ناشناس
سوال 291042
با عرض سلام و خسته نباشید من مهندس عمران هستم و فرزند بزرگ خونواده كه یه برادر كوچكتر از خودم دارم و همسرم فرزند چهارم و آخر خونواده خودشه كه ما در سال 1384 و از طریق سنتی و خواستگاری خانوادگی با هم ازدواج كردیم و پس از 2 سال نامزدی ، الان حدود 11 ماهه كه توی یك خونه زندگی خودمون رو شروع كردیم همسرم روحیه خیلی حساسی داره كه بعضا از چیزای خیلی پیش پا افتاده و ساده هم ناراحت میشه و این ناراحتی به حدی غیرقابل تحمل حتی برای خودش میرسه و تو این موقعیت روحیش بدتر میشه و دائم استرس داره و گریه میكنه و حرفائی به زبون میاره كه خودش بعدا اظهار پشیمونی میكنه مثلا میگه كه میخوام به یه جای دور برم كه هیچ كس اونجا نباشه یا دیگه نمیتونه هیچ چیزی رو تحمل كنه یا همه دارن به من زور می گن<br>من همسرم رو دوست دارم و نمیتونم و نمی خوام ناراحتی شو ببینم یه بار هم حدود سه ماه پیش به زور بردمش پیش یه خانم مشاور كه بعد از اون هرچی گفتم دوباره بریم پیش یه مشاور دیگه قبول نكرد . حالا من نمیدونم با این روحیات همسرم چكار كنم لطفا منو راهنمائی كنید . با تشكر
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام.دوست عزیز! سوالتون رو خیلی كلی مطرح كردید.در صورت تمایل سوالتون رو واضحتر مطرح كنید و اون رو با جزئیات بیشتری توضیح بدید.مثلا بگید آخرین بار کی این اتفاق افتاد و جریان چی بود؟برخورد ایشون و عکس العمل شما چی بود؟اقدام اون مشاور چی بود؟ساکن کدام شهرید؟.منتظر جوابتون هستم.تا بعد...روحانی