ناشناس

سوال 289485

سلام خانم روحانی عزیز محمد با دوست دخترش قهر كرده گفته دیگه نمی خوامت منم همون روزی كه این قهر كرده بود رفتیم با دوستام پاساژ منو كه دید اومد جلو سلام كرد جواب ندادم گفت جواب سلام واجبه گفتم سلام حالا همون دوستم كه خواهرش دوست دختر محمد بود هم پیشم بود گفت یه 10دقیقه به من وقت میدی می خوام باهات حرف بزنم منم گفتم نه اصلا حیف این 10دقیقه نیست كه من وقتمو با تو بگذرونم گفت پس 5دقیقه گفتم مزاحمم نشو گفت پس همینجا یه چیزی بهت بگم گفتم زود كار دارم گفت من تو رو دوست دارم میخوام بدونم تو چی ؟منم گفتم من حالم ازت بهم میخوره یه ذره هم دوستت ندارم هیچ ازت متنفرم گفت اخه برای چی گفتم فكر میكنی از كارهایی كه كردی خبر ندارم من از اینكه دختر عمومی باشم بدم میاد از پسرای عمومی هم بدم میاداز پسرایی مثل تو هم خیلی خیلی متنفرم گفت مگه من چی كار كردم شروع كردم به گفتن هر چی كه می دونستم اخرشم گفتم حالا وقت نیست همه رو بگم گفت اینارو از كجا میدونی گفتم خدا منو خیلی دوست داره كه شخصیت اصلیت رو به من نشون داد گفت اگه تو باهام باشی دیگه به روی هیچ دختری نگاه نمیكنم گفتم اینارو برو به كسی بگو كه نشناستت گفت منو ببخش گفتم تو رو باید خدا ببخشه گفت اگه بگم غلط كردم راضی میشی گفتم همین جا بگی میخوام رگمو بزنم هم راضی نمی شم همش اون گفت من گفتم زد زیر گریه حالا دوستاش او مدن پیشش اونو دلداری میدن از اونم هی تعریف میكنن كه مخ منو بزنن گفتم جواب دوست دخترتو چی میخوای بدی گفت با اون بهم زدم كه به تو برسم حالا دوستم (خواهر دوست دختر محمد)گفت چی كار كردی گفت خواهر تو تا حالا چند تا دوست پسر داشته من واسه ازدواج دختر خوب و پاكی مثل فاتیما میخوام منم گفتم تو غلط كردی به درد تو همون دوست دخترات میخورن برو پیش همون این قدرم اذیتش نكن منم بگم اره مامانم میگه نه یه دونه هم میزنه تو دهنت تو هم كه دوست نداری به شخصیتت این اندازه توهین بشه گفت توهین چیه برای رسیدن به تو هر كاری میكنم گفتم دیرم شده دیگه هم به من فكر نكن من جوابم تا اخر عمرم نه هست هیچ جوره هم نمیتونی راضیم كنی گفت بیا منو ببخش همین جور داشت با گریه داد میزد و میگفت كه به دوستم گفتم بدو بریم زود از پاساژ در او مدیم من واقعا ازش بدم میاد هیچ جوره نمیتونم به با اون بودن حتی برای یه دقیقه فكر كنم چی كار كنم محمد رو از خودم زده كنم چون دوستش ندارم از یه طرفم طاقت دیدن گریه هاشو ندارم نه اینكه طا قت دیدن گریه های اینو ندارم ها كلا نمیتونم گریه ی كسی رو ببینم اونم كه اگه مرد باشه ....چه زندگی ای داریم ما ..حالا میگین چی كار كنم من بهش این همه بی احترامی كردم ولی انگار نه انگار چه رفتاری كنم ....ممنونم ازتون به خاطرجوابهای قبلی خدا حافظ

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
باسلام.دوست عزیز!نیاز به اینقدر بی احترامی نبود.توصیه ام بهتون اینه که فقط سرسنگین باشید و اصلا سعی کنید با ایشون روبرو نشید.فکر نمی کنم لزومی داشته باشه حتما به پاساژی برید که مغازه ایشون اونجاست. تا بعد...روحانی