ناشناس

سوال 250199

بابا خسته شدم .خسته خسته الان كه دارم این نامه رو مینویسم اشك از چشام جاریست و به امیدی دارم این نامه رو مینویسم كه شاید یكی منو دریابه:از اون وقتی كه یادمه انگار دارم توی دیوونه خونه زندگی میكن.م دیدی خیلی ها در جهت مثبت پیشرفت میكنند و به خودشون میبالند پدر و مادر منم از اینان اما یه فرق كوچولو دارند به جای كلمه مثبت <منفی>به كار میبرند .واقعا جای با حالیه اگه تونستید یه سر بیایید اینجا یه باغ وحش طبیعی رو ببینید البته با حیوونای اهلی و ارام بیایید و ببینید چه ایده های با حالی داده میشه .(گاهی اوقات شیطون میاد تو جلدم و میگه خدا اینا رو به تو داده اونه كه میخواد تو رو اینجوری خوار كنه اما من با یه كم فكر كردن به خودم میام و میبینم كه خدا تازه داره منو بین این موجودات عجیب نگهداری میكنه اگه اونو نداشتم چه كار باید میكردم)باور كنید گاهی اوقات حرفهای از دهنشان روانه دروازه گوش ما میكنند كه وقتی در گوشمون باز میشه و تك تك اون خار های این حرفها جگرمون و قلبمون رو به درد میارند ادم میخواد خودشو بكشه اما بین اینا نباشه . گاهی اوقات شك میكنم كه ایا من بیدارم یا خواب .اخه چرا باید خریت اونا باعث ویرانی ما بشه .چرا من كه كلی استعداد دارم باید حسرتشونو بخورم اونا منو نا امید نكردند چون من در هر حالتی باشم امیدم 100 در صده.ولی باور كنید جای امیدی واسه من نگذاشتند تاكید میكنم ///جای /// امیدی واسم نذاشتند خانم افتخار اگه بخوام كه دردا مو بگم میشه چند تا كتاب نوشت و من دارم كمی از اونایی رو كه میشه به زبون اورد ذكر میكنم من گاهی اوقات شرم میكنم كه بگم پدر و مادری دارم كی میخواد جواب منو بده خدا میدونم اخرتی هست حسابی و كتابی هست اما وقتی من میتونم ثواب بیشتری ببرم وقتی میتونم كه مفید باشم چرا باید اسیر جهالت این دو نفر باشم..چرا...... چرا... همه مشكل دارند حتی خود شما هم مشكل دارید ولی ایا با این كه مشاورید چنین مشكلاتی را شنیده بودید منی كه مجبورم وقتی كه میخوام بخوابم واسه اینكه عقده ای نشم یه دفتر بر میدارم و تا میتونم به ذهنم با نوشتن میقبولونم كه چه روزی بود .جهنمی رو كه من تو اون برگه به بهشت تبدیل میكنم ایا وجود داره من كه میدونم كجام ...ولی خب راهی نیست .... چی بگم تا میام یه مشكلی رو بگم ده تای دیگه میان میزنند تو سر این یكی و با قلدری میگند كه من از اون بزرگترم و همینطور ادامه داره باور كنید خیلی خته با نفهمی زندگی كردن باور كنید طاقت من زیاده من مثل زن صبوری كه شوهرش رو تحمل میكنه شدم .من طاقتم زیاده ولی ولی جهالت اونا انقدر سنگینه كه ...................انقدر قوی انقدر مسخره ست كه طاقت من پیش اون یك میلیونم هم نیست ....... د با این توصیفات من از شما انتظار دارم كه منو كمك كنید..من دارم قطره قطره با زجر میمیرم باور كنید جنگ بین من و این جهالت بد تر از فلسطین و اسراوئیل هست.............اگه یه وقت دلتون به حال من سوخت كمكم كنید .التماس نمیكنم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
پاسخ : آقای عزیز از ارتباط شما خوشحالم ... خوب آقای محترم لازم است که شما یک اطلاعات بیشتری راجع به خودت ( سن و تحصیلات و شغل و .... ) به من بدهی..... و بعد هم بگوئی در چه خانواده ای ( از نظر تعداد افراد و سن و جنس و شغل و تحصیلات و وضعیت تأهل تک تک آنها ) ودر چه شهری زندگی می کنی ... همچنین یک شمه کاملی از اول زندگیت در خانواده تا بحال به من بده تا بیشتر با وضعیتت آشنا شوم ......در ضمن روابطت با تک تک اعضای خانواده به چه صورت است و چه روابطی با همکلاسی هایت و دوستانت داری ....همینطور در خانواده شما چقدر از مسخره کردن و تحقیر کردن ومقایسه کردن و سرزنش کردن استفاده می شود ... امیدوارم خوب متوجه سوالات من شده باشی و بتوانی در ارتباط بعدی کامل توضیح بدهی ... در ضمن در حال حاضر وقتت بیشتر به چه صورت می گذرد و چه می کنی .. به امید موفقیت برای شما