ناشناس

سوال 290501

سلام .( خواهشا مطلب رو تا آخر بخونید جالبه ! ) حدود 5 ساله در یکی از معروفترین مساجد اهواز فعالیت میکنم عضو شورا و با سابقه ترین نیرو پایگاهم. تمام دوستام طلبه روحانی یا دانشجوی مذهبیند . چندین دوره در مورد مسائل اعتقادی طی کرده ام. با سوادترین فرد طایفه وازنظر اونا نماد یک فرد موفق . مادرم همیشه دعام میکنه و میگه کاشکی بقیه بچهام هم مثل تو بودن. اما .. .. . من پسر عمه ای دارم که 8 ساله پیش خیلی با هم دوست بودیم خانواده باباش پولدار و منحرف بودن اون هر وقت میرفت اومجا ماهواره نگاه میکرد ومیامد برام تعریف میکرداون موقع من 15 سالم بود و هنوز مسجد نرفته بودم.با اون حموم میرفتم واونجا جلوم خودارضایی میکرد. خلاصه تا اومدم متوجه بشم منحرف شده بودم. بعد از اتصال به مسجد رابطمو با اون وهر کی مثل اون بود کم کردم اما .... یه مشکل اساسی داشتم واونم پدرم بود اون حدود 50 سال سن داره اما مثل جوان18 ساله شهوت داره . اون علاوه بر ماهواره حدود 70 دی وی دی مبتذل داره که هر دی وی دی 3 یا 6 فیلم داره ! که دستیابی من بهشون چندان سخت نیست. این شرایط کار رو برای ترک کردنم خیلی سخت کرده . درواقع من مشکل اصلی رو پدرم می دونم. این شرایط باعث شده نفرت عجیبی ازش داشته باشم و مرتب آرزوی مرگشو میکنم ! راههای مختلفی رو برای ترک استمنا امتحان کردم اما به این نتیجه رسیدم که تا وقتی شرایط محیاست غیر ممکنه بشه ترک کرد . فقط منتظر گذشت زمانم تا برم خدمتو برگردم تااگه شد ازدواج کنم. در ضمن لازم بگم من دوست دختر ندارم واز هر کی دنباله این کاراست وفیلم بد نگاه میکنفرم !!! اگه شما راه حلی جز مرگ پدرم میدونید بگید ممنون میشم

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام.
به نظر می رسد شما دارید دلیل تراشی می کنید و به جای محاکمه ی خودتان، راه حل کوتاه تر یعنی محاکمه ی پدرتان را که ساده تر است، انتخاب می کنید. بدیهی است که این رفتار پدر شما به هیچ وجه پسندیده نیست و به هیچ وجه تأیید نمی شود ولی اراده ی شما چی؟ شرف و وجدان شما چی؟ آینده ی شما چی؟ یعنی هر کسی که پدرش آدم ناسالمی بود حتماً باید راه او را ادامه دهد؟ حتماً باید پدرش در وجودش تکرار شود؟ چقدر جوان هایی که پدرشان دائم الخمر بوده اند، قمار باز بوده اند، معتاد بوده اند و هرزه؛ ولی آنها فقط برای آنکه مثل پدرشان نباشد تلاش کردند، ریاضیت کشیدند، عبادت کردند، درس خواندند تا شدند یک فرد مؤمن، متخصص، مفید برای جامعه و ...
خلاصه ی کلام: به جای این که دلیل بتراشید و از مسئولیت کنترل شهوات خود فرار کنید، بروید سراغ اصل مطلب: شما مسئول جسم و جان خود هستید. گویا احساس می کنید که لذت بردن، کار ساده تری است و به ان روی آورده اید و گناه آن را بر گردن دیگران می اندازید. خدا وکلی با خودتان صادق باشید. مسئولیت رفتار و زندگی خود را بپذیرید.
ان شاءا... با سر گرفتن همان رفتارهای مذهبی و مسجدی دوباره در صراط مستقیم قرار می گیرید و خداوند هم به شما کمک می کند و آینده ی خوبی خواهید داشت. با توکل به خدا شروع کنید.
خدانگهدار