ناشناس

سوال 243925

402764زناشوییزهره سادات روحانیتاریخ سوال :1386/5/16تاریخ جواب :تحصیلات :9سن :26گروه :روانشناسیسوال : سوال کد 394971 : <br><br>با عرض سلام و خسته نباشید<br>مدت ۴ سال است که ازدواج کرده ام و پسری یک ساله دارم.همسرم فوق یسانس مکانیک است همسرم تک پسر است.و کارش در شهرستان است و مادر ایشان با به وجود آمدن هر اختلافی بین خودش با من با همسرم تماس می گیرد و راست و دروغ ازمن بد گویی می کند و همسرم خیلی تحت تاثیر مادرش است. من از این موضوع که بین من و همسرم فاصله افتاده و در رابطه بین من و همسرم خانوادهاش دخالت می کنند ناراحتم.<br>در ضمن آنها در مورد سر و وضع من و لباش پوشیدن لباس خریدن من و خیلی چیزهای دیگر هم دخالت می کنند.<br>البته در ظاهر خانواده مذهبی هستند.<br>ما هم مذهبی هستیم. و من خودم مهندس کامپیوتر هستم. <br>متاسفانه احساس من این است که مادر همسرم به من حسادت می کند و هر موقع من در موقعیت برتری قرار می گیرم سعی در تحقیر من می کند و بدتر از همه آنکه همسرم را تحریک می کند.<br>من نی دانم چه طور علاقه همسرم را به خودم بیشتر کنم. با اینکه فردی تحصیل کرده است اما به شدت تحت تاثیر خانواده خودش و به ویژه مادرش است.<br>ما ساکن تهران هستیم و همسرم ۳۳ سال دارد.<br>با تشکر<br><br><br>**********************************************<br>پاسخ : <br><br>باسلام.دوست عزیز! برای پاسخ دادن به سوالتون ابتدا لازمه اطلاعاتی در این زمینه بدید تا با در نظر گرفتن جوانب بتونم بهتون كمك كنم.<br>1- اختلافتون با مادر همسرتون بیشتر بر سر چه مسائلی است؟<br>2- درباره مورد اخیری که اختلاف بینتون پیش اومد توضیح بدید؟<br>3- نتیجه چی بود و ایشون به همسرتون چی گفتند؟<br>4- واکنش همسرتون چی بود؟<br>5- خودتون رو چقدر در بوجود آمدن این مشکل مقصرمیدونید؟<br>6- تا حالا در مورد این مساله با همسرتون صحبت کردید؟<br>7- اگر بله چی گفتید و نظر ایشون چی بود؟<br>8- خودتون تا حالا چقدر سعی کردید ارتباط بهتری با مادر همسرتون برقرار کنید؟<br>9- مادر همسرتون در چه مواردی به شما حسادت می کنند؟<br>10-میتونید در اون موارد طوری رفتار کنید که احساس نکنند شما از ایشون برترید و بهتون حسادت نکنند؟<br>11-بجز این مساله با همسرتون مشکل دیگری ندارید؟<br>منتظر جوابتون هستم.تا بعد...روحانی<br><br><br>*******************************************************<br><br>با عرض سلام و خسته نباشیدو تشکر از زحمات شما<br>1-خیلی مسائل. مثلا به خاطر تفاوتهایی که ایشان بین من و دخترانشان قائل می شوند. هر ناراحتی و بیماری که برای من و پسرم پیش بیاید از نظر ایشان اصلا مهم نیست و هر اتفاق کوچکی که برای آنهاپیش بیاید زمین زمان به هم می ریزد.مثلا سر کار رفتن برای من جرم بود و من با تمام خستگی که از سر کار بر می گشتم باید مهمان داری هم می کردم و هیچ کمکی از سمت همسرم دریافت نمی کردم و به من می گفتند خودت خواستی سر کار بری می خواستی نری. ولی حالا که دختر ایشان سر کار می رود باید جمعه ها در خانه بمانند و به کارهای خانه برسند. و مادر همسرم هم هیچ اعتراضی ندارد. یا در دوره بارداری بیشترین اذیت و آزارها را به من دادند. باید بعد از 3 ماه حالت خوب بشه و ... . نوبتی تلفن می کردند و این باید ها را به من که سر بچه اولم همسرم در کنارم نبود تحویل می دادند. چرا مارا دعوت نمی کنی و غیره در صورتی که الان برای دختر خودشان به کلی طور دیگری رفتار می کنند. انتظار ایشان این است که ما کار کنیم تا به دختر ایشان کمک کنیم که خانه بخرند در صورتی که خود ما خانه ای نداریم. در بدترین شرایط مالی با این که می توانستند ولی هیچ کمکی به ما نکردند و ... .<br>2- علت اختلاف ما این بود که من سعی کردم رفتاری مشابه خودشان با ایشان بکنم. هر وقت من و همسرم پیش هم هستیم مرتب به ما تلفن می کنند و آمار کارهای ما را می گیرند .در صورتی که وقتی که ما از هم دوریم اصلا خبری از ما نمی گیرند. با هم بیرون رفتید؟ و از این حرفا. من به منزل ایشان زنگ زدم برای احوال پرسی و چون نبودند به موبایل پدر همسرم زنگ زدم. بالاخره بعد از 5 بار تماس حدود 12 ساعت بعد خودشان زنگ زدند که ما فلان جا هستیم(تفرش). من هم طبق عادت خودشان گفتم که چرا به من نگفته بودید و من خیلی نگران شدم و دلم شور زده شما باید قبلا به من خبر می دادید.البته من حدود 2 ساعت قبل از تماس آنها فهمیدم که آنها تفرش هستند(از طریق همسرم تلفنی). ولی از این که آنها از تفرش به همسرم تلفن کردند و به من نکردند ناراحت بودم. چرا من باید ریز همه کارهایم را به آنها گزارش دهم ولی آنها هر کاری که می کنند صدایش را هم در نمی آورند. بعد از بازگشتشان از سفر من به آنها زنگ زدم برای احوال پرسی.که مادر همسرم مسئله را پیش کشید. و گفت من

