ناشناس
سوال 291445
با سلام<br>دو سوال داشتم<br>1) منظور از نصاری که در آیه ی 82سوره ی مائده و نیز آیات دیگر آمده چه کسانیست؟<br>2)اگر اختیار کنیز که در قرآن کریم آمده دست صاحبش می باشد و تا مادامی که صاحبش او را آزاد نکرده باید در خدمت او باشد در این صورت فرق کنیز با برده چیست؟مگر نه اینکه فقط خدا صاحب و مالک آسمانها و زمین و هر آن چه بین آنها هست می باشد؟<br>با تشکر<br>
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
1. منظور از نصاری همان مسیحیان و پیروان دین حضرت عیسی است. البته گاه با توجه به قرائنی خاص، مثل آنچه در آیه مباهله آمده، این کلمه اشاره به گروهی خاص از مسیحیان دارد، نه همه جامعه مسیحیت آن روز.
2. ما در موارد زیادی از جمله در کد 190607 در باره برده داری در اسلام سخن گفته ایم. آن را بخوانید و اگر ابهامی بود با ما در میان بگذارید.
ولی ذکر دو نکته، علاوه بر آنچه در کد مزبور آمده، مفید است:
یکی این که اسلام در مواجهه با فرهنگها، معمولا از روش نفی و طرد مطلق استفاده نکرده است. بلکه می توان گفت اسلام اصل را بر پذیرش و احترام آداب و رسوم و فرهنگ عقلائی هر قومی قرار داده، ولی تلاش دارد تا معایب هر فرهنگی را به تدریج اصلاح کند. یعنی هر تغییری را با توجه و التفاف به فضای ذهنی جامعه هدف، و با رویکردی بیشتر فرهنگی ـ و نه سیاسی، نظامی ـ انجام داده است.
در یکی از فرازهای نامه امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر آمده است که به آداب و رسوم مردم مصر احترام بگذار. موضعی که اهل بیت نسبت به نوروز ایرانیان نشان دادند نیز حکایت از این معنا دارد. نمونه های این رویکرد در تاریخ اهل بیت(ع) زیاد است.
اساسا مسائل فرهنگی، انقلاب و دگرگونی های یک باره را نمی پذیرند، بلکه اصلاح و رفرم می طلبند. بله، این اصلاحات می تواند در نهایت تغییراتی اساسی و بنیان کن باشند، ولی به تدریج و گام به گام.
اسلام در حقیقت با فرهنگ جا افتاده برده داری مواجه شد، و نمی توانست به یک باره با آن مخالفت کند، ولی با تدابیری آن را هر چه بیشتر و بیشتر کم رنگ کرد.
دیگر آن که با مراجعه به احکام بندگان در اسلام درمی یابیم این است که ماهیت و احکام بنده ومولی در اسلام با آن چه از برده داری در تاریخ غرب و دوران استعمار دیده ایم، و همچنین آن چه در دوران جاهلیت وجود داشته، بسیار متفاوت است. هم منشأ بردگی، و هم ماهیت آن، و هم رفتار با بردگان، و هم شرائط استمرار بردگی، و هم اسباب آزادی و همچنین کیفیت آزادی آنها در اسلام کاملا مختص به خود است.
3. مالکیت خداوند و مالکیت انسان ها از یک مقوله نیست تا گمان کنید کسی که مالک چیزی است، مالکیت او در عرض مالکیت خدا است و آن را محدود می کند. مالکیت خداوند مالکیت تکوینی و قیومی است، نه مالکیت اعتباری و قراردادی.
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.
دوست محترم!
1. منظور از نصاری همان مسیحیان و پیروان دین حضرت عیسی است. البته گاه با توجه به قرائنی خاص، مثل آنچه در آیه مباهله آمده، این کلمه اشاره به گروهی خاص از مسیحیان دارد، نه همه جامعه مسیحیت آن روز.
2. ما در موارد زیادی از جمله در کد 190607 در باره برده داری در اسلام سخن گفته ایم. آن را بخوانید و اگر ابهامی بود با ما در میان بگذارید.
ولی ذکر دو نکته، علاوه بر آنچه در کد مزبور آمده، مفید است:
یکی این که اسلام در مواجهه با فرهