ناشناس
سوال 289849
به نام خداوند افریننده عشق<br>با سلام مشاور عزیز خانم روحانی<br><br>علتش این بود كه فكر می كردم كسی موفقه تو زندگیش كه به علاقش ( عشقش - دختر مورد نظرش و...) برسه و عشق را بالاتر از هر چیزی می دیدم !!!!<br>خدایش نه !! نمیشه هم زمان عاشق 2 تا دختر شد ولی كار نشد نداره !!! نه ؟؟؟ نمیشه ؟؟<br>تا حدودی بله !!! اگه احتمال نمی دادم كه اصلا پا جلو نمی ذاشتم !!! علت اون كارم به خاطر كارهایی بود كه انجام داد !!!<br>می خواستم خودكشی كنم !!! صد هزار مرتبه شكر كه این كار را نكردم !!! خودكشی اشتباه بزرگی بود كه من می خواستم بكنم !!! به خاطر كاری كه می خواستم بكنم توبه كردم !!!<br>ایا شما فكر می كنید خدا من را به خاطر كاری كه می خواستم بكنم می بخشه ؟؟؟؟<br>تا حد كمی در مورد اتفاقات بعدش یه چیز هایی می دونستم و می تونم حدس بزنم !!! <br>فكر می كردم شاید با این كار بتونم دوباره به سمت خودم بكشونمش و رابطه صمیمی قبل را ادامه بدیم !!!<br>شما جای اون بودی چه كار می كردی ؟؟<br>شما جای من بودی چه كار می كردی ؟؟<br> <br>این چیز ها را هم بدونید بد نیست !!!<br>من حدود 3 تا 4 ماه با خانم مرضیه افتخار از مشاوران سایت تبیان در ارتباط بودم و مشاور عزیز به من گفتند كه صلاحته این كار را نكنی و علت حرف های خودشون را هم جامعه بیان كردند ولی بعد از این حرفشون دیگه جواب من را ندادند و برای ادامه كار (مشاوره) از من درخواست باج گیری كردند یه شماره تلفنی به من دادند و گفتند به كیلینیك من زنگ بزن و وقتی كه زنگ زدم گفتند شما برای ادامه كار باید مبلغی را به حسابم بریزید تا از این به بعد با شما صحبت كنم من هم كه دیدم از این كارشون چه ادم ...... هستند به مشاوره خودم ادامه ندادم و همه چیز را سپردم دست قسمت !!!! <br>من كاملا قبول دارم كه ازدواج بین من و این دختر پایان خوشی را نداره !!!<br>قبل از اینكه بخوام بهش بگم عاشقشم و خیلی دوستش دارم ازش در مورد ازدواج خودم با یه دختری كه سنش از من بزرگتره پرسیدم و خودشم جوابش در مورد ازدواج من با اون دختر نه بود !!!<br>با حرف هایی كه با هم زدیم به این نتیجه رسیدم كه نمی تونم باهاش ازدواج كنم !!!<br>من هم از اون روز به بعد فكر ازدواج را با این دختر بیرون كردم ولی هر كاری كردم نتونستم بهش نگم كه اون دختر خودشه و تمام حرف هایی كه زدم احساساتم نسبت به خودش بوده !!!<br>من فقط می خواستم بدونه كه دوستش دارم و...<br>بازم میگم قبول دارم كارم اشتباه بود ولی نتونستم جلوی خودم را بگیرم!!!<br>هر كاری كردم دیدم نمی تونم بهش نگم !!!<br>با هر كی صحبت كردم به من می گفت بهش بگو !!!<br>شما جای اون دختر بودی چه كارم می كردی ؟؟<br>خفم می كردی ؟؟ <br>خواهش می كنم زودتر جوابم را بدی !! امسال می خوام كنكور بدم و می خوام تو این چند روز اخر فكر و خیال نداشته باشم و درست درس بخونم !!!<br><br>با تشكر فراوان <br>محسن امینی هرندی<br>09132883401
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام.دوست عزیز!خودتون که عنوان کردید کارتون درست نبوده و جواب ایشون نه بوده حتی قبل از اینکه بدونند ایشون طرف حساب شما هستند.اگر من هم جای اون خانم بودم جوابم نه بود.اصلا با احساسم در مورد این مساله مهم تصمیم نمی گرفتم. این چند جمله رو از من به یادگار داشته باشید:
"سرنوشت را نمی توان از سر نوشت"
"زندگی دو نیمه است.نیمه اول در آرزوی نیمه دوم، نیمه دوم در حسرت نیمه اول"
"دوست داشتن برای تداوم زندگی مشترك لازمه ولی كافی نیست"
"عاقلانه انتخاب كن؛عاشقانه زندگی كن"
تا بعد...روحانی
"سرنوشت را نمی توان از سر نوشت"
"زندگی دو نیمه است.نیمه اول در آرزوی نیمه دوم، نیمه دوم در حسرت نیمه اول"
"دوست داشتن برای تداوم زندگی مشترك لازمه ولی كافی نیست"
"عاقلانه انتخاب كن؛عاشقانه زندگی كن"
تا بعد...روحانی