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
باسلام و عرض تبریک به مناسبت فرارسیدن ماه مبارک رمضان و با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما.دوست عزیز!از اینکه با تاخیر به سوالتون جواب میدم عذرخواهی می کنم. در همین مورد كه گفتید(رابطه خودتون با مادر شوهرتون) بهتره با ایشون صحبت كنید و نظر و انتظارت خودتون رو عنوان كنید.برای حرف زدن در این زمینه بهتره به ایشون بگید میخواهید در مورد موضوع مهمی با ایشون صحبت كنید و یك وقتی رو به شما بدهند.در اون زمان هیچ عامل مزاحمی مثل تلفن و تلویزیون و بچه و... نباشه..هر دوی شما تنها كاری كه انجام میدید صحبت با هم باشه. روبروی ایشون بنشینید ،بعد با آرامش و احترام ولی باجدیت انتظار و خواسته خودتون رو مطرح كنید.فراموش نكنید تنها در مورد این مساله صحبت كنید نه مساله دیگر و اگر همسرتون هم مسائل دیگری رو پیش كشید شما دوباره به همین مساله برگردید.فراموش نكنید كه در این میان از اینكه میدونید ایشون چقدر مشغله داره و ...صحبت كنید.همچنین از نقاط مثبت ایشون حرف بزنید و اینكه همسر و زندگیتون رو چقدر دوست دارید .و از این بابت از ایشون تشكر كنید(به خاطر زحمات و ویژگیهای خوبشون) همینطور خواسته خودتون رو هم مطرح كنید.همچنین نظر ایشون رو هم در این مورد جویا شوید و ببینید ایشون برای این مساله چه راه حلی ارائه میده.مثلا عنوان کنید اگر زمانهایی اختلافی بین شما و مادر ایشون پیش میاد بیشتر یک سوء تفاهمه تا یک مساله جدی و شما نمیخواید مشکلی بین دو طرف وجود داشته باشه و سعی خودتون رو هم برای این قضیه می کنید.دوست دارید اگر زمانی بین شما و مادرشون مساله ای پیش میاد خیلی دوستانه بین خودتون حلش کنید که البته همسرتون هم میتونه در این بین نقش مهمی ایفا کنه.بهرحال در این مدت کدورتهایی پیش اومده که لازمه شما و ایشون(همسرتون)برای بهبود رابطه حداکثر تلاش خودشون رو بکنید.و با این کار همه به یک آرامش نسبی می رسید.بهتره ایشون در این بین خیلی با سیاست عمل کنند.مثلا اگر زمانی مادرشون عنوان کرد که مثلا کار همسرت نوعی بی احترامی به من بود ایشون بگه اتفاقا زنم خیلی دوستتون داره و همیشه از شما تعریف می کنه و... و اینطوری رابطه بین دو طرف رو بهتر کنه.بهتره با مادرشون هم صحبت کنید و خیلی دوستانه عنوان کنید که دوست دارید اگر سوءتفاهمی بینتون پیش میاد خیالی دوستانه با هم حل کنید و بگید دوست ندارید ایشون رو ناراحت کنید و خیلی از مسائلی که پیش میاد سوءتفاهمه و میتونید با صحبت کردن اونو حلش کنید.دیگه در مورد گذشته ها حرفی نزنید و هر مساله رو همون موقع حل کنید تا تبدیل به کدورت نشه. هر قسمت از مطالب براتون مبهم بود عنوان کنید تا توضیح بیشتری بدم. اگر سوال دیگری داشتید بپرسید.تا بعد...روحانی