ناشناس
سوال 22694
من تو خانواده ای بزرگ شدم که طرز فکرم خواه ناخواه متفاوت از مردم شهرمون شکل گرفت خواستگارهام ادم های خیلی سنتی بودن و من نمیتونستم حتی باهاشون ارتباط برقرار کنم برای شناخت چه برسه به ازدواج و همون جلسه اول میگفتم نهالان ۳۳سالمه و روابط داره به سمت و سویی میره که خیلی ها در طی اشنایی انتظار رابطه جنسی دارن و باز هم میل و خواسته من این نیست.. و من نمیخوام و نمیتونم واردیه رابطه بی سرو ته و کوتاه مدت بشم برای هیچ و پوچ. و این باعث شده همیشه تنها باشم. چون معتقدم یه رابطه خوب و اصولی اول از شناخت عقلانی شروع میشه و پیش میره و باید برای یه هدف والا با ارزش باشه..اما اکثرا دنبال یه رابطه کوتاه و گذرا هستن. واقعا از تنهایی خسته سدم اما نمیتونمم وارد هر رابطه ای بشم.
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
2 پاسخباسلام
شما از سن پایین می دانستید چه می خواهید و به هر قیمتی نمی خواهید ازدواج کنید.
در ۳۳ سالگی هم به شروع رابطه بسیار منطقی نگاه می کنید و می دانید چه می خواهید.
شما نمی خواهید وارد رابطه کوتاه مدت شوید و پیشنهاد رابطه جنسی در رابطه برای شما پذیرفته نیست. ازدواج سنتی با طرز فکر های متفاوت هم برایتان قابل قبول نبوده است.
با این توضیحات بنظر می رسد انتظاراتتان از یک رابطه بالا است. اگر به باور خودتان ایمان دارید شاید بهتر باشد تنهایی خودتان را بپذیرید. چون ممکن است هیچگاه فردی را که به رابطه مانند شما نگاه می کند را پیدا نکنید.
ولی اگر نگران آینده هستید و نمی خواهید تنها بمانید بهتر است استانداردهای خودتان را کمی تغییر دهید. موفق باشید
شما از سن پایین می دانستید چه می خواهید و به هر قیمتی نمی خواهید ازدواج کنید.
در ۳۳ سالگی هم به شروع رابطه بسیار منطقی نگاه می کنید و می دانید چه می خواهید.
شما نمی خواهید وارد رابطه کوتاه مدت شوید و پیشنهاد رابطه جنسی در رابطه برای شما پذیرفته نیست. ازدواج سنتی با طرز فکر های متفاوت هم برایتان قابل قبول نبوده است.
با این توضیحات بنظر می رسد انتظاراتتان از یک رابطه بالا است. اگر به باور خودتان ایمان دارید شاید بهتر باشد تنهایی خودتان را بپذیرید. چون ممکن است هیچگاه فردی را که به رابطه مانند شما نگاه می کند را پیدا نکنید.
ولی اگر نگران آینده هستید و نمی خواهید تنها بمانید بهتر است استانداردهای خودتان را کمی تغییر دهید. موفق باشید
سلام. هر کسی برای زندگی معیارهایی دارد. بعضی وقت ها هرچند برخلاف دیگران شنا میکنی ولی مجددا و حداقل برای خودتان ارزشمند و لذت بخش است. اینکه شما نتونستید با اشنایان هم ارتباط بگیرید به نطرم ایراد نیست چون من هم کسی را در اقوام خودم پیدا نکردم که معیارهایی که میخواستم داشته باشه. به خاطر همین با خانم خدا بیامرزم که غربیه بود ازدواج کردم حتی در ابتدا همه میگفتند این ازدواج به طلاق می رسد ولی وقتی چند سال گدشت همه حسرت زندگی ساده و شیرین ما را داشتند. با این که خدا همسرم را از من گرفت ولی لحظه ای از اینکه کسی ر ا که انتخاب کرده بودم که طبق معیارهایم بود پشیمان نشده ام. بنابر این بر سر معیارهایتان استوار باشید . البته نباید معیارهایی ماورایی داشته باشید.
رابطه در زندگی زناشویی موثر است ولی اینکه از ابتدا این موضوع صحبت بشود به نطرم منطقی نیست. چون زندگی فقط رابطه نیست ولی متاسفانه بعضی ها انقدر در این موضوع عمیق می شوند که از همان ابتدا این موضوع را مطرح میکنند . ولی بازم نباید نا امید شد. شما به هدفتان فکر کنید و در زندگی پیش بروید. حتی اگر قرار باشد تنها باشید.
انشا الله که خداوند همسری که لایقش هستید قسمتتون کند تا در کنارش به ارامش برسید.
رابطه در زندگی زناشویی موثر است ولی اینکه از ابتدا این موضوع صحبت بشود به نطرم منطقی نیست. چون زندگی فقط رابطه نیست ولی متاسفانه بعضی ها انقدر در این موضوع عمیق می شوند که از همان ابتدا این موضوع را مطرح میکنند . ولی بازم نباید نا امید شد. شما به هدفتان فکر کنید و در زندگی پیش بروید. حتی اگر قرار باشد تنها باشید.
انشا الله که خداوند همسری که لایقش هستید قسمتتون کند تا در کنارش به ارامش برسید.
