ناشناس
سوال 24946
سلام خدمت خانوم دکتر من دوسال پیش باآقایی که برام معرفی کردن آشنا شدم چون تنها بودم ونیاز به همدم داشتم بنا به دلایلی خواستگارنداشتم پیشنهادی نداشتم مجبورشدم باهم باشیم درضمن این آقا زن وبچه داشت من همون اول گفتم که منو رهانکن وقول بده همیشه بامن باشی این آقا هم قبول کرد بعد از۶ ماه آشنایی من عاشقش شدم گفتم میخوام باتو ازدواج کنم وچون شرایط نداشت پاجلونزاشت ووقتی دید من واقعا دارم میرم گریه وزاری کرد که من میخوام بگیرم منم به گفته این خانواده ام خبردارکردم وبعد این آقا بعد ۴ ماه التماس من ۹۹ ساله صیغه کرد با اینکه دوسش داشتم قبول کردم ومورد سرزنش خانواده اطرافیان قرارگرفتم که باید دائمی کنه خونه وزندگی فراهم کنه ومن بعدازمدتی ازرفتارایشان که خونه وزندگی ندارم واینکه دوریش برام سخته بهم زدم وهمچنان عاشق این مردم ومیخوام بااون باشم ازدواج نکنم واینکه به گفته این آقا زنش سرده واینکه غده خوش خیم رحمش هست ومیگه عجله نکن من وتو یه روزی بهم میرسبم به نظر شما چون این مرد ایده ال منه ازدواج نکنم واینو باورکنم که من واون آخرمال هم هستیم وحتی اگه خواستگاربیفتد من رد کنم به گفته این آقا وابنکه این آقا دوجور حرف میزنه میگه بامن باش تا وقت ازدواج خوبش شد برو یکیم میگه صبر کن بلاخره ازدواج میکنیم الان من منتظر باشم یا تلاش برای ازدواج بکنم ولی من خودم هم خیلی بهش علاقه دارم فکرمیکنم اونکی آرزو دارم این آقاست لطفا راهنمایی کنید
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
3 پاسخزندگی با فرد متاهل خیلی سخته بهتر این است که وابستگی تون کم کنید وبه فکر ازدواج با فرد دیگری که بیشتر دوستتون داره باشید اگر مشاوره هم بگیرید قطعا همین می گویند
سلام
یسری اشتباهات انجام دادی کار ندارم گذشته
الانم سعی کن این احساس وابستگی و علاقه ت را کنترل کنی و برای خودت این موضوع را تموم کنی
زندگی با کسی که زن و بچه داره خیلی سخته و امکان داره این احساست باعث بشه فکر کنی می تونی
به اینکه حتمن باید بهش برسی یا میرسی و اون تو را میخاد و.. فکر نکن چون شاید اینجور نباشه
یکم به خودت زمان بده و بهش فکر نکن، با خدا خیلی درد و دل کن، قرآن و دعا زیاد بخون
وقتی اروم شدی با خاستگارای دگه صحبت کن و احساسی تصمیم نگیر
موفق باشی
یسری اشتباهات انجام دادی کار ندارم گذشته
الانم سعی کن این احساس وابستگی و علاقه ت را کنترل کنی و برای خودت این موضوع را تموم کنی
زندگی با کسی که زن و بچه داره خیلی سخته و امکان داره این احساست باعث بشه فکر کنی می تونی
به اینکه حتمن باید بهش برسی یا میرسی و اون تو را میخاد و.. فکر نکن چون شاید اینجور نباشه
یکم به خودت زمان بده و بهش فکر نکن، با خدا خیلی درد و دل کن، قرآن و دعا زیاد بخون
وقتی اروم شدی با خاستگارای دگه صحبت کن و احساسی تصمیم نگیر
موفق باشی