ناشناس
سوال 252043
با عرض سلام،ادب واحترام فراوان ، حضورمحترم جناب آقای نظری، خسته نباشید. این حقیر از اینکه می توانم حرف دلم را خیلی خودمونی با شما مطرح کنم بسیار خوشحالم وامیدوارم که با راهنمائی های ارزنده ی شما بتوانم راه درست را تشخیص و انتخاب نمایم.«ان شاءالله» **درضمن پیشاپیش از اینکه دل نوشته هایم کمی طولانی است و وقت شما را میگیرم از شما معذرت خواهی می کنم** غرض از مزاحمتی که برای شما ایجاد کردم،اینست که بنده برادر خانمی دارم بنام(مسعود)که پسرخاله من نیز می باشد.وی که در سن19-18 می باشد، تا قبل از اینکه عازم به خدمت سربازی شود، تصویر بسیار خوبی در اذهان اطرافیان، مخصوصا خانواده اش داشت.و حتی در خانواده (تقریبا)از بیشترین امکانات برخوردار بود، اما بعد از پایان دوره آموزشی که جهت ادامه خدمت به ارتش تهران منتقل شد ، از خدمت فرارکرده که تلاش وسعی فراوان پدر ومادرش و اطرافیان، نیز نتوانست وی را متقاعد کند که به خدمت سربازی اش ادامه دهد، و نهایتا از او ناامید شدند ودیگر کاری به او ندارند.اما؟ آنچه که مدتی است خواب را از چشمان من ربوده ، اینست که وی مدتی قبل(در همین دوران فرار از خدمت)با برادر بزرگش در منزل برادر من (در شهرستان) مشغول نقاشی ساختمان بودند که همسر برادرم متوجه می شود مقدار زیادی از جواهراتش مفقود شده است که سریع موضوع را با شوهرش در میان می گذارد و بعد از یک ساعت کلنجار رفتن بالاخره جریان مفقود شدن جواهرات را با برادر مسعود درمیان گذاشتند،او بعد از کلی خجالت از این قضیه،با مسعود که به بهانه های واهی قصد بیرون رفتن از منزل را داشت ،صحبت کرد که مسعود نیز بعد از مقاومت وانکار،بالاخره تنها در حضور برادر خود اقرار به سرقت کرد وجواهرات را برگرداند.ولی طبق گفته های برادرم ، مسعود اصلا از این کار خود خجالت نکشید و حتی بعد از لو رفتن ، اصلا به روی خود نیاورد و حتی بیشتر از قبل با انها شوخی می کرد و جک می گفت؟! و اما از آنجا که من داماد این خانواده هستم ،برادرم موضوع را با من مطرح کردند که قبل ازاینکه دور شود، به فکر چاره ای باشم ، و از طرف دیگر من نیز احساس می کنم که برادر بزرگ مسعود که شاهد ماجرا بوده است ،بدلیل ناتوانی در حل درست این مسئله و مشکلات روزمره اش،سعی کرده ومیکند تا این مسئله را به فراموشی بسپارد!؟؟ و در طی این چند روز چون این موضوع بین سه خانواده از اقوام (غیر از خانواده خودش) مطرح شده بود،من با توجه به مطالبی که این خانواده ها مطرح کرده اند،متوجه شده ام که تقریبا از3یا4 سال پیش تا کنون هر مهمانی که از روستا یا شهرستان دیگر به منزلشان در اصفهان می آمد،مسعود به دور از چشم پدر ومادر و دیگر اعضاء خانواده مقداری از پول نقد یا مقدارکمی (در حدی که زود متوجه نشوند) از طلا ها وجواهرات آنها را بر میداشت،و مهمان از همه جا بی خبر اگر هم متوجه کم شدن موجوداتش می شد ، با توجه به اینکه پدر ومادر مسعود ازآبروی بالائی در میان فامیل برخوردارند،حتی کوچکترین شک وتردید را هم نسبت به فرزندان واهل خانواده در مورد مفقود شدن پول و مقداری از جواهراتشان،به خود راه نمی دادند و به گفته خودشان ،بدون اینکه موضوع را با دیگران در میان بگذارند،تنها خود را به خاطر حواس پرتی و گم کردن پول و... محکوم می کردند!!؟ ولی...بعد از اینکه من فقط موضوع سرقت جواهرات خانواده برادرم را با مادر مسعود در میان گذاشتم،بعد از کلی خجالت کشیدن وسر درد و... در حل این مسئله از خود من درخواست کمک کرد، چرا که می داند شوهرش نیز از فهمیدن این قضیه شوکه خواهد شد و تقریبا مطمئن است که او هم نمی تواند تصمیم درست را اخذ نماید ، واکنون که واقعیت ماجرا مشخص شده است ،و اطرافیانی که می دانند، هر کدام منتظر اقدامات دیگران می باشندودر این بین مسعود نیزبدون اینکه به روی خودش بیاورد، به کار خودش همچنان ادامه می دهد(این را به این دلیل می گویم که چند روز پیش که با پدر خود به منزل ما (قم) آمده بود مقداری پول از ما نیز برداشته است ،ومن این مطلب را هنوزبه خواهرش (بدلیل باردار بودن همسرم) نگفتم ، هر چند او از کم شدن مقداری از پولهایمان خبر دارد و مدام پی گیر این ماجرا است،البته لازم به ذکراست که خواهر مسعود که همسرمن است ، به همان دلیلی که عرض شد در مورد دست گلهای مسعود هیچ اطلاعی اطلاعی ندارد. )لذا این حقیرازشمابرادر بزگوارخواهشمندم، قبل از اینکه برچسب دزد بودن، به صورت گسترده تر بر این جوان بچسبد و او برای همیشه در بین فامیل وکم کم در جامعه به عنوان یک دزد معرفی شود ،که این خود زمینه انحرفات دیگری را برای وی و ... فراهم میکند و نهایتا موجب تباه شدن زندگی آینده دنیوی واخروی یک نوجوان شود،مرا با راهنمائی ها و راه کارهای خودتان پیرامون این موضوع وگرفتن تصمیمی درست و مشک
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام
برادر عزیزم بهتر است با او گفتگو کنیدو از علت اصلی این سرقت ها جویا شوید.شاید ابتلایی مثل اعتیاد پیدا کرده است که نیاز زیاد تری به پول پیدا می کند.ممکن است اختلال سلوک یا مشکل دیگری باشد که مراجعه به روانشناسان را ضروری کند.
لازم است به او محکم و استوار و در عین حال با شفقت تذکر دهید که اموال مسروقه را عودت دهد و از کار هایش اعتذار کند .در صورت تکرار بدون ترحم نیاز به برخورد دارد اگر از خودتان برنمی آید باید او را به پلیس معرفی کنید.چون این عادت منحرف باید کنترل شود والا بیش از پیش باعث سرافکندگی خانواده اش می شود.