ناشناس
سوال 27943
سلام. میدونم گله و غر چندان جالب نیست ولی موندم چ کنم...خانواده ای دارم که بشدت آشفته هست. پدرم مبتلا به آلزایمر و مدام در حال توهین و توهمات وخساست شدید... تا میام یکم ارامش بگیرم یه مشکل جدید از تو خانوادم پیدا میشه، راستش دیگه خسته شدم ازین والدین بی تدبیر و بی برنامه و واقعا با اینکه ۲۵ سالمه احساس ۶۵ ساله ها رو دارم بس که با ذهن و روانم بازی کردن...دلم می خواست ازدواج کنم اما همین خانواده سمی وقتی سنم کمتر بود دونه دونه خواستگارامو پروندن و رد کردن الان یه خواستگارم ندارم...گفتم میرم سرکار بلکه خودم مستقل شم اما واقعا هر چی می گردم کار پیدا نمی شه که نمیشهخیلی حس غم تو دلم اومدروزی هزار بار از کاراشون آرزوی مرگ دارم واقعا من چ کنم؟!اگه شرایط مشابهم رو داشتید لطفا نظر بدید
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام
زندگی با افراد سالخورده و مبتلا به آلزایمر دشوار است ولی بیماری و کهولت سن ، چیزی نیست که افراد خودشان آنرا انتخاب کنند و چون کنترلی روی رفتار و گفتارشان ندارد، خیلی با فردی که از روی قصد توهین می کند تفاوت دارند. هر بار که ناراحت شدید این نکته را به خودتان یادآوری کنید.
همچنین سن شما الان هم کم است و معلوم نیست اگر در سن پایین تر با یکی از آن خواستگار ها ازدواج کرده بودید در حال حاضر چه شرایطی داشتید. ممکن است پدر و مادر تان دلایل منطقی برای جواب رد داشتند نه اینکه بخواهند شما را اذیت کنند.
ناامیدی شما طبیعی است. کار و ازدواج هر دو دغدغه های متناسب با سن شما است که با کمی صبر از آن عبور خواهید کرد. کمی پشتکار و کنترل افکار منفی کمک می کند این روزها را بگذرانید
به خودگویی هایتان دقت کنید. هر چه بیشتر شرایطتتان را غیر قابل تحمل وصف کنید زندگی برایتان تیره تر می شود. نکته مثبتی در زندگی پیدا کنید که به امید آن روحیه خود را حفظ کنید. موفق باشید
زندگی با افراد سالخورده و مبتلا به آلزایمر دشوار است ولی بیماری و کهولت سن ، چیزی نیست که افراد خودشان آنرا انتخاب کنند و چون کنترلی روی رفتار و گفتارشان ندارد، خیلی با فردی که از روی قصد توهین می کند تفاوت دارند. هر بار که ناراحت شدید این نکته را به خودتان یادآوری کنید.
همچنین سن شما الان هم کم است و معلوم نیست اگر در سن پایین تر با یکی از آن خواستگار ها ازدواج کرده بودید در حال حاضر چه شرایطی داشتید. ممکن است پدر و مادر تان دلایل منطقی برای جواب رد داشتند نه اینکه بخواهند شما را اذیت کنند.
ناامیدی شما طبیعی است. کار و ازدواج هر دو دغدغه های متناسب با سن شما است که با کمی صبر از آن عبور خواهید کرد. کمی پشتکار و کنترل افکار منفی کمک می کند این روزها را بگذرانید
به خودگویی هایتان دقت کنید. هر چه بیشتر شرایطتتان را غیر قابل تحمل وصف کنید زندگی برایتان تیره تر می شود. نکته مثبتی در زندگی پیدا کنید که به امید آن روحیه خود را حفظ کنید. موفق باشید
