ناشناس

سوال 238364

با عرض سلام و خسته نباشید<br>اینجانب مشکلی بسیار بزرگ دارم که بسیار مرا زجر می دهد به طوری که هر شب در حدود 1 ساعت به آن فکر می کنم ( در هنگام خواب )<br>من 23 سال سن دارم وبه زودی از مقطع لیسانس ( مهندسی برق ) فارغ التحصیل می شوم ( فقط پروژه ام مونده ). اکنون برای ازدواج اصلا آمادگی ندارم چرا که می خواهم ادامه ی تحصیل بدهم یا به سربازی بروم .<br>شرایط من برای همسرم شرایط نرمالی هستند به طوری که می خواهم همسرم زیبا باشد ، با دین و ایمان باشد ، از خانواده ای خوب ، نجیب و البته اگر شد کم پسر باشد و از همه بسار مهمتر دختری نجیب و خوش اخلاق باشد.<br>در خانواده ی ما دختر زیاد است اما هر کدام به نوعی یکی از شرایط بالا را ندارند . راستی پدر و مخصوصا مادر من تاکید دارند که دختر باید از اقوام یا همشهری ( یزد ) باشد.<br>تنها دختری که تمامی شرایط بالا را دارد ( همگی در حد نرمال اینجانب ولی مثلا ممکن است دختری باشد که زیبا تر از ایشان باشد ولی مثلا خوش اخلاق نیست یا اهل دین درست و حسابی نیست ) دختر خاله ی من است که بسیار او را دوست می دارم ، بسیار زیاد .<br>البته دختر دیگری هم هست که او هم از اقوام است ، او نیز مانند دختر خاله ام است اما او را کم تر از دختر خاله ام دوست دارم .<br>حال کمی از این 2 نفر برای شما تعریف می کنم :<br>1 . دختر خاله ام : <br>ایشان بسیار نجیب و مهربان و بسیار دوست داشتنی ست . لیسانس مهندسی منابع طبیعی از دانشگاه آزاد شهرستان را دارد و خانئاده ی من و او بسیار به هم نزدیک هستیم ( البته تا 2 سال پیش که هنوز به یزد نرفته بودند ، از آن هنگام او را 2 یا 3 روز است که دیده ام )<br>مادر او که خاله ی من است مادر من را نیز بزرگ کرده است ( یعنی یک نوع رابطه ی مادر و دختری بین ایشان است نه خواهری )<br>تمام اینها که گفتم حسن بود و هر عاقلی با این شرایط دیگر جای فکر باقی نمی گذارد اما ...اما یکی از موانع سر راه سن ایشان است .. او 2 سال از من بزرگتر است و 25 سال دارد و همینطور دائم برایش خواستگار می آید .<br>2. شخص دوم که او دختر دختر خاله ام است البته یکی دیگر از خاله هایم :<br>دختری نجیب ، مهربان و درس خوان و تمام خصوصیات مورد نظر من را دارد .من به تازگی ( در حدود 2 سال ) است که با او آشنا ( در حد سلام و احوال پرسی ) شده ام و در حدود 5 الی 6 بار بیشتر او را ندیده ام . 1 برادر کوچکتر دارد ، فقط همین . ( قبلی 1 خواهر و 2 برادر همگی بزرگتر از او دارد که همگی ازدواج کردند ) . او 6 سال از من کوچکتر است و امسال به سوم دبیرستان میرود. درسش هم شنیده ام که عالیست. او هم نمونه است و هر فرد عاقلی او را بدون چون و چرا می پذیرد اما .. اما لهجه ی یزدی غلیظ یزدی دارد ( البته من خودم لهجه ی یزدی را متوجه می شوم چون پدر و مادرم اصلیت یزدی دارند ) و اینکه او را کمتر از قبلی دوست دارم .. یعنی حالا که فکرش رو می کنم می بینم که قبلی رو خیلی خیلی بیشتر از ایشام دوست دارم .<br>شما رو به خدا قسم می دم که کمکم کنید ، من چه کنم ؟شخص اول با مادرش اواخر شهریور به تهران می یاد ، بارها می خواستم موضوع رو به مادرم بگم ولی گفتم شاید مخالفت کته و من همین دیدار های کم و بیش رو هم از دست بدم . می ترسم نگن و از دست بدمش و می ترسم که زندگی با شخص دیکه ای رو با یاد او شروع کنم و ادامه بدم . ولی... ولی اگه یه طوری متوجه می شدم که خودش چی می خواد .. که آیا نظرش راجع به من چیه .. آیا مثبته ؟ خیلی عالی می شد و اگر مثبت باشه پای همه ی مسایل به خاطر اون می ایست محتی جلوی خونوادم !!<br>لطفا من رو دقیق و مثل پسر خودتون راهنمایی کنید . به مادرم بگم ؟ اگه آره ، چه موقع بگم ؟ بعد از اومدنشون یا قبلش ؟<br>به نظر شماآینده ی من با شماره ی 1 بهتره یا شماره ی 2 ؟ البته خودم فکر می کنم از لحاظ مادی و اجتماعی و اینکه تو خانواده ی ما جز یکی دوتا استثنا رسم نیست دختر از پسر کوچکتر باشه 2 بهتره ولی از لحاظ عاطفی و روانی 1 !!<br>شما آینده ی من رو با کدوم یکی از اینا بهتر می دونید ؟ بعضی وقت ها به خودم می گم که دختر خالم ( شماره 1 ) شاید و البته به احتمال زیاد به من فکر هم نمی کنه !! شاید و به احتمال زیاد منتظر شخصی بسیار بهتر از منه و من نباید این حق رو ازش بگیرم !<br>کمکم کنید ، به مادرم بگم یا نه ؟ چه مو قع بگم ؟ به خودش چی ؟ بگم یا نه ؟ <br>خواهشا همه ی سوالام رو جواب بدید . راستی باز هم تاکیید منم که من الان شرایط ازدواج رو ندارم ، آیا اون حاضر می شه منتظر من بمونه ؟<br>من چند با با تبیان مشاوره کردم ولی هر با سرسری و بی حوصله و تو چند تا خط کوتاه که نکات چندانی هم نداشت جواب دادن !!<br>و تازه کلی هم جواب من رو دیر دادن !!<br>بزرگترین ترس من این است که خانواده یخاله ام مخ

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
پاسخ :آقا مجید از ارتباط شما خوشحالم . خوب آقای عزیز متأسفانه شما نتوانسته ای در این توضیحات طولانی ...مطالبت و اطلاعات را درست بدهی .. بنابراین اولا بگو که خودت در چه خانواده ای ( از نظر تعداد افراد و سن و جنس و شغل و تحصیلات و وضعیت تآهل تک تک آنها ) زندگی می کنی ... و بعد هم اصولا به جای اینکه تمام توجهت را روی این دو دختر خاله زوم کنی .....بهتر نیست که ابتدا سعی کنی یک معیارهای منطقی و خوبی را در مورد همسر آینده ات انتخاب کنی و بعد سعی کنی همسر آینده ات را بر آن اساس انتخاب کنی
... در ضمن من فکر می کنم شما دو یا سه سال دیگر باید به خودت فرصت بدهی تا به بلوغ کامل ( از نظر عقلی و عاطفی و اجتماعی و شخصیتی و ....) برسی ....چون در این سنین است که شناخت بهتری از خودت و خواسته ها و اهدافت بدست می آوری و در ضمن وضعیت شغلی و تحصیلی و سربازی ات مشخص تر شده است و بهتر می توانی همسر مناسب خودت را انتخاب کنی ...
همچنین این علاقه شما به دختر خاله ات ( چون هنوز به بلوغ کامل نرسیده ای ) در عین حال که طبیعی است ماندگار هم نیست و در نتیجه به مرور کمرنگ شده و از بین می رود ... که بهتر است در این دوران با این آگاهی خودت را کاملا آزاد بگذاری و مراقب باشی که به آن هم وابسته نشوی .. در ضمن این عجله و هیجانی شدن شما برای انتخاب همسر... که یک عمر زندگی آینده ات است .....اصلا مناسب نیست ... امیدوارم خوب متوجه شده باشی ... به امید موفقیت برای شما