ناشناس

سوال 23022

کارمند 36ساله ام. با دختر12سالمه تنهازندگی میکنم.تازگیا اونقد شرایط اقتصادی سخت شده تصمیم گرفتم با ازدواج مشکلات مالیم کم شه . خیلی خیلی خسته ام.شیفتای سخت بیمارستان.دوران نوجوانی دخترم. مشکلات اقتصادی زیاد. پدرفرزندم هم چهارساله اصلا نیومده ببیندش و روحیه ش اثربدی گذاشته. پدرم هم جانباز ه واصلا نمیتونه کمک کنه. احساس تنهایی بی کسی زیادی میکنم.

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

5 پاسخ
سلام هیچ وقت امیدتون را از دست ندید به خدا توکل کنید
سلام عزیزم تو حق اینو داری دوباره زندگی تشکیل بدی اونم به خاطر بچتون لایق بهترینا هستی
سلام دوست عزیزم واقعا براتون میکنم تو این شرایط خیلی سخته چون شما هم بالاخره یک زن هستید نیاز ب یک مرد قابل مورد اعتماد دارید ک یک حامی و تیکه گاه محکمی باسه برا خودت و دخترت ک الان در سن حساسی هست و نیاز ب مراقبت و حمایت داره من خودم دخترم ولی با اینکه هنوز کسی مورد نظر پیدا نشده مثلا بدلم بسینه اما قسمت نشده و واقعا کامنت شما خیلی قابل درک هست امیدوارم یک انسان با شخصیت و مومن نصیبتون بشه همینجا
خیلی غمگین شدم در رابطه با مشکلتون.تصمیم کاملا سنجیده ای گرفتید.هم شما و هم دخترتون به یک تکیه گاه مورد اعتماد نیاز دارید.من براتون دعا میکنم
خدا قوت ، واقعا سخت شدهزندگی اینجا آدمای خوب زیاد هست آشنا بشید جهت ازدواج قطعا هم از تنهایی در میاد هم بلاخره سرو سامانی میگیره اوضاع البته بسیار دقت کنید