سوال 27916
ببخشید من دختری ۴۰ ساله ام که تک دخترم و۴ برادر دارم وبچه ی بزرگ و نوه ی بزرگ دو خانواده من هستم خواستکار اولم را پدر ومادر بدون اینکه من بدونم جواب رد داده بودند وخواستکار بعدی که اومد مادر نیومد رفت روضه خونه همسایه ودر خواستکار بعدی پدرم اجازه نداد پسر فرهنگی هم بودیعنی معلم بودحتی خونه پا بزاره بعدشم شهر دیگه ای کار شروع کردیم خواستکار دیگه که داشتم در شهر دیگه مادر نیومد وخواستکار هم حتی به خونه پا نذاشت من شدم نگهبان خونه و زندگی پدر ومادر که فقط آنها را تر وخشک کنم وعین کلفت تو خونشون کار کنم تنها کار خانوم وخانه داری نمیکنم کار مردانه هم انجام میدم تو بنایی و جوشکاری برق کش وجوجه کشی کمک میکنم حتی یک قرون هم مزد وانعامی نمیدن که هیچ زیر طعنه وتهمتشون موندم اگر بیمار بشم کسی نیست حتی حالم را بپرسه یا هزینه ای برام خرج کنن عین یه زندانی تو یه خونه هستم حتی برای خودم هم تو این سن نمیتونم تصمیم بگیرم کاش هیچ کس مثل من تو دنیا پیدا نشه طوری شده که کار کردن من شده یه وظیفه حتی یه عید پیدا نمیکنید که من تو اون عید یه دست لباس تازه گرفته باشم گاهی طوری میشود که حاضرم خود کشی کنم ولی از گناهش وآخرت میترسم که جایی نداشته باشم دلم میخواست کاش من هم یه زندگی ساده ای داشتم ولی بدون دعوا و دغدغه ...لطفا داهنمای ام کنید
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
4 پاسخکاربر عزیز
مواردی را که مطرح کردید احتمالا نشانه ترس از دست دادن والدین تان می تواند باشد که این مقدار خودتان را صرف خانواده کرده اید زیرا در هیچ منبعی نداریم که انسانها خودشان را نادیده بگیرند و فقط جهت اسایش و ارامش دیگران خدمت نمایند. لذا به نظر می رسد که بیشتر نیاز دارید از یک متخصص همجنس خودتان در زمینه مستقل شدن و در عین حال خدمت رسانی متناسب و به جا و به موقع به والدین بتوانید برای زندگی شخصی خودتان نیز برنامه ریزی نمایید.
مواردی را که مطرح کردید احتمالا نشانه ترس از دست دادن والدین تان می تواند باشد که این مقدار خودتان را صرف خانواده کرده اید زیرا در هیچ منبعی نداریم که انسانها خودشان را نادیده بگیرند و فقط جهت اسایش و ارامش دیگران خدمت نمایند. لذا به نظر می رسد که بیشتر نیاز دارید از یک متخصص همجنس خودتان در زمینه مستقل شدن و در عین حال خدمت رسانی متناسب و به جا و به موقع به والدین بتوانید برای زندگی شخصی خودتان نیز برنامه ریزی نمایید.
باسلام
دوست گرامی گاهی اوقات اعضای خانواده کارهایی در حق هم انجام می دهند که اصلا متوجه نادرست بودن آن نیستند و خصوصا اگر طرف مقابل اعتراضی هم نکند، تصور می کنند آن رفتارها کاملا درست و طبیعی است
لذا من دو توصیه به شما دارم 👇
📌اول اینکه حتما در مورد شرایط سخت تان با خانواده صحبت کنید آن هم محترمانه مثلا بگویید فلان کار از توان تان خارج است، مردانه است، وظیفه پسرهاست و... اگر سکوت کنید امکان دارد اطرافیان اصلا متوجه رفتار غلط خود نشوند
حتما با مادرتان صحبت کنید و به وی گوشزد کنید که فرصتهای ازدواج را می خواهید جدی بگیرید و دوست ندارید تا آخر عمر مجرد بمانید...
در بین برادرهایتان اگر کسی بود که منطقی تر بود حتما برای بهتر شدن شرایط از او کمک بگیرید تا از فشار کاری شما کاسته شود
📌اگر میبینید میان اهل خانه، کسی گوش شنوا ندارد حتما در میان اقوام نزدیک و قابل اعتماد که نفوذ لازم را روی والدین تان دارند، کمک بگیرید مثلا عمو، دایی و... تا با والدین تان صحبت کنند و بیشتر به آینده، ازدواج و فشار کاری که بر روی شماست توجه کنند
در عین اینکه احترام والدین را حفظ می کنید، زیر بار هر حرف زوری نروید و کارهایی که خارج از توان تان هست را قبول نکنید، شاید اعتراض نکردن شما باعث این شرایط شده است
موفق باشید 🎯🎯🎯
دوست گرامی گاهی اوقات اعضای خانواده کارهایی در حق هم انجام می دهند که اصلا متوجه نادرست بودن آن نیستند و خصوصا اگر طرف مقابل اعتراضی هم نکند، تصور می کنند آن رفتارها کاملا درست و طبیعی است
لذا من دو توصیه به شما دارم 👇
📌اول اینکه حتما در مورد شرایط سخت تان با خانواده صحبت کنید آن هم محترمانه مثلا بگویید فلان کار از توان تان خارج است، مردانه است، وظیفه پسرهاست و... اگر سکوت کنید امکان دارد اطرافیان اصلا متوجه رفتار غلط خود نشوند
حتما با مادرتان صحبت کنید و به وی گوشزد کنید که فرصتهای ازدواج را می خواهید جدی بگیرید و دوست ندارید تا آخر عمر مجرد بمانید...
در بین برادرهایتان اگر کسی بود که منطقی تر بود حتما برای بهتر شدن شرایط از او کمک بگیرید تا از فشار کاری شما کاسته شود
📌اگر میبینید میان اهل خانه، کسی گوش شنوا ندارد حتما در میان اقوام نزدیک و قابل اعتماد که نفوذ لازم را روی والدین تان دارند، کمک بگیرید مثلا عمو، دایی و... تا با والدین تان صحبت کنند و بیشتر به آینده، ازدواج و فشار کاری که بر روی شماست توجه کنند
در عین اینکه احترام والدین را حفظ می کنید، زیر بار هر حرف زوری نروید و کارهایی که خارج از توان تان هست را قبول نکنید، شاید اعتراض نکردن شما باعث این شرایط شده است
موفق باشید 🎯🎯🎯
وقتی شما خودتون رو وقف پدر و مادرتون کردید و بزرگترین فرزند هستید ، پدر و مادر شما هم باید آینده شما تامین و تضمین کنند ، البته باید اعتماد صد در صد وجود داشته باشه که بعد از این کار شما پدر و مادر تون رو رها نکنید ، و اگر هم قدرت این کار را ندارند و یا اعتماد وجود نداره باید بذارن تا شما دنبال زندگی خودتون برید و مانع ازدواجتون نشن که همانطور که خانوم عطاریان گفتن باید باهاشون بشینید و صادقانه باهاشون مسائل رو در میان بذارید ، چه از لحاظ اخلاقی و چه از لحاظ اجتماعی به هیچ عنوان قابل قبول نیست که پدر و مادری بدون در نظر گرفتن خواست فرزند و یا تامین آینده فرزند ازش بخوان تا همه چیزشو وقف اونها کنه،این هیچ چیزی جز خودخواهی نیست .
سلام
اخ گفتی خودکشی منم دلم میخواد خودکشی کنم ولی نمیشه میگن تو اون دنیا عذاب میکشی و این حرفا ، از طرفی چیزی هم که میخوام داره زمان میبره ، به چیزی که میخوام برسم جونم داره بالا میاد دیگه خسته شدم از این دنیای نحس و قانونای مسخرش
کلا الان چند سالی دلم میخواد برم اونور آب ولی مانع بزرگی هست که جونم بالا آورده دل خوشیم گرفته ، داره روز به روز از درون نابودم میکنه و کسی نمیفهمه ، خسته شدم یعنی بیش از حد الان من حدودا ده سال یا نه سال دارم عذاب میکشم تنها چیزی که حالم خوب میکنه همین مسافرت منه که این مانع سر راهمه
اخ گفتی خودکشی منم دلم میخواد خودکشی کنم ولی نمیشه میگن تو اون دنیا عذاب میکشی و این حرفا ، از طرفی چیزی هم که میخوام داره زمان میبره ، به چیزی که میخوام برسم جونم داره بالا میاد دیگه خسته شدم از این دنیای نحس و قانونای مسخرش
کلا الان چند سالی دلم میخواد برم اونور آب ولی مانع بزرگی هست که جونم بالا آورده دل خوشیم گرفته ، داره روز به روز از درون نابودم میکنه و کسی نمیفهمه ، خسته شدم یعنی بیش از حد الان من حدودا ده سال یا نه سال دارم عذاب میکشم تنها چیزی که حالم خوب میکنه همین مسافرت منه که این مانع سر راهمه

