ناشناس
سوال 282204
نظر شما درباره حجاب چیست؟
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام و عرض تحیت.
دوست گرامی!
به عقیده ما، حیاء و عفاف و پوشش تدبیری است كه خود زن با یك نوع الهام برای گرانبها كردن خود و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به كار برده است. زن با هوش فطری و با یك حس مخصوص به خود دریافته است كه از لحاظ جسمی نمی تواند با مرد برابری كند … و از طرف دیگر نقطه ضعف مرد را در همان نیازی یافته است كه خلقت در وجود او نهاده است … وقتی كه زن مقام و موقع خود را در برابر مرد یافت … همانطور كه متوسل به زیور و خود آرایی و تجمل شد كه از آن راه، قلب مرد را تصاحب كند متوسل به دور نگه داشتن خود از دسترس مرد نیز شد … زن بر اثر دور نگه داشتن خود از دسترس مرد خود را بالا برده، و سر نیاز مرد را به آستان خود فرود آورده است.(مجموعه آثار، شهید مطهری، ج19، ص421)
در فرهنگ و كشور ما رعایت حجاب یك قانون است، كه عقلا تشخیص داده اند كه حفظ مصالح عمومی جوانانشان بسته به آن است.
در چنین مواردی نمی توان گفت این قانون خلاف آزادی است، زیرا مرز آزادی مصالح و بلكه آزادی عمومی است كه توسط عقلای جامعه تشخیص داده می شود.
اگر چنین قوانینی نباشد حفظ آزادی و مصلحت عمومی امكان پذیر نیست، همانطور كه یك قدرتمند با آزادی خود حق آزادی همه را سلب می كند.
نتیجه آنكه فلسفه و فایده حجاب و در پوشش ماندن زن، همان فلسفه توسل به زیور و خود آرائی است؛ و به دیگر سخن، فلسفه آن بالا بردن پایه مقام زن و فرود آوردن سر نیاز مرد به آستان زن است؛ و با آزادی منافات ندارد چرا كه مرز آزادی قانون است و قانون عقلانی حافظ آزادی است نه ناقض آزادی.
البته نكته ای كه نباید از آن غفلت شود این است كه بر اساس قانون، انتخاب نوع حجاب در صورتی كه اصل حجاب رعایت شود، حق زنان است و كسی حق تحمیل نوعی خاص از حجاب را به دیگران ندارد.
اگر در مورد فلسفه حجاب می خواهید بیشتر بدانید به مطالب ذیل توجه نمایید:
خداوند متعال انسانها را به دو گروه مرد و زن تقسیم كرده، و برای هر كدام، در تكوین، اقتضائات و ویژگیهای جسمی و روحی متناسب با خود، و در پاره ای از امور متفاوت با یكدیگر قرار داده است.
از طرفی خداوند متعال برای اینكه حقوق اجتماع و افراد انسانها رعایت شود، برای این امكانات جسمی و روحی كه به انسان داده، قوانین و ضوابطی هم قرار داده تا در آن چارچوب از آنها استفاده شود، بدون اینكه انسانها دچار افراط و تفریط گردند، زیرا افراط و تفریط موجب ضرر رساندن به خود و دیگران است. این قوانین، در حقیقت، متناسب با تكوین و ساخت قوای انسانی و با توجه به خصائص و تفاوتها جعل شده است. بنابراین برای حفظ اجتماع انسانی و ادامه یافتن یك زندگی مدنی و گروهی، همراه با سلامتی جسم و روح انسانها، نیاز به رعایت این قوانین و ضوابط وجود دارد.
حجاب و پوشش مناسب نیز یكی از آن ضوابط و قوانینی است كه در یك زندگی اجتماعی باید رعایت شود.
اصل پوشش و تناسب آن با موقعیت انسانها اختصاص به اسلام ندارد، بلكه همه جوامع انسانی آن را پذیرفته اند؛ غایت الامر این كه در نوع آن اختلاف نظرهایی وجود دارند.
در جامعه اسلامی علاوه بر اینكه بر مرد و زن رعایت یك قدر متیقن و حداقلی از حجاب را لازم و ضروری دانسته، با در نظر داشتن تفاوتهای تكوینی زن و مرد، و اینكه زن از یك سو، از لحاظ جسمی و روحی لطیف تر است و محتاج حفاظت و حمایت است، و از سوی دیگر، مردها نسبت به آنان از نقطه ضعف برخوردارند و احیانا قدرت حفظ خود را از دست می دهند، امر كرده تا زن پوشیده تر از مرد در جامعه حاضر شود. این پوشیدگی مضاعف زن در همه جوامع سنتی در همه جای دنیا به چشم می خورد. كما این كه همه ادیان الهی بدان توصیه كرده اند.
این تنها از خصائص جوامع سنت گریز امروز است كه منكر این تفاوت و لزوم آن شده است.
برای ارزیابی صحت و سقم این دو نگرش همین كافی است كه وضع اخلاقی جوامع امروز و دیروز را با هم مقایسه كنیم. استحكام خانواده ها را در این دو جامعه بسنجیم و میزان احساس آرامش حقیقی ـ و نه كاذب ـ انسان امروز و دیروز را با هم ببینیم.
بر اساس این منطق می توان گفت حجاب محدودیت نیست، بلكه مصونیت است.
در توضیح این مطلب باید گفت: آزادی به این نیست كه انسان هر چیز با ارزشی دارد بیاورد، و در انظار عموم قرار دهد، و بعد هم توقع داشته باشد كه ارزشهای او حفظ شود!
كسی كه قطعه ای طلای با ارزش دارد، هیچ كس به او نمی گوید او را به همه نشان بده، بلكه به او توصیه می شود كه آن را مخفی كن و در جایی قرار بده تا از گزند حوادث و تعرض دیگران در امان باشد. و اگر او چنین نكرد و طلای او به سرقت رفت، هیچ كس برای او دلسوزی نمی كند، و همه خود او را مقصر می دانند. زن نیز گوهر ارزشمندی دارد كه همان عفاف و حیا و پاكی او است كه موجب شده تا بیش از مردان مورد توجه قرار گرفته، و برای محافظت از او اموری تدبیر و اندیشیده شود؛ مانند مرواریدی گرانبها كه برای در امان ماندن از اتفاقات و حوادث، نیاز به یك پوشش صدف گونه دارد تا او را محافظت نماید.
اینها همه به خاطر آن جایگاه ویژه و حساسی است كه زن و آرامش روانی و سلامت روحی او در جامعه دارد.
مسأله دیگری كه بر محافظت زنان و داشتن پوشش برای آنها تأكیده شده است حفظ روح سلامت و معنویت در جامعه انسانی است. اگر قرار باشد زن با آن جاذبه و گرایشهای جسمی و روحی كه دارد، بدون پوشش و حجاب در اجتماع حاضر شود، به طور طبیعی توجه مردان را به خود جلب می كند، و به دنبال آن حوادثی پیش می آید كه جامعه به سمت فساد كشیده شده، و به تبع آن روحیه معنوی و انسانیت انسانها به فراموشی سپرده می شود.
در روایتی از امام رضا(ع) به این مطلب تصریح شده است: «حرم النظر الی شعور النساء... لما فیه من تهییج الرجال، و ما یدعوا التهییج الی الفساد و الدخول فیما لایحل...» یعنی حرام شد نگاه به موهای زنان برای آنكه اگر موهای آنها در برابر مردان نامحرم آشكار شود باعث تحریك و جلب نظر خواهد شد، [و این جلب توجه مردان به زنان] فساد و بین بند و باری را به دنبال دارد، و سبب می شود كه [مردم] در كارهای حرام وارد شوند...(علل الشرایع، ج2، ص 287، باب 364)
نكته دیگری كه می توان گفت آن كه این نداشتن پوشش مناسب توسط زنان است كه، بر عكس تصور رائج، باعث سلب آزادی و آسایش از خود آنان می شود. آنان می توانند با داشتن پوششی مناسب به راحتی و با آزادی در اجتماع حاضر شده و به كار و فعالیت بپردازند.
شاید گفته شود: با وجود این احیانا به زنان در جوامع دینی هم تعرضاتی هست. در جواب می توان گفت: اگر زنان با وجود پوشش و حجاب مورد تعرض مردان قرار بگیرند، باید دانست كه در صورت نبود حجاب به طریق اولی نسبت به زنان ناحقی می شد.
خداوند متعال خطاب به پیامبرش می فرماید:«یا أیها النبی قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیهنً ذلك أدنی أن یعرفن فلایؤذین و كان الله غفورا رحیما» یعنی ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلبابها [روسری های بلند] خود را بر خویش فرو افكنند، این كار برای اینكه آنها [به عفت و حریت] شناخته شوند تا از تعریض و جسارت [هوسرانان] آزار نكشند بر آنان بسیار بهتر است؛ [و اگر تاكنون از آنها خطا و كوتاهی سر زده توبه كنند] خداوند همواره آمرزنده و رحیم است.(احزاب/59)
با توجه به مطالب فوق می توان این نكات را برداشت نمود:
1ـ هر انسان متعادل و منطقی، اصل حجاب و پوشش را قبول داشته، و برهنگی زن و مرد را نمی پذیرد.
2ـ هر چیز ارزشمندی نیاز به محافظت بیشتری دارد، و زن از حیث اینكه گوهر ارزشمندی مانند عفت و حیاء دارد، مستلزم آن است كه از او مراقبت بیشتری شود.
3ـ رعایت پوشش برای زن و مرد به طور عام، و برای زنان بطور خاص، جامعه را از رفتن به سوی فساد و بی بند و باری حفظ می كند.
4ـ پوشش و حجاب باعث می شود كه زنان مؤمن در جامعه، شهره خلق نشوند ـ تا خدای ناكرده، بنا بر تصریح آیه قرآن ـ احزاب/59 ـ مورد تعرض و آزار افراد بیمار دل قرار نگیرند ـ و اگر هم شناخته شوند به پاكی و عفاف شناخته شوند.
5ـ رعایت پوشش و حجاب، آزادی زنان را نسبت به موقعی كه آنها بدون حجاب و پوشش باشند بیشتر تضمین می كند. به عبارت دیگر آزادی حقیقی در سایه داشتن پوشش و حجاب فراهم می شود و اگر با وجود ویژگیهای تكوینی و جسمی و روحی زنان، دستور پوشش و حجاب آنها داده نمی شد آن موقع در حق آنها ظلمی بزرگ روا داشته شده بود.
كلام آخر آن كه باید توجه دانست كه انسان ـ به خصوص انسان امروز ـ تنها با بیان و استدلال عقلانی اقناع نمی شود، بلكه انسان محتاج آن است كه با تمام قوای وجودی خود به حقانیت یك حقیقت ـ چه دینی و چه غیر دینی ـ پی ببرد. كأن انسان دنیا را تنها از پرده عقلانیت صرف نمی بیند، و به احساس عاطفی مثبت نیز بها می دهد. آنچه گذشت بیان عقلانی ای برای تبیین این حقیقت است كه زن با حجاب خاص خود محدود نشده، بلكه به مصونیت و آزادی دست یافته است. پس از این وظیفه ما آن است كه با تفكر و مطالعه و پاك كردن ضمیر از احساسات زودگذر آنچه را عقل یافته است، وجدان كنیم و لذتهای معنوی حاصل از عبادات و التزامات به شرع را در خلوت و جلوت خود دریابیم.
پیروز باشید.
موسسه ذکر _ قم.
باستانی.
دوست گرامی!
به عقیده ما، حیاء و عفاف و پوشش تدبیری است كه خود زن با یك نوع الهام برای گرانبها كردن خود و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به كار برده است. زن با هوش فطری و با یك حس مخصوص به خود دریافته است كه از لحاظ جسمی نمی تواند با مرد برابری كند … و از طرف دیگر نقطه ضعف مرد را در همان نیازی یافته است كه خلقت در وجود او نهاده است … وقتی كه زن مقام و موقع خود را در برابر مرد یافت … همانطور كه متوسل به زیور و خود آرایی و تجمل شد كه از آن راه، قلب مرد را تصاحب كند متوسل به دور نگه داشتن خود از دسترس مرد نیز شد … زن بر اثر دور نگه داشتن خود از دسترس مرد خود را بالا برده، و سر نیاز مرد را به آستان خود فرود آورده است.(مجموعه آثار، شهید مطهری، ج19، ص421)
در فرهنگ و كشور ما رعایت حجاب یك قانون است، كه عقلا تشخیص داده اند كه حفظ مصالح عمومی جوانانشان بسته به آن است.
در چنین مواردی نمی توان گفت این قانون خلاف آزادی است، زیرا مرز آزادی مصالح و بلكه آزادی عمومی است كه توسط عقلای جامعه تشخیص داده می شود.
اگر چنین قوانینی نباشد حفظ آزادی و مصلحت عمومی امكان پذیر نیست، همانطور كه یك قدرتمند با آزادی خود حق آزادی همه را سلب می كند.
نتیجه آنكه فلسفه و فایده حجاب و در پوشش ماندن زن، همان فلسفه توسل به زیور و خود آرائی است؛ و به دیگر سخن، فلسفه آن بالا بردن پایه مقام زن و فرود آوردن سر نیاز مرد به آستان زن است؛ و با آزادی منافات ندارد چرا كه مرز آزادی قانون است و قانون عقلانی حافظ آزادی است نه ناقض آزادی.
البته نكته ای كه نباید از آن غفلت شود این است كه بر اساس قانون، انتخاب نوع حجاب در صورتی كه اصل حجاب رعایت شود، حق زنان است و كسی حق تحمیل نوعی خاص از حجاب را به دیگران ندارد.
اگر در مورد فلسفه حجاب می خواهید بیشتر بدانید به مطالب ذیل توجه نمایید:
خداوند متعال انسانها را به دو گروه مرد و زن تقسیم كرده، و برای هر كدام، در تكوین، اقتضائات و ویژگیهای جسمی و روحی متناسب با خود، و در پاره ای از امور متفاوت با یكدیگر قرار داده است.
از طرفی خداوند متعال برای اینكه حقوق اجتماع و افراد انسانها رعایت شود، برای این امكانات جسمی و روحی كه به انسان داده، قوانین و ضوابطی هم قرار داده تا در آن چارچوب از آنها استفاده شود، بدون اینكه انسانها دچار افراط و تفریط گردند، زیرا افراط و تفریط موجب ضرر رساندن به خود و دیگران است. این قوانین، در حقیقت، متناسب با تكوین و ساخت قوای انسانی و با توجه به خصائص و تفاوتها جعل شده است. بنابراین برای حفظ اجتماع انسانی و ادامه یافتن یك زندگی مدنی و گروهی، همراه با سلامتی جسم و روح انسانها، نیاز به رعایت این قوانین و ضوابط وجود دارد.
حجاب و پوشش مناسب نیز یكی از آن ضوابط و قوانینی است كه در یك زندگی اجتماعی باید رعایت شود.
اصل پوشش و تناسب آن با موقعیت انسانها اختصاص به اسلام ندارد، بلكه همه جوامع انسانی آن را پذیرفته اند؛ غایت الامر این كه در نوع آن اختلاف نظرهایی وجود دارند.
در جامعه اسلامی علاوه بر اینكه بر مرد و زن رعایت یك قدر متیقن و حداقلی از حجاب را لازم و ضروری دانسته، با در نظر داشتن تفاوتهای تكوینی زن و مرد، و اینكه زن از یك سو، از لحاظ جسمی و روحی لطیف تر است و محتاج حفاظت و حمایت است، و از سوی دیگر، مردها نسبت به آنان از نقطه ضعف برخوردارند و احیانا قدرت حفظ خود را از دست می دهند، امر كرده تا زن پوشیده تر از مرد در جامعه حاضر شود. این پوشیدگی مضاعف زن در همه جوامع سنتی در همه جای دنیا به چشم می خورد. كما این كه همه ادیان الهی بدان توصیه كرده اند.
این تنها از خصائص جوامع سنت گریز امروز است كه منكر این تفاوت و لزوم آن شده است.
برای ارزیابی صحت و سقم این دو نگرش همین كافی است كه وضع اخلاقی جوامع امروز و دیروز را با هم مقایسه كنیم. استحكام خانواده ها را در این دو جامعه بسنجیم و میزان احساس آرامش حقیقی ـ و نه كاذب ـ انسان امروز و دیروز را با هم ببینیم.
بر اساس این منطق می توان گفت حجاب محدودیت نیست، بلكه مصونیت است.
در توضیح این مطلب باید گفت: آزادی به این نیست كه انسان هر چیز با ارزشی دارد بیاورد، و در انظار عموم قرار دهد، و بعد هم توقع داشته باشد كه ارزشهای او حفظ شود!
كسی كه قطعه ای طلای با ارزش دارد، هیچ كس به او نمی گوید او را به همه نشان بده، بلكه به او توصیه می شود كه آن را مخفی كن و در جایی قرار بده تا از گزند حوادث و تعرض دیگران در امان باشد. و اگر او چنین نكرد و طلای او به سرقت رفت، هیچ كس برای او دلسوزی نمی كند، و همه خود او را مقصر می دانند. زن نیز گوهر ارزشمندی دارد كه همان عفاف و حیا و پاكی او است كه موجب شده تا بیش از مردان مورد توجه قرار گرفته، و برای محافظت از او اموری تدبیر و اندیشیده شود؛ مانند مرواریدی گرانبها كه برای در امان ماندن از اتفاقات و حوادث، نیاز به یك پوشش صدف گونه دارد تا او را محافظت نماید.
اینها همه به خاطر آن جایگاه ویژه و حساسی است كه زن و آرامش روانی و سلامت روحی او در جامعه دارد.
مسأله دیگری كه بر محافظت زنان و داشتن پوشش برای آنها تأكیده شده است حفظ روح سلامت و معنویت در جامعه انسانی است. اگر قرار باشد زن با آن جاذبه و گرایشهای جسمی و روحی كه دارد، بدون پوشش و حجاب در اجتماع حاضر شود، به طور طبیعی توجه مردان را به خود جلب می كند، و به دنبال آن حوادثی پیش می آید كه جامعه به سمت فساد كشیده شده، و به تبع آن روحیه معنوی و انسانیت انسانها به فراموشی سپرده می شود.
در روایتی از امام رضا(ع) به این مطلب تصریح شده است: «حرم النظر الی شعور النساء... لما فیه من تهییج الرجال، و ما یدعوا التهییج الی الفساد و الدخول فیما لایحل...» یعنی حرام شد نگاه به موهای زنان برای آنكه اگر موهای آنها در برابر مردان نامحرم آشكار شود باعث تحریك و جلب نظر خواهد شد، [و این جلب توجه مردان به زنان] فساد و بین بند و باری را به دنبال دارد، و سبب می شود كه [مردم] در كارهای حرام وارد شوند...(علل الشرایع، ج2، ص 287، باب 364)
نكته دیگری كه می توان گفت آن كه این نداشتن پوشش مناسب توسط زنان است كه، بر عكس تصور رائج، باعث سلب آزادی و آسایش از خود آنان می شود. آنان می توانند با داشتن پوششی مناسب به راحتی و با آزادی در اجتماع حاضر شده و به كار و فعالیت بپردازند.
شاید گفته شود: با وجود این احیانا به زنان در جوامع دینی هم تعرضاتی هست. در جواب می توان گفت: اگر زنان با وجود پوشش و حجاب مورد تعرض مردان قرار بگیرند، باید دانست كه در صورت نبود حجاب به طریق اولی نسبت به زنان ناحقی می شد.
خداوند متعال خطاب به پیامبرش می فرماید:«یا أیها النبی قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیهنً ذلك أدنی أن یعرفن فلایؤذین و كان الله غفورا رحیما» یعنی ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلبابها [روسری های بلند] خود را بر خویش فرو افكنند، این كار برای اینكه آنها [به عفت و حریت] شناخته شوند تا از تعریض و جسارت [هوسرانان] آزار نكشند بر آنان بسیار بهتر است؛ [و اگر تاكنون از آنها خطا و كوتاهی سر زده توبه كنند] خداوند همواره آمرزنده و رحیم است.(احزاب/59)
با توجه به مطالب فوق می توان این نكات را برداشت نمود:
1ـ هر انسان متعادل و منطقی، اصل حجاب و پوشش را قبول داشته، و برهنگی زن و مرد را نمی پذیرد.
2ـ هر چیز ارزشمندی نیاز به محافظت بیشتری دارد، و زن از حیث اینكه گوهر ارزشمندی مانند عفت و حیاء دارد، مستلزم آن است كه از او مراقبت بیشتری شود.
3ـ رعایت پوشش برای زن و مرد به طور عام، و برای زنان بطور خاص، جامعه را از رفتن به سوی فساد و بی بند و باری حفظ می كند.
4ـ پوشش و حجاب باعث می شود كه زنان مؤمن در جامعه، شهره خلق نشوند ـ تا خدای ناكرده، بنا بر تصریح آیه قرآن ـ احزاب/59 ـ مورد تعرض و آزار افراد بیمار دل قرار نگیرند ـ و اگر هم شناخته شوند به پاكی و عفاف شناخته شوند.
5ـ رعایت پوشش و حجاب، آزادی زنان را نسبت به موقعی كه آنها بدون حجاب و پوشش باشند بیشتر تضمین می كند. به عبارت دیگر آزادی حقیقی در سایه داشتن پوشش و حجاب فراهم می شود و اگر با وجود ویژگیهای تكوینی و جسمی و روحی زنان، دستور پوشش و حجاب آنها داده نمی شد آن موقع در حق آنها ظلمی بزرگ روا داشته شده بود.
كلام آخر آن كه باید توجه دانست كه انسان ـ به خصوص انسان امروز ـ تنها با بیان و استدلال عقلانی اقناع نمی شود، بلكه انسان محتاج آن است كه با تمام قوای وجودی خود به حقانیت یك حقیقت ـ چه دینی و چه غیر دینی ـ پی ببرد. كأن انسان دنیا را تنها از پرده عقلانیت صرف نمی بیند، و به احساس عاطفی مثبت نیز بها می دهد. آنچه گذشت بیان عقلانی ای برای تبیین این حقیقت است كه زن با حجاب خاص خود محدود نشده، بلكه به مصونیت و آزادی دست یافته است. پس از این وظیفه ما آن است كه با تفكر و مطالعه و پاك كردن ضمیر از احساسات زودگذر آنچه را عقل یافته است، وجدان كنیم و لذتهای معنوی حاصل از عبادات و التزامات به شرع را در خلوت و جلوت خود دریابیم.
پیروز باشید.
موسسه ذکر _ قم.
باستانی.