ناشناس
سوال 288400
سلام آقای دارابی.خسته نباشید.من دختری20ساله و تقریبا مذهبی هستم.حدود2سال است که به پسر یکی از فامیل ها علاقه پیدا کردم.ایمان اومرا مجذوب خود کرد .ما هیچ رابطه ای با هم نداریم.فقط در حد سلام.هیچ کس غیر خودم از این علاقه خبر ندارد.این احساس درمن باعث شده نتوانم درس بخوانم.ترم 2 دانشگاه هستم که ترم قبل از 2درس افتادم .این علاقه من نسبت به او روز به روز بیشتر می شود.اورا به خوبی می شناسم همه در فامیل اورا دوست دارند.مادر من هم همچنین.او ترم اخر است وکاری هم ندارد.البته من توقعات زیادی ندارم .خلاصه مشکل من این است که نمی توانم درس بخوانم واین علاقه را هم نمی توانم با کسی در میان بگذارم.یعنی هر کار کردم روم نشدچه کار کنم که به او برسم وبتوانم درس بخوانم.روز های خوب زندگی من در حال گذر هستند ومن هیچ کاری نمی کنم .لطفا کمی زودتر جوابم را بدهید واگر ایرادی ندارد در قست غیر عمومی جوابم را بدهید.
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام.
به عنوان اولین قدم: فعلاً قضیه را با مادرتان درمیان بگذارید هر چند ممکن است نگران واکنش ایشان باشید ولی عوارض بیان نکردن خیلی بیشتر از بیان کردن برای ایشان است. زیرا شما برای کنترل هیجان ها و عواطف خود، تفکیک کارهای موازی (درس و عشق) و پرداختن جداگانه به هر کدام، نیاز به مشاور دارید که چه بهتر که با مادرتان در میان بگذارید.
بدیهی است که پاسخ ما این است که الآن باید بتوانید افکار و احساسات خود را کنترل کنید، بتوانید بر درس متمرکز شوید. برای مثال تمرینات «یوگا» را انجام دهید. در ورزش های گروهی با دوستان شرکت کنید. به بهانه ی درس خواندن بیش از حد تنها نشوید. حتماً با کاغذ و قلم درس بخوانید؛ یعنی بنویسید. هدف های درسی خود را بنویسید و در اتاق نصب کنید. در کارهای خانه کمک کنید. احتمالاً قبول دارید که الآن با توجه به سن و شرایط شما شاید برای ازدواج زود باشد (اشاره ی شما به این که من توقعی ندارم و او هم کاری ندارد، نشان می دهد که به ازدواج فکر کرده اید. این طور نیست؟!).
خلاصه ی کلام: سکان دار افکار و رفتار شما، خودتان هستید. شما چیزی دارید به نام «اراده» و «اعتقادات مذهبی». ترکیب این دو به شما کمک می کند که به سادگی بتوانید تفاوت بین افکار منطقی و غیر منطقی را پیدا کنید.
خدانگهدار
به عنوان اولین قدم: فعلاً قضیه را با مادرتان درمیان بگذارید هر چند ممکن است نگران واکنش ایشان باشید ولی عوارض بیان نکردن خیلی بیشتر از بیان کردن برای ایشان است. زیرا شما برای کنترل هیجان ها و عواطف خود، تفکیک کارهای موازی (درس و عشق) و پرداختن جداگانه به هر کدام، نیاز به مشاور دارید که چه بهتر که با مادرتان در میان بگذارید.
بدیهی است که پاسخ ما این است که الآن باید بتوانید افکار و احساسات خود را کنترل کنید، بتوانید بر درس متمرکز شوید. برای مثال تمرینات «یوگا» را انجام دهید. در ورزش های گروهی با دوستان شرکت کنید. به بهانه ی درس خواندن بیش از حد تنها نشوید. حتماً با کاغذ و قلم درس بخوانید؛ یعنی بنویسید. هدف های درسی خود را بنویسید و در اتاق نصب کنید. در کارهای خانه کمک کنید. احتمالاً قبول دارید که الآن با توجه به سن و شرایط شما شاید برای ازدواج زود باشد (اشاره ی شما به این که من توقعی ندارم و او هم کاری ندارد، نشان می دهد که به ازدواج فکر کرده اید. این طور نیست؟!).
خلاصه ی کلام: سکان دار افکار و رفتار شما، خودتان هستید. شما چیزی دارید به نام «اراده» و «اعتقادات مذهبی». ترکیب این دو به شما کمک می کند که به سادگی بتوانید تفاوت بین افکار منطقی و غیر منطقی را پیدا کنید.
خدانگهدار