سوال 22484
سلام عرض ادب اسم من سید جواد حسینی من 18 سال که در یک مطب دندانپزشکی آلوده به ویروس اچ آی وی شدم که به همین خاطر نتونستم ازدواج کنم ولی و به همین دلیل بارها بیشتر به خاطر تنهایی. و نامیدی دست از زندگی کردن شستم و بارها تصمیم به خودکشی گرفتم ولی هر بار به طور معجزه آسایی جان سالم به در بردم تا اینکه با کمک یک روانپزشک آرام شدم و تصمیم مجدد به زندگی کردن گرفتم ولی بعد از 3 سال دوباره از شدت تنهایی دچار همان وصع شدم آلام مدت 4 ماه است که تمام تلاشم را برای پیدا کردن یک همسر که مرا از این تنهایی نجات بده کردم ولی من کسی را نتوانستم پیدا کنم و این امر باعث عذاب و نامیدی من میشود لذا نمیدونم که باید چه کار کنم و از کی کمک بخوام
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
2 پاسخسلام
ابتلا شما به Hiv از اراده و کنترل شما خارج بوده، مثل خیلی از بیماری ها و اتفاق هایی که برای خیلی ها افتاده و مسیر زندگی شون را کاملا عوض کرده...
مثلا یک نفر می شناختم که بعد از عقد تصادف کرد و بر اثر شدت ضربه بینایی اش از دست داد و همسرش هم ترک اش کرد.
به هر حال فقط شما نیستید که همه چیز بر وفق مرادتون نیست خیلی از کاربرهایی که در پرسان هستند مثل شما مشکل تنهایی دارند، یا یک سری مشکلات دیگه که حتی غیرقابل حل و باید باهاش کنار بیاند ولی دست از زندگی کردن برنداشتند .
اصلا زندگی یعنی تلاش برای زنده ماندن، پیدا کردن راه حل های جایگزین برای کنار آمدن با مشکلات وگرنه اسمش زندگی نبود، مثلا هلو برو تو گلو بود 😄
امیدوارم در آینده اگر کسی در پرسان مشکل مشابه شما داشت، شما یکی از افرادی باشید که با توجه به تجربه ها و راه حل هایی که پیدا کردید بهش پاسخ بدید و کمک اش کنید 😊
علاوه بر این شما فقط ۴ ماه برای پیدا کردن همسر تلاش کردید که مدت زیادی نیست.
من از فامیل، شخصی را می شناسم که تنها زندگی می کند. باوجود اینکه سالم و تمام امکانات هم داره هفت سال دنبال همسر میگرده و در ارتباط اش نمی دونم چه مشکلی پیش میاد که همیشه هم می شنویم بهم خورد ولی همچنان پیگیر پیدا کردن همسر😁
این نکته هم در نظر بگیرید که همیشه با یکی بودن شما را از تنهایی در نمیاره و بهتون آرامش نمیده، بعضی وقت ها حتی نتیجه برعکس هم داره.
انشالا با یاد خدا دل هامون آرام می گیرد.
ابتلا شما به Hiv از اراده و کنترل شما خارج بوده، مثل خیلی از بیماری ها و اتفاق هایی که برای خیلی ها افتاده و مسیر زندگی شون را کاملا عوض کرده...
مثلا یک نفر می شناختم که بعد از عقد تصادف کرد و بر اثر شدت ضربه بینایی اش از دست داد و همسرش هم ترک اش کرد.
به هر حال فقط شما نیستید که همه چیز بر وفق مرادتون نیست خیلی از کاربرهایی که در پرسان هستند مثل شما مشکل تنهایی دارند، یا یک سری مشکلات دیگه که حتی غیرقابل حل و باید باهاش کنار بیاند ولی دست از زندگی کردن برنداشتند .
اصلا زندگی یعنی تلاش برای زنده ماندن، پیدا کردن راه حل های جایگزین برای کنار آمدن با مشکلات وگرنه اسمش زندگی نبود، مثلا هلو برو تو گلو بود 😄
امیدوارم در آینده اگر کسی در پرسان مشکل مشابه شما داشت، شما یکی از افرادی باشید که با توجه به تجربه ها و راه حل هایی که پیدا کردید بهش پاسخ بدید و کمک اش کنید 😊
علاوه بر این شما فقط ۴ ماه برای پیدا کردن همسر تلاش کردید که مدت زیادی نیست.
من از فامیل، شخصی را می شناسم که تنها زندگی می کند. باوجود اینکه سالم و تمام امکانات هم داره هفت سال دنبال همسر میگرده و در ارتباط اش نمی دونم چه مشکلی پیش میاد که همیشه هم می شنویم بهم خورد ولی همچنان پیگیر پیدا کردن همسر😁
این نکته هم در نظر بگیرید که همیشه با یکی بودن شما را از تنهایی در نمیاره و بهتون آرامش نمیده، بعضی وقت ها حتی نتیجه برعکس هم داره.
انشالا با یاد خدا دل هامون آرام می گیرد.