ناشناس
سوال 22505
باسلام دوباره خدمت خانوم دکتر فرزانه باکتریا بنده فقط در حد تلفنی ارتباط داشتم که خودمم واقعا مخالف بودم که من پسر هستم و ایشون حتی طلاق بگیرن نمیتونم زندگی کنم با ایشون از همون اول هم گفته بودم ولی متاسفانه با اسرار مادرم که خانواده خوبی هستن و این خانوم یه شکت در زندگیش داشته و قدر زندگی بعدیشو میدونه که حتی یک روز بنده خبر نداشتم این خانوم به همراه خواهرشون به مغازه مادرم اومدن که صحبت کنن که من مرتب تکرار کردم ایا شما نمیخواین به زندگیتون برگردین که به همراه مادرم و خواهرشون اسرار که من بر نمیگردم دیگه و این ماجرا تمام شدس و بیشتر این من ازار میده از سادگی و پاکی بنده سو استفاده شده که خواهرشون زنگ زدن بعد این ماجرا به خواهر خودشون توهین کردن و گفتن خواهر ما مشکل عاطفی داشته فقط خواسته مشکلش حل بشه و من خبری از ایشون ندارم
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام
درک موضع گیری مادرتان در قبال ازدواج با این خانم و مخالفتش با ازدواج شما دشوار است.
برای اینکه این دوران را فراموش کنید از مرور اتفاقات و صحبت ها برای پیدا کردن مقصر و یا تبرئه کردن خودتان خودداری کنید.
تفسیر و تحلیل اتفاقات چند سال گذشته کمکی به بهبود شرایط فعلی شما نمی کند.
گذشت زمان کمک می کند تا هیجان منفی این ایام را فراموش کنید ولی اگر هنوز ذهنتان خیلی درگیر اتفاقات گذشته است ، هنوز آمادگی ازدواج ندارید و برای انتخاب همسر زود است. موفق باشید
درک موضع گیری مادرتان در قبال ازدواج با این خانم و مخالفتش با ازدواج شما دشوار است.
برای اینکه این دوران را فراموش کنید از مرور اتفاقات و صحبت ها برای پیدا کردن مقصر و یا تبرئه کردن خودتان خودداری کنید.
تفسیر و تحلیل اتفاقات چند سال گذشته کمکی به بهبود شرایط فعلی شما نمی کند.
گذشت زمان کمک می کند تا هیجان منفی این ایام را فراموش کنید ولی اگر هنوز ذهنتان خیلی درگیر اتفاقات گذشته است ، هنوز آمادگی ازدواج ندارید و برای انتخاب همسر زود است. موفق باشید
