ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
اقدام کودک به فحاشی دلایل بسیاری دارد که مهم‌ترین آنها عبارتند از : الگوگیری و سرمشق‌پذیری یکی از مهم‌ترین علت‌های ناسزاگویی در کودکان است؛ گاهی کودک در محیطی قرار می‌گیرد که اطرافیانش به خصوص والدین، همسالان و همبازی‌های او به این شکل صحبت می‌کنند. کودکان براساس فرآیندی به نام «همانندسازی» و «تقلید» رفتارهای الگوهای محبوب زندگی خود را اقتباس کرده و به‌طور ناخودآگاه، آنها را درونی می‌کنند. رفتارهای درون فکنی شده بخشی از خزانه رفتارهای نهادینه کودک محسوب شده و معیار و شاخص عمل و گفتار آنها می‌شود. گاهی بین درون فکنی یک رفتار و بروز آن، فاصله زمانی وجود دارد. مثلا کودک ممکن است سخن زشتی را امروز درونی کند اما برون‌ریزی آن کلام را به ماه‌ها بعد موکول نماید. این مدت به تشخیص کودک و شرایط او بستگی دارد که چه زمان، چگونه و در برابر چه کسی، آن کلام زشت را به‌کار گیرد. البته لازم به ذکر است برخی والدین، جهت جلوگیری از این رفتار، هیچ اقدامی نمی‌کنند یا به لحاظ تربیتی هیچ گونه تدبیری از جانب آنها برای ترک فحاشی صورت نمی‌گیرد، در این خانواده‌ها کودک همچون والدینش مجاز و آزاد است که از حرف‌های زشت استفاده کند.
استفاده از کلام زشت و بدزبانی به عنوان اعتراض، از دیگر دلایل فحاشی در کودکان است. کودک با بر زبان آوردن کلامی کوبنده و ناپسند اعتراض خود را نشان می‌دهد؛ که این رفتار، به نوعی رفتار تلافی‌جویانه است که او احساس می‌کند فقط با ادای این کلمات تخلیه می‌شود و می‌تواند ناراحتی و نارضایتی خود را ابراز کند.
در پاره‌ای از موارد خردسالان به واسطه شیرین‌زبانی‌شان ممکن است برای اولین بار از کلمات ناپسند استفاده کنند که موجب خنده، مزاح و خوشایند اطرافیان شود. گاهی اطرافیان کودک را ترغیب به تکرار می‌کنند یا با خنده‌هایشان که در حکم پاداشی برای کودک است باعث می‌شوند کودک بتدریج به بیان آنها عادت کند.
گاهی اوقات نیز کودک با بیان کلمات و حرف‌های زشت به سهولت می‌تواند والدین و اطرافیان را مستاصل کرده و به خواسته‌های خود برسد، در این صورت بدزبانی ابزاری برای کنترل دیگران و روشی مفید برای دسترسی به اهداف است. از سوی دیگر، ابتلای کودک به اختلالات رفتاری همچون لجبازی یا بیماری‌هایی چون اضطراب، افسردگی و پرکاری تیرویید زمینه‌ای برای فحاشی اوست.