ناشناس

سوال 255203

حدود 1 سال پیش پس از هزارو یك استرس و اضطراب كه برای خودشان داستانی دارند سرم به تاق در خورد و زخم شد از بس محكم خورده بود ترسیدم نكنه ضربه مغزی بشم و . . . خلاصه شب كه خوب بودم و خوابیدم اما این فكر كه ممكنه مغزم ضربه خورده باشه تو ذهنم بود صبح كه بیدار شدم احساس خوبی نداشتم و استرسم بیشتر بود. چشمتون روز بد نبینه رفتم یك شكلات به زور خوردم و آب هم روش، احساس كردم دارم بالا میارم خلاصه گفتم كه بیا ضربه مغزی شدم به شدت ترسیده بودم و تحمل می‌كردم كه بالا نیارم و رفتیم درمانگاه و از سرم فقط یه عكس گرفتند (كه اگه شكستگی داشته باشه معلوم بشه) دكتر كه گفت چیزی نیست و سرم رو بخیه زدند هر چی گفتم من یه كم تهوع دارم افاقه‌ای نكرد از اون موقع تا حالا كه بیشتر از بكسال میگذره انواع و اقسام افكار و اتفاقات روانی و جسمی برام افتاده كه خیلی زیاده و مهم‌ترینش تپش قلبِ كه هنوز دارم و سریع دچار استرس، اضطراب و وحشت می‌شم. از خوردن می‌ترسم موقع غذا خوردن دوست دارم غذا زود تموم بشه، موقع غذا خوردن و قتی نشستم احساس می‌كنم دارم تلو تلو می‌خورم و همین كه اینطوری می‌شم دوباره می‌ترسم و یه مرتبه اشتهام كور میشه و باز از این می‌ترسم كه اگه غذا نتونم بخورم می‌میرم و باز استرسم بیشتر می‌شه. وقتی استرس میگیرم دستگاه گوارشم به هم میریزه و احساس گرسنگی نمی‌كنم كه باز این خودش باعث استرسم میشه و حالم بدتر میشه و قتی بیكارم و تنها هستم به راحتی دچار استرس میشم از طرفی وقتی كار می‌كنم خیلی زود خسته می‌شم. اعصابم ضعیف شده و خیلی سریع اعصابم به هم می‌ریزه گاهی با خودم می‌گم شاید واقعاً به مغزم ضربه خورده و این‌ها اثراتِ اونِ گاهی هم میگم این‌ها ریشة روانی داره و من هم‌كه اعصابم ضعبف شده گاهی هم‌می‌گم شاید این سرگیجه و تلو تلو خوردن‌ها از چشمامه اما چه فایده ؟. خلاصه سرتون رو درد نیارم این‌ها كه گفتم شاید خیلی پراكنده باشد اما هر كدومش یكی از دردامه كه مثل زنجیر به هم وصل شدند. از همه مهم‌تر این دردها و استرس‌ها و ضعف ناشی از كم غذا خوردن‌ها باعث میشه گاهی اصلاً نتونم بخوابم و خواب آرام هم ندارم گاهی وقتی می‌خوابم دچار استرس و تپش قلب می‌شم و ترجیه می‌دم بلند بشم و راه برم خیلی سخته !!!! رفته بودم دكتر اعصاب و روان بهم قرص داد و گفت كه حتماً بخوری و بعداً باز بیایی پیشم . لاموتریژین كلومیپرامین و پروپرانولول داد یك بار كه این قرص‌ها رو خوردم البته با شكم خالی به همون دلیلی كه گفته بودم دچار تهوع شدم و باز هم ترسیدم و گفتم این چه قرصی بود اگه بناست من از این‌ها بخورم و به هر دلیلی استرسم بیشتر بشه كه . . . . در نتیجه دیگه اون‌ها نخوردم تا حالا هم كه دارم دردامو تحمل می‌كنم غذا به زور می‌خورم و سعی می‌كنم خودم رو آروم نگه دارم و به خودم بگم هیچی نیست نترس ! ؟ خوب میشی زمان كه بگذره خوب میشی ؟ <br>این جوری كه خودم فهمیدم وقتی استرس می‌گیرم یا به هر دلیلی می‌ترسم دستگاه گوارشم از حالت نرمال خارج می‌شه و باعث استرس بیشترم میشه كه چرا اینطور شد.<br>از طرفی عواملی كه الان برای ابجاد استرس می‌كنن یكیش تلو تلو خوردنِ كه موقع نهار خوردن خیلی بیشتر منو می‌ترسونه (گاهی هم احساس می‌كنم سرم داره گیج میره) و دومیش ترس از تخت خواب و استراحت كردنه كه مبادا برم توی تحتِ خواب و خوابم نبره و دچارِ اسارس بشم كه باز مجبور باشم بلند بشم و راه برم. از طرفی وقتی استرس دارم و می‌خوام بخوابم، خوابم نمی‌بره وقتی چشمامو می‌بندم یه مرتبه احساس سقوط از بلندی بهم دست می‌ده و چشمام سریع حركت كنه كه باعث افزایش ترسم میشه ؟<br>نمی‌دونم آیا دردام همیناست كه گفتم البته دیگه بسه خسته شدم شما هم تا اینها رو بخونین شاید حوصلتون سر بره و بگید این دیگه كیه دیوانست ولش كن یك موضوعِ دیگه كه شاید به درد بخوره اینِ كه من با استرس بزرگ شدم و از بچگی مشكل دقت روی اجسام و تكون خوردن اشیاء یا تكون خوردن‌های ناچیز با صداهای بسیار آروم (مثلِ صدای تلوزیون وقتی صداش روی صفرِ یا mute) باعث ترسم میشده شاید دوران كودكی زیاد تنها بودم و ترسیدم این مشكل ترس و این‌ها شاید بی ربط به دوران قدیم نباشه ؟<br>از این كه این همه رو خوندین ممنون و خواهش می‌كنم روش‌های آسان و كاربردی كه من بتونم از مخمسه برای همیشه رها بشم رو بهم بگین. متشكرم ؟<br>اگر سؤالی هم در موردِ خودم و دردم داشتید كه مطمئنناً دارید جواب می‌دم. متشكرم ؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ

با سلام
قرائن نشان می دهد از مشکلات روان رنجوری رنج می برید.به چه علت دارو درمانی را کنار گذاشته اید .هم نیاز به دارو درمانی دارید هم نیاز به روان درمانی و هر دو باید صورت پذیرد و الا مشکلات شما ممکن است حل نشود و حتی تشدید شود.در اولین فرصت جهت مراجعه حضوری به همکاران روانپزشک و روانشناس ما اقدام فرمایید.اگر خواستید ارتباط مان هم حفظ شود در خدمت هستم.