ناشناس
سوال 22955
سلام 41 ساله هستم. خواستگاری برایم پیدا شده که 3 سال از خودم بزرگتر است. یک عقد ناموفق داشته است و 9 ماه با طرف بوده و بعد طلاق توافقی گرفته است. حدود 18 سال پیش. به گفته خواهرش بعد از طلاق ناراحت بوده و اجازه نمی داده براش خواستگاری برن. تا حالا که بالاخره راضی شده که ازدواج کنه. چه سوالاتی باید ازش بپرسم که بتوانم بهتر تصمیم بگیرم. با توجه به شناخت ازخودم که دوست ندارم با مطلقه ها ازدواج کنم. ولی چون سنم داره بالا می ره می ترسم دیگه فرصتی نداشته باشم گفته ام اگه طرف خوب باشه این فاکتور را کم می کنم.ولی خوب بودن طرف را از کجا بفهمم؟به مطلقه ها بد بینم. در ضمن خودم دو ماهی است به بیماری کنسر دچار شده ام و در حال درمانم. حالا که این بیماری را دارم اصلا به ازدواج فکر بکنم یا نه؟ و چطور مطرحش کنم. الان در وضعیت روحی خوبی نیستم و فقط دارم به بیماری فکر می کنم. آیا اصلا وارد فضای ازدواج بشوم یا بگذارم بهتر شوم؟ بعد. چون نمی خواهم دچار ناراحتی از آن لحاظ هم بشوم. هنوز با طرف صحبت نکرددم. خواهرم می گه وارد صحبت شو ولی من تردید دارم. بالاخره بیماری است و طول درمان دارد. من در اوایل درمان هستم.
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
2 پاسخباسلام
.بیماری شما نیاز به آرامش دارد و با استرس بدتر می شود. انتخاب همسر و درمان بیماری بصورت موازی شاید بر هر دو تاثیر منفی بگذارد.
شاید خواهر تان امیدوارم است با صحبت کردن ذهنتان از بیماری منحرف شود و روحیه بهتری پیدا کنید .
در حالت ایده آل شاید فکر خواهرتان کمک کند هم روحیه بگیرید و هم موفق به ازدواج شوید ولی مشخص نیست عکس العمل این آقا به بیماری شما چه خواهد بود و در صورت جواب منفی روحیه شما بهتر می شود یا بدتر.
اگر موضوع بیماری را از ابتدا نگویید و به تفاهم اولیه برسید ،چگونه مطرح کردنش که ایجاد بدبینی و پنهان کاری نکند آسان نیست.
وقتی تصمیم گرفتید که با این آقا صحبت کنید و موضوع بیماری را بگویید.اگر نظرش برای ادامه آشنایی مثبت بود درباره نحوه شناخت و نظرتان درباره مردان مطلقه می توانید مشاوره بگیرید.
.بهتر است با توجه به شناختی که از خودتان دارید و احترامی که برای دیگران قائل هستید راهی را انتخاب کنید که به دو طرف کمترین ضربه وارد شود. موفق باشید
.بیماری شما نیاز به آرامش دارد و با استرس بدتر می شود. انتخاب همسر و درمان بیماری بصورت موازی شاید بر هر دو تاثیر منفی بگذارد.
شاید خواهر تان امیدوارم است با صحبت کردن ذهنتان از بیماری منحرف شود و روحیه بهتری پیدا کنید .
در حالت ایده آل شاید فکر خواهرتان کمک کند هم روحیه بگیرید و هم موفق به ازدواج شوید ولی مشخص نیست عکس العمل این آقا به بیماری شما چه خواهد بود و در صورت جواب منفی روحیه شما بهتر می شود یا بدتر.
اگر موضوع بیماری را از ابتدا نگویید و به تفاهم اولیه برسید ،چگونه مطرح کردنش که ایجاد بدبینی و پنهان کاری نکند آسان نیست.
وقتی تصمیم گرفتید که با این آقا صحبت کنید و موضوع بیماری را بگویید.اگر نظرش برای ادامه آشنایی مثبت بود درباره نحوه شناخت و نظرتان درباره مردان مطلقه می توانید مشاوره بگیرید.
.بهتر است با توجه به شناختی که از خودتان دارید و احترامی که برای دیگران قائل هستید راهی را انتخاب کنید که به دو طرف کمترین ضربه وارد شود. موفق باشید
سلام. در ابتدا از خدواند میخواهم که انشاالله همه بیماران را شفا عنایت نماید. و انشاالله که بیماری شما هم به زودی زود درمان گردد.
به نطرم ۳ نکته را در مورد سوالتان در نظر بگیرید. اول اینکه همسرتان را سعی کنید فارغ از اینکه سابقه ازدواح دارد یا نه و اینکه سن شما بالاتر می رود بررسی کنید و ببینید معیارهایتان هم خوانی دارد یا نه. و بعد وارد قضیه سابقه ازدواح فرد شوید.
دوم اینکه در خصوص علت طلاق این حق طبیعی شماست که پرس و حو کنید تا در زندگی اینده تون اسیب کمتری ببینید و نباید به گفته خواهر و یا خود اقا اکتفا کنید.
سوم اینکه در خصوص بیماری هم اگر واقعا از جلسه اول عبور کردید نهایتا تا دلبستگی بین شما و اقا شکل نگرفته باید گفته شود تا فردا مشکلاتتان بیشتر نشود. به نطرم جلسه دوم و یا سوم.
به امید بهبودی کامل شما و شروع زندگی باب میلتان و ورود کسی به زندگیتان که با معیارهای شما تطابق دارد.
به نطرم ۳ نکته را در مورد سوالتان در نظر بگیرید. اول اینکه همسرتان را سعی کنید فارغ از اینکه سابقه ازدواح دارد یا نه و اینکه سن شما بالاتر می رود بررسی کنید و ببینید معیارهایتان هم خوانی دارد یا نه. و بعد وارد قضیه سابقه ازدواح فرد شوید.
دوم اینکه در خصوص علت طلاق این حق طبیعی شماست که پرس و حو کنید تا در زندگی اینده تون اسیب کمتری ببینید و نباید به گفته خواهر و یا خود اقا اکتفا کنید.
سوم اینکه در خصوص بیماری هم اگر واقعا از جلسه اول عبور کردید نهایتا تا دلبستگی بین شما و اقا شکل نگرفته باید گفته شود تا فردا مشکلاتتان بیشتر نشود. به نطرم جلسه دوم و یا سوم.
به امید بهبودی کامل شما و شروع زندگی باب میلتان و ورود کسی به زندگیتان که با معیارهای شما تطابق دارد.
