگی میشه، حالا فکرش رو بکن قدرت حق طلاق دست یک خانم ناراحت بیافته، باور کن ظرف یکسال آمار طلاق دهها برابر میشه!
مشکلات زیادن و اعتماد کردن سخت، ولی تحقیقات و بررسی ها و کمک گرفتن از افراد با تجربه و مهمتر از اون مشاوره های تخصصی میتونه خطرات و آسیب پذیری رابطه رو به حد صفر برسونه. من خودم برای پرداخت مهریه فقط در حد توان پرداخت تعهد میکنم، مهریه برای پرداخت کردنه نه تضمین رابطه. من اگر انسان نباشم، هزارتا راه پیدا میکنم که مهریه رو ندم و اذیت کنم

سلام بر شما دوست عزیز.
من چند تا نکته را فهمیدم که به این نتیجه رسیدم.
۱.انسان ها را هر چه با اجبار به موضوعی مجبور کنیم بیشتر برعکس عمل می‌کنند.
۲.چرا با اجبار به ماندن ،طرف مقابل را به گناه بندازیم.

من هم تحت فشار طلاق بودم ، وقعا سخت است ولی به نظر من اشتباه من هنگام انتخاب بوده ،حتی در زمان زندگی مشترک اشتباهاتی داشتم ،طرف مقابل‌ام اشتباهات بیشتری داشت ، ولی اگر من اشتباه نمی‌کردم می‌شد اشتباهات او را کنترل کرد!وقتی طلاق گرفتیم اثر اشتباهات (فشار های روحی و ...)بیرون ریخت.

خداوند عاقبت همه را ختم بخیر کند.

درود بیکران بر برادر ذکریایی ارجمند. اتفاقا من میخواستم بگم اینهمه شک و تردید و ترس از ازدواج و به قولی گارد گرفتن از ابتدای کار خودش ممکنه مشکل ساز بشه، که احتمال رخ دادن مشکلات جدی رو اونقدر بالا بگیریم و بخواییم حق طلاق رو ابتدای کار داشته باشیم ( همون مهرم حلال و جونم آزاد رو اول کار بگیم) من تجربه دو تا طلاق رو دارم و به والله برای دشمنم حاضر به خواستن این اتفاق نیستم چون فشار و مشکلات فیزیکی و روانی و زمانی زیادی رو داره، اصلا نمیدونم چرا مهریه شد ابزار فشار خانمها و یا سواستفاده ی آقایان (برای حضانت بچه یا طلاق توافقی)، فلسفه ی مهریه کلا برای بالا بردن امنیت اقتصادی و عاطفی رابطه اس نه تضمین و اهرم فشار ! من به قیمت ۱۵ سال از عمرم به این رسیدم که اگر شک دارم و نمیتونم اعتماد کنم، پس یا من هنوز آماده نیستم یا طرف مقابلم اونی نیست که من میخوام ! طلاق خوشحالی نداره حتی برای منی که خیانت دیدم !

سلام علیکم
به نظر بنده این شرطی که گذاشتین در قبال مهریه،پشنهاد سخاوت مندانه‌ای هست.
من اگر طرف مقابل‌ام به این مطلب علاقه داشته باشد حتما موافقت می‌کنم.(البته اگر بعد از ازدواج هم طرف‌ مقابل قصد ترک من داشت باشد ،میگم فکر‌هات کردی ،اگر فکر هاش را کرده بود ،با یک خدا‌حافظی خوشحال‌اش می‌کنم،کلا وقتی کسی دل‌اش با من نباشه ،من هم از بودن کنار‌اش راضی نیستم.)