ناشناس
سوال 22518
سلام برای فراموش کردن شوهر سابقم چیکار کنم دارم 3ساله عذاب میکشم 5سال زندگی کردم دوسش دارم ولی اون به پام نموند وابستش بودم حتی بجایی رسید خودکشی کنم طلاق اجباری به درخواست داداشام بود اونم بخاطر خودم صدمه نبینم ولی من تن به طلاق ندادم بزور منو بردن چون شربت متادون والکل میخورد عصبی میشد دست به زدن داشت وبعد 1دقیقه معذرت خواهی میکرد ولی اوقات دیگه اینقدر عالی بود عینه فرشته با خودم میگفتم توی دنیا هیچ کسی عینه این وجود نداره چون شدیدن بهم محبت میکرد هیچ چیزی واسم کم کسری نمیذاشت وخیلی خیلی خوب بود بهم اهمیت میداد حالا چه غلطی بکنم با دوریش یک چیزی میگم یک چیزی میشنوی من مجنونی بیش نیستم وفقط دیوونه اونم به هیچکس جذب نمیشم فقط اونو میبینم لطفا کمکم کنید خودمو نجات بدم
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام
شما موفق نشده اید همسر سابقتان را فراموش کنید چون بجای اینکه معایب و دلایل منطقی طلاق را برای خودتان پر رنگ کنید فقط لحظات شیرین را تجدید خاطره می کنید.
اگر این مرد معتاد که کنترل خشم و هیجانات منفی خودش را ندارد در یکی از کتک کاری ها صدمه جسمی به شما وارد می کرد یا موجب مرگتان میشد آنوقت باز هم آنقدر عزیز و دوست داشتنی بود؟
البته برادران شما اشتباه کردند که نگذاشتند شما خودتان به این نتیجه برسید که زندگی با چنین همسری چه پیامدهایی خواهد داشت. برای همین شما طلاق عاطفی از زندگی قبلی نگرفته اید و هنوز در رویا سیر می کنید.
اگر برایتان امکان دارد به روانپزشک و روانشناس مراجعه کنید. شما باید برای زندگی قبلی خود سوگواری کنید تا بتوانید آنرا فراموش کنید.
ولی اگر نمیتوانید مراجعه داشته باشید و واقعا قصد کمک به خودتان را دارید باید از مرور لحظات خوش و خرم خودداری کنید و معایب خشونت فیزیکی را به خودتان یادآوری کنید. مراجعه به پزشک قانونی برای مشاهده زنانی که با چنین افرادی زندگی می کنند ممکن است جرقه ای برای روشن شدن ذهن شما باشد.
برای آینده هدف گذاری و برنامه ریزی کنید. باید بپذیرید این فرد برای شما مرده و دیگر برنمیگردد. موفق باشید
شما موفق نشده اید همسر سابقتان را فراموش کنید چون بجای اینکه معایب و دلایل منطقی طلاق را برای خودتان پر رنگ کنید فقط لحظات شیرین را تجدید خاطره می کنید.
اگر این مرد معتاد که کنترل خشم و هیجانات منفی خودش را ندارد در یکی از کتک کاری ها صدمه جسمی به شما وارد می کرد یا موجب مرگتان میشد آنوقت باز هم آنقدر عزیز و دوست داشتنی بود؟
البته برادران شما اشتباه کردند که نگذاشتند شما خودتان به این نتیجه برسید که زندگی با چنین همسری چه پیامدهایی خواهد داشت. برای همین شما طلاق عاطفی از زندگی قبلی نگرفته اید و هنوز در رویا سیر می کنید.
اگر برایتان امکان دارد به روانپزشک و روانشناس مراجعه کنید. شما باید برای زندگی قبلی خود سوگواری کنید تا بتوانید آنرا فراموش کنید.
ولی اگر نمیتوانید مراجعه داشته باشید و واقعا قصد کمک به خودتان را دارید باید از مرور لحظات خوش و خرم خودداری کنید و معایب خشونت فیزیکی را به خودتان یادآوری کنید. مراجعه به پزشک قانونی برای مشاهده زنانی که با چنین افرادی زندگی می کنند ممکن است جرقه ای برای روشن شدن ذهن شما باشد.
برای آینده هدف گذاری و برنامه ریزی کنید. باید بپذیرید این فرد برای شما مرده و دیگر برنمیگردد. موفق باشید
