ناشناس

سوال 28827

سلام من چند وقتی است که ازدواج کرده‌ام حدود دو سال است و در طی این دو سال خانواده همسرم شدیداً در زندگی من دخالت کرده اند و سری آخر پدرزن من به جلوی خانه ما آمد و به من فحش ناموس داد و تا جایی که ما درگیر شدیم دلیل دعوا هم این بود که من روز اول رفتم خواستگاری گفتم به دلیل شرایط مالی بد عروسی نمی‌گیرم آنها هم گفتند ما هم به دلیل شرایط مالی جهیزیه نمی‌دهیم و این موضوع بین ما توافق شد بعد از گذشت چند وقت دعوا راه انداختند که چرا عروسی نمی‌گیرید پدر خانم من تا حالا دو دفعه به درب منزل ما آمده و با فحش دادن آبروی ما را در محله برده است این سری هم نزدیک بود با چاقو مرا بکشد که خدا نجاتم داد من هم دست خانمم را گرفتم و بردم دم خانه‌شان و تحویل پدرش دادم و گفتم طلاق بگیریم از طرفی همسرم زنگ می‌زند و التماس می‌کند و تا حالا ۱۰۰ نفر را برای واسطه فرستاده‌اند پدر خانمم هم زنگ زد و عذرخواهی کرد اما می‌دانم دروغ است چون این کار را چندین بار انجام داده است و عذرخواهی کرده و دوباره این کار را انجام داده و من اعتماد نمی‌کنم به اینها نمی‌دانم چیکار کنم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
سلام دوست عزیز،بیشترخانواده های ایرانی سنتی هستند،جشن کوچکی که نماد عروسی و بادعوت چند نفر از نزدیکان باشد را بگیرید و بخاطر مسئله کوچک زندگی را از هم نپاشید