ناشناس
سوال 26953
حاج آقامن الان ده ساله یه مشکلی افتاده تو زندگیم خب دارم روانی میشم دیووووووونه شدم چرا خدایی که این همه ادعاش میشه چرا کمک نمیکنه پس برای چی باید این خدا رو پرستش کنیم دارم نابود میشم شب و روز دارم نابود میشم دیونه میشم خو بریم همون غیر خدا رو بپرستیم یا از جادو کمک بگیرم که بهتره از طرفی چرا خودکشی حروم کرده شما بگین من چیکار کنم دیگه از زندگی خسته. شدم به مادر و پدرمم میگم میگن تو هیچیت کم نیست بهشون میگم من مشکلم نمیتونم بگم بهشون میگم شما ظاهر قضیه میبینید باطن نمیبینینچیکار کنیم این خدا نه کمک میکنه نه چیزی همیشه میگم با خودم کاشکی یه خدایی صد برابر بهتر از این بود دیگه بدرد نمیخوره اصلا کاشکی یه خدایی بود مهربون تر از این
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و احترام
روزی فرزند خردسال پدر خود را در حال خوردن قرصی که پزشک برای درمانش تجویز کرده بود دید.
قرص خوشرنگ بود و به نظر فرزند خوشمزه آمد و دلش خواست.
به پدر اصرار کرد که از آنچه دارد به او بدهد، پدر امتناع کرد!
هرچه اصرار کرد، پدر نپذیرفت؛ گریه کرد و از او عاجزانه درخواست کرد، پدر همچنان از دادن امتناع کرد، انگار نه انگار که او دلش از آن قرصها می خواهد!
اصرار او هیچ اثری بر پدر نداشت؛ زیرا فرزند از عواقب مصرف قرص بی خبر بود و پدر می دانست اگر درخواست فرزند را بپذیرد چه اتفاقی برای او می افتد.
فرزند خردسال رو به پدر کرد و به او گفت: تو پدر خوبی نیستی و از مهربانی بویی نبرده ای!!! زیرا خواسته من را اجابت نمی کنی!
و پدر همچنان با لبخند به فرزند نگاه می کرد، زیرا چیزی را می دانست که فرزندش نمی دانست و امکان توضیح هم برای او وجود نداشت.
خدمت شما عرض می کنم که اگر خداوند شما را آفریده و از روز اول زندگی تان هر آنچه برای زندگی به آن نیاز داشته اید را برای شما فراهم نموده، از همه به شما مهربان تر است، خیر شما را می خواهد و اگر چیزی می خواهید که به شما نمی دهد، دلیلی دارد که شما از آن بی خبرید.
دلیلی ندارد اگر چیزی را به دیگران داده یا حتی به همه داده به شما هم بدهد.
دنیا با نظم غیر قابل تصوری بنا شده که هر چیز آن حساب و کتابی دقیق دارد اینکه بنده توان درک آن را ندارم دلیل بر بی حساب و کتاب بودن امور نیست.
در پناه خدا باشید
با سلام و احترام
روزی فرزند خردسال پدر خود را در حال خوردن قرصی که پزشک برای درمانش تجویز کرده بود دید.
قرص خوشرنگ بود و به نظر فرزند خوشمزه آمد و دلش خواست.
به پدر اصرار کرد که از آنچه دارد به او بدهد، پدر امتناع کرد!
هرچه اصرار کرد، پدر نپذیرفت؛ گریه کرد و از او عاجزانه درخواست کرد، پدر همچنان از دادن امتناع کرد، انگار نه انگار که او دلش از آن قرصها می خواهد!
اصرار او هیچ اثری بر پدر نداشت؛ زیرا فرزند از عواقب مصرف قرص بی خبر بود و پدر می دانست اگر درخواست فرزند را بپذیرد چه اتفاقی برای او می افتد.
فرزند خردسال رو به پدر کرد و به او گفت: تو پدر خوبی نیستی و از مهربانی بویی نبرده ای!!! زیرا خواسته من را اجابت نمی کنی!
و پدر همچنان با لبخند به فرزند نگاه می کرد، زیرا چیزی را می دانست که فرزندش نمی دانست و امکان توضیح هم برای او وجود نداشت.
خدمت شما عرض می کنم که اگر خداوند شما را آفریده و از روز اول زندگی تان هر آنچه برای زندگی به آن نیاز داشته اید را برای شما فراهم نموده، از همه به شما مهربان تر است، خیر شما را می خواهد و اگر چیزی می خواهید که به شما نمی دهد، دلیلی دارد که شما از آن بی خبرید.
دلیلی ندارد اگر چیزی را به دیگران داده یا حتی به همه داده به شما هم بدهد.
دنیا با نظم غیر قابل تصوری بنا شده که هر چیز آن حساب و کتابی دقیق دارد اینکه بنده توان درک آن را ندارم دلیل بر بی حساب و کتاب بودن امور نیست.
در پناه خدا باشید
