ناشناس

سوال 291248

سلام من حدود 1.5بود با پسری دوست بودم خیلی همدیگه رو دوست داشتیم حتی با هم قرار عروسی رو هم گذاشته بودیم خانواده هامون در جریان بودن تا اینكه به كلی عوض شد و بعد از یه مدت كه من خیلی ازش پرسیدم چی شده گفت من مریضم و دكترها جوابم كردن به خاطر این ناراحتم و اخلاقم عوض شده بعد از یه مدت همین طوری سر كردیم تا گفت دیگه نمی خواد بامن باشه و رابطمون رو به صورت یه طرفه قطع كرد بعد از اینكه من خیلی بهش زنگ زدم و گفتم كه برگرده گفت اینكه من دوست نداشتم همه بفهمن منو تو رفیقیم دوست داشتم بین منو تو بمونه ولی همه جا پخش شده من اینو نمی خوام كه بعد از ازدواجمون همه بگن رفت دوست دخترش رو گرفت و بعد از اینكه من چند بار دیگه زنگ زدم به من گفت دیگه به من زنگ نزن من دیگه نمی تونم جوابتو بدم وگفت شاید یه گل دیگه تو باغچه مون در اومده. لطفا منو راهنمایی كنید خودش كه میگه منو دوست دارهولی نمی دونم چرا این كارارو می كنه منم خیلی دوست دارم و عاشقش هستم من نمی تونم بدو ن اون دووم بیارم من چیكار كنم كه برگرده؟

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام
شما مطرح كردید كه خانواده ها نیز در جریان این آشنایی قرار دارند بنابراین بهتره این موضوع را ازطریق واسطه گری خانواده ها پی گیری كنید و انشاءاله به ثمر برسانید. بهرحال اگر به هردلیلی از ازدواج با شما منصرف شده این رو بدونید كه شخصیت وی ثبات عاطفی لازم رو نداره و اگر حتی این ازدواج هم به اجبار سربگیره ممكن است درآینده دچار مشكل شوید. توجه داشته باشید كه بذل محبت را به كسی داشته باشید كه در اعطاء محبت به شما دریغ ننماید.