ناشناس

سوال 22255

سلام خسته نباشیدمن ۲۵سالمه ز۲۰سالگی ازدواج کردم بعد ۴سال زندگی کردن صاحب یه پسرشدیم تواین ۴سال خیلی دعواو بحثا پیش اومدولی این اخریا زنم ک الان ۲۰سالشه بهم خیانت کرد بایه مرد۳۵ساله زیخت روهم اونم کمکش کرد جدابشه خیلی التماس کردم اسرارکردن ک حداقل بخاطربچه اینکارو نکنه ولی نشدخیلی دوسش دارم نمیتونم فراموشش کنم گاهی وقتا حوس انتقام میزنه به سرمبخاطر کارشون زندگیمو نابود کردن عابروم رفت نزدیک ترین رفیقم دخالت کرد اونم سعی میکرد ک من خاربشم خلاصه الان چندماهه تنها توخونه خودموحبس کردم همه چیو باختم چیزی برا ازدست دادن ندارم ازبچم شدم اززنم اززندگی فقط میگم بخابم و بیدارنشم باهمه حتی خانوادم قط ارتباط کردم شب تاصب کارم شده توتاریکی نشستن فکرو خیال کردن بهش دستم به کارنمیره ازهمه چی نا امید شدم نمیدونم چیکارکنم گیر کردم تواین وضعیت خیلی حالم خوب نیس

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
profile-photo
باسلام
سن شما خیلی کم است تا بخواهید از زندگی سیر شوید. ازدواج در سن کم محاسن و معایب خودش را دارد.
شما باید الگوی فرزندتان باشید و نشان دهید بعد از سختی می توانید ادامه دهید
البته احساس شما قابل درک است. شرایط سختی را تجربه کرده آید ولی وقتی با یک دختر ۱۵ ساله ازدواج کردید باید خودتان را برای این سختی ها آماده می کردید؟
زمان بهترین درمان است. اگر بعد از گذشت ۶ ماه هنوز نتوانستید به زندگی عادی برگردید باید نزد روانپزشک بروید ،شاید نیاز به دارو درمانی داشته باشید.
گذشته را نمی توانید تغییر دهید. ولی با احساس انتقام و خشم حال و آینده را خراب می کنید.‌همسرتان را ببخشید تا خودتان آرام بگیرید.
بعد از اینکه روحیه تان بهتر شد. برای آینده برنامه ریزی و هدف گذاری کنید. این روزها خواهد گذشت فقط باید صبور باشید.
سعی کنید ارتباطات اجتماعی خود را بیشتر کنید. با فرزندتان وقت بگذرانید. فعالیت داشته باشید. از تنهایی و افکار منفی فاصله بگیرید تا روی دیگر سکه را ببینید.‌موفق باشید