ناشناس

سوال 278135

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما<br>میخواسم معنی و مفهوم این بیت از سهراب سپهری رو برام بگین :<br><br>می کنم, تنها, از جاده عبور: دور ماندند ز من آدم ها.<br><br>سایه ای از سر دیوار گذشت, غمی افزود مرا بر غم ها.<br><br>با تشکر فراوان

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با عرض سلام خدمت شما دوست عزیز :

" غمی غمناك "از سهراب سپهری
شب سردی است و من افسرده
راه دوری است و پایی خسته
تیرگی هست و چراغی مرده
می کنم تنها از جاده عبور
دور ماندند ز من آدمها
سایه ای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غم ها
فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا به دل من
قصه ها ساز کند پنهانی
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر سحر نزدیک است
هر دم این بانگ برآرم از دل
وای این شب چه قدر تاریک است
خنده ای کو که به دل انگیزم ؟
قطره ای کو که به دریا ریزم ؟
صخره ای کو که بدان آویزم ؟
مثل این است که شب نمنک است
دیگران را هم غم هست به دل
غم من لیک غمی غمنک است

سهراب در شعر" غمی غمناك" دلتنگی خود را از دنیای و مردم زمانه بیان می كند او از این كه تنها است و هیچ یار و یاوری ندارد شكایت می كند . ( تنهایی او بیشتر از لحاظ فكری است ) .آدم ها او را رها كرده اند و او در خلوت خود بسر می برد كه یكباره سایه ای از دور پیدا می شود كه او را غمناك تر می گرداند سایه ای كه بر تاریكی و تنهایی دنیای او می افزاید . ( سایه می تواند انسان هایی باشند كه او و افكار و اشعارش را درك نمی كنند .) ااو منتظر پیامی است با این مضمون : اندکی صبر سحر نزدیک است ولی هیچ صدایی نمی شنود . و شب تاریك او طولانی و طولانی تر می شود .

پیروز باشید و پایدار.