ناشناس

سوال 251537

با سلام<br>من دبیر و مجرد هستم و سه سال پیش دانش آموز دختری داشتم که علاقه شدیدی نسبت به اون پیدا کردم ولی با توجه به اینکه فکر می کردم (هنوز هم فکر می کنم) که شرلیط ما طوری نیست که با هم ازدواج کنیم ، رفتارم به گونه ای بود که ایشان در این چند سال متوجه علاقه من نسبت به خودشون نشد البته بعد از اون هم شاگرد من شده اند. به غیر از ایشان من این حس رو نسبت به هیچکس پیدا نکردم البته این بخاطر باوقار بودن و مهربان بودن ایشان بود. من این مطلب با تمام توان سعی کرده بودم فراموش کنم(در مدتی که ایشان را نمی دیدم) ولی همه تلاش من با دیدار اتفاقی و بسیار کوتاه ایشان به باد رفت و من بدتر از گذشته شده ام و حالا نمی دانم که تا چه حد با خودم مقابله کنم (تا حالا هیچ فکر بدی نسبت به ایشان پیدا نکرده ام) و فکر می کنم که این احساس یک عشق پاک است و همین من رو در دوراهی قرار داده ، که سعی کنم که به ایشان فکر کنم یا باز خودم رو تحت فشار قرار بدهم که اصلا از نظر روحی کار راحتی نیست ، تنها راهی که به نظرم رسید تا راه درست را پیدا کنم سعی در کمک گرفتن از شما برای حفظ ایمانم بود(در تمام مراحل زندگیم سعیم این بوده در مقابل نامحرم دچار احساس نشوم ولی در این مورد واقعا عاجز شدم) ، در ضمن این خانوم اصلا از علاقه من اطلاعی ندارند چون فکر می کردم که اگر به هم نرسیم ممکن بود آسیب روحی ببینند. و حالا تنها امید من بعد از خدا شمایید . با کمال تشکر.

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ

با سلام
تدریس خصوصی آن هم به جنس مخالف در حالی که شما مجردید این مشکلات را هم دارد.البته عاقلانه عمل کرده اید که چیزی یه خود یا خانواده اش بروز نداده اید.
در مورد شرایط خودتان برای ازدواج و شرایط ایشان برایم توصیف کنید.ملاک هاتان برای ازدواج را هم تنظیم کنید و و ایشان را با آن ارزیابی کنید برای من هم بفرستید تا نظرم را عرض کنم.ضمنا خودتان را برای نه شنیدن هم مهیا کنید.موفق باشید.