ناشناس

سوال 290598

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت مشاور گرامی<br>نمی دونم از كجای اتفاقاتی كه برام افتاده بگم !<br>در این مشاوره ام فقط خلاصه ای از اتفاقاتم را برای شما می نویسم اگه مایل بودی به من كمك كنی در ادامه به صورت كامل برای شما توضیح میدم!<br>نمی دونم كدوم كارم اشتباه بود ! ولی می خوام بهم كمك كنی !<br>من حدود 2 ساله از 2 تا دختر های فامیل كه یكی 5 سال بزرگتر و دیگری 5 سال از من كوچكتره شدم !<br>هر كاری كردم فراموششون بكنم نتونستم!<br>تا اینكه به این نتیجه رسیدم كه به هر دوشون بگم كه چقدر دوستشون دارم و اگه بتونم با یكی شون ازدواج كنم ( بزرگتره را خیلی خیلی ... دوستش دارم و همین الان هم با اتفاقاتی كه برای من افتاد حاضرم جونم را به خاطرش بدم ) تصمیم گرفتم اول به بزرگه بگم بعد به كوچكتره خلاصه ریسك نكردم و اومدم یه نظر سنجی كه برای من به جز سوال 4 مهم نبود اماده كردم ( سوال 4 : ایا مایلی با من ازدواج كنی ) و ازش پرسیدم<br>به من جواب مثبت داد و شروع كردم بگم بهش كه من یه نفری را دوست دارم از من بزرگتره چه كار كنم ؟<br>جواب داد بهش بگو تا كی می خوای بهش نگی !<br>اما چند وقت بعد از این قضیه دوباره ازش پرسیدم اگه شما جای اون بودی چه كار میكردی ؟<br>جواب داد خانواده تو و فرهنگ جامعه قبول نمی كنه!<br>با حرف هایی كه زد دیدم كه 100 درصد راضیه و تنها مشكلی كه برام وجود داشت خانواده بود كه اون را هم هر طوری بود حلش می كردم!<br>یه سوالی برای شما مطمئن هستم پیش اومده كه چرا بزرگتر خودت را انتخاب كردی ؟ چون به نظر من اگه 2 نفر همیگه را دوست داشته باشند باید به هم برسند چرا ما نباید معنی عشق واقعی را درك كنیم تا كی خانواده ها می خواند برای پسرهاشون زن انتخاب كنند !<br>( اما درضمن باید بگم كه مطمئن هستم و بودم كه خیلی دوستم داشت و با اینكه خانواده ما خیلی مذهبی هستند و من هم نا محرم اون بودم ولی هر موقع مشكلی براش پیش اومد به جای اینكه از دیگران كمك بگیره از من كمك می گرفت )<br>خلاصه بعد از اتفاقاتی كه برای من افتاد تصمیم گرفتم بهش بگم و بگم كه چقدر دوستش دارم!<br>تا اینكه با یه نامه بهش منظورم را رسوندم كه چی می خوام بگم اگه برداشت اشتباه و غلط از حرف من برنداشته باشه !<br>از اون روز تا حالا با من قهر كرده و نه جواب سلام و... را می ده نه تو روم نگاه می كنه !<br>هر كاری بگید كردم !<br>فكر كردم به خاطر حرف های كه زدم اشتباه برداشت كرده و ازش معذرت خواهی كردم ولی جز حرف های كه باعث ناراحتی بیشتر من شد نزد !<br>یه چیز یادم رفت بگم كه یه باری هم لابلای حرف های خودم به دروغ گفتم با یه دختر دوستم !<br>و می خوام با اون ازدواج كنم !( بعد از معذرت خواهیم بود )<br>به خاطر اینكه از دست من ناراحت دیدمش می خواستم خود كشی كنم شاید بفهمه ! شاید هم در اینده كردم!<br>نمی دونم دوست داشتن گناه یا جرمه ؟<br>جرم مجنون چی بود ؟<br>با تشكر محسن امینی هرندی<br>09132883401<br>در اخر بگم این اكانت داداشمه دارم استفاده می كنم پس من را با داداشم اشتباه نگیرید

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
سلام
علی رغم این متنی که نوشتید من به عنوان مشاور متوجه موضع شما نشدم چه برسد به آن دختر . کمی شفاف باشید و شفاف بگویید. به شما چند توصیه می کنم:
1) زیر سن 24 سالگی به فکر ازدواج نباشید.
2) کمی در باره ازدواج و کسب مهارت در این زمینه آموزش ببینید.
3) همین که بین 5 سال کوچک تر و 5 سال بزرگ تر از خودتان گیر کردید گویای تعارضات حل نشده در شما است. این تعارضات را اول حل کنید و بعد ازدواج کنید.
در نهایت این که آدم اول باید کامل شود بعد ازدواج کند نه این که دنبال فردی بگردید که بخواهد شما را کامل کند.

موفق باشید