ناشناس
سوال 22727
سلاممن خانم 34 ساله ام خاستگار و.. زیاد داشتم ولی هیچکدوم به دلم ننشست.. به جایی رسیدم که فکر می کردم سنگ دلم و هیچ وقت از کسی خوشم نخواهد اومد متاسفانه آقایی خاستگاریم اومد که اوایل دوران آشنایی هیچ حسی بهش نداشتم ولی بعد که دیدم اکثر معیارهام را داره و باهم تفاهم داریم و احتمال عقد و ازدواج هست بهش دل بستم ولی متاسفانه اینجور نشد و بهم خوردالان نمدونم چطوری بهش فکر نکنم (با این حال که فعالیت اجتماعی زیادی دارم و مشغولم)از رفتارهاش احساس می کنم هنوز برای آقا تموم نشده و گه مشکل حل بشه برمیگرده ولی گفتارش اینا نمیگه (هرچی هم به خودم میگم گه میخاست می موند ولی ته دلم امید دارم) دلم براش تنگ میشه و گاهی قلبم درد میگیره... هیچ وقت چنین حسی نداشتم نمدونم چرا فقط میخام با اون ازدواج کنم... برام سواله چرا وقتی نمیخاد و همه چی را تموم کرده بازم منا امتحان می کنه... گه میخاد خب چرا تموم کرد... کاش همون آدم سنگ دل بودم و غیر از خودم کسی را نمیخاستممیخام به شهدا متوسل بشم ولی نمدونم چطوری
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
2 پاسخباسلام
شما دلایلی که باعث شده رابطه تمام شود و شواهدی که فکر می کنید شما را امتحان می کند را توضیح نداده اید ولی مشخص است امیدی که به بازگشتش دارید باعث شده هنوز فکرتان را درگیر کنید و مرتب چرا و چطور کنید.
برای اینکه زمان کمک کند هیجانات منفی کم باشد باید بپذیرید این رابطه تمام شده است. حتما دلایل موجهی برای این خاتمه وجود دارد و امید شما فقط باعث اذیت بیشترشان می شود.
شکست عشقی مانند سوگ است و چند مرحله دارد. انکار اولین مرحله است که متأسفانه شما آنرا رد نکرده آید تا به مراحل خشم، افسردگی و پذیرش برسید.
به خودگویی ها و افکارتان دقت کنید . این افکار شما است که این رابطه را زنده نگه داشته است. افکارتان را کنترل کنید تا هر چه زودتر به مرحله پذیرش برسید. موفق باشید
شما دلایلی که باعث شده رابطه تمام شود و شواهدی که فکر می کنید شما را امتحان می کند را توضیح نداده اید ولی مشخص است امیدی که به بازگشتش دارید باعث شده هنوز فکرتان را درگیر کنید و مرتب چرا و چطور کنید.
برای اینکه زمان کمک کند هیجانات منفی کم باشد باید بپذیرید این رابطه تمام شده است. حتما دلایل موجهی برای این خاتمه وجود دارد و امید شما فقط باعث اذیت بیشترشان می شود.
شکست عشقی مانند سوگ است و چند مرحله دارد. انکار اولین مرحله است که متأسفانه شما آنرا رد نکرده آید تا به مراحل خشم، افسردگی و پذیرش برسید.
به خودگویی ها و افکارتان دقت کنید . این افکار شما است که این رابطه را زنده نگه داشته است. افکارتان را کنترل کنید تا هر چه زودتر به مرحله پذیرش برسید. موفق باشید
سلام علیکم
سعی کنید تکلیف خودتون روشن کنید.
اول مشکل داخلی از بین ببرید بعد یک نفر را بفرستید یا خودتون تماس بگیرید ببینید طرف مقابل هنوز اشتیاق دارد یا خیر!
اگر نمیتوانید این کارها را بکنید،بنا را بگذارید که تقدیر نبوده با ایشون ازدواج کنید و در هر صورت پرونده ایشون را ببندید و زندگی کنید !
همیشه به آل الله و شهدا توسل کنید و بدانید خوشبختی یک مسیر که با عاقبت بخیری محکم میشود و همیشه باید برای داخل آن بودن توکل و توسل داشته باشیم.
سعی کنید تکلیف خودتون روشن کنید.
اول مشکل داخلی از بین ببرید بعد یک نفر را بفرستید یا خودتون تماس بگیرید ببینید طرف مقابل هنوز اشتیاق دارد یا خیر!
اگر نمیتوانید این کارها را بکنید،بنا را بگذارید که تقدیر نبوده با ایشون ازدواج کنید و در هر صورت پرونده ایشون را ببندید و زندگی کنید !
همیشه به آل الله و شهدا توسل کنید و بدانید خوشبختی یک مسیر که با عاقبت بخیری محکم میشود و همیشه باید برای داخل آن بودن توکل و توسل داشته باشیم.
