ناشناس

سوال 287832

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت مشاور گرامی<br>نمی دونم از كجای اتفاقاتی كه برام افتاده بگم !<br>در این مشاوره ام فقط خلاصه ای از اتفاقاتم را برای شما می نویسم اگه مایل بودی به من كمك كنی در ادامه به صورت كامل برای شما توضیح میدم!<br>نمی دونم كدوم كارم اشتباه بود ! ولی می خوام بهم كمك كنی !<br>من حدود 2 ساله از 2 تا دختر های فامیل كه یكی 5 سال بزرگتر و دیگری 5 سال از من كوچكتره شدم !<br>هر كاری كردم فراموششون بكنم نتونستم!<br>تا اینكه به این نتیجه رسیدم كه به هر دوشون بگم كه چقدر دوستشون دارم و اگه بتونم با یكی شون ازدواج كنم ( بزرگتره را خیلی خیلی ... دوستش دارم و همین الان هم با اتفاقاتی كه برای من افتاد حاضرم جونم را به خاطرش بدم ) تصمیم گرفتم اول به بزرگه بگم بعد به كوچكتره خلاصه ریسك نكردم و اومدم یه نظر سنجی كه برای من به جز سوال 4 مهم نبود اماده كردم ( سوال 4 : ایا مایلی با من ازدواج كنی ) و ازش پرسیدم<br>به من جواب مثبت داد و شروع كردم بگم بهش كه من یه نفری را دوست دارم از من بزرگتره چه كار كنم ؟<br>جواب داد بهش بگو تا كی می خوای بهش نگی !<br>اما چند وقت بعد از این قضیه دوباره ازش پرسیدم اگه شما جای اون بودی چه كار میكردی ؟<br>جواب داد خانواده تو و فرهنگ جامعه قبول نمی كنه!<br>با حرف هایی كه زد دیدم كه 100 درصد راضیه و تنها مشكلی كه برام وجود داشت خانواده بود كه اون را هم هر طوری بود حلش می كردم!<br>یه سوالی برای شما مطمئن هستم پیش اومده كه چرا بزرگتر خودت را انتخاب كردی ؟ چون به نظر من اگه 2 نفر همیگه را دوست داشته باشند باید به هم برسند چرا ما نباید معنی عشق واقعی را درك كنیم تا كی خانواده ها می خواند برای پسرهاشون زن انتخاب كنند !<br>( اما درضمن باید بگم كه مطمئن هستم و بودم كه خیلی دوستم داشت و با اینكه خانواده ما خیلی مذهبی هستند و من هم نا محرم اون بودم ولی هر موقع مشكلی براش پیش اومد به جای اینكه از دیگران كمك بگیره از من كمك می گرفت )<br>خلاصه بعد از اتفاقاتی كه برای من افتاد تصمیم گرفتم بهش بگم و بگم كه چقدر دوستش دارم!<br>تا اینكه با یه نامه بهش منظورم را رسوندم كه چی می خوام بگم اگه برداشت اشتباه و غلط از حرف من برنداشته باشه !<br>از اون روز تا حالا با من قهر كرده و نه جواب سلام و... را می ده نه تو روم نگاه می كنه !<br>هر كاری بگید كردم !<br>فكر كردم به خاطر حرف های كه زدم اشتباه برداشت كرده و ازش معذرت خواهی كردم ولی جز حرف های كه باعث ناراحتی بیشتر من شد نزد !<br>یه چیز یادم رفت بگم كه یه باری هم لابلای حرف های خودم به دروغ گفتم با یه دختر دوستم !<br>و می خوام با اون ازدواج كنم !( بعد از معذرت خواهیم بود )<br>به خاطر اینكه از دست من ناراحت دیدمش می خواستم خود كشی كنم شاید بفهمه ! شاید هم در اینده كردم!<br>نمی دونم دوست داشتن گناه یا جرمه ؟<br>جرم مجنون چی بود ؟<br>با تشكر محسن امینی هرندی<br>09132883401<br>در اخر بگم این اكانت داداشمه دارم استفاده می كنم پس من را با داداشم اشتباه نگیرید!

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
برادر عزیز سلام
چه خوب بود برای ارائه پیشنهاد خود به این خانم ابتدا با یك مشاور صحبت می كردید تا شمارا از درستی یا نادرستی تصمیمتان مطلع كند. ازدواج با خانمی 5سال بزرگتر آنهم در سن شما بهیچ وجه به صلاح هیچ كدام از شما نیست درست است كه در حال حاضر شما علاقه وافری به ایشان دارید و فكر میكنید این علاقه و خصوصیات ایشان خوشبختی را به ارمغان می آورد، اما در روانشناسی هیچ گاه اجازه چنین ازدواجی برای افراد صادر نمی شود. چراكه پس از ازدواج و زندگی زناشویی بدلیل اختلاف نیازهای روانی و جسمی و جنسی كه از اختلاف سن معكوس شما منجر شده و درحال حاضر شما واقف به آنها نیستید، بمب تفاهمی پدید می آید كه هر لحظه در حال منفجر شدن خواهد بود. لذا بیایید، وكمی واقع بین باشید شما كه از خانواده ای مذهبی برخوردارید و با مقوله توكل به خدا و مشیت و حكمت او كاملا آشنایید از لحاظ روحی شروع به سازندگی خود نمایید و بدانید كه این خانم تصمیم عاقلانه و منطقی گرفته تا هردو شما در بحران گرفتار نشوید. چه بهتر است با مشورت خانواده و سنجیدن قضیه در صورت صلاحیت به خواستگاری دختر مورد نظر دوم رفته و اینبار با كمك تفكر و تعقل دركنار احساس، گزینه مورد نظر را انتخاب نمایید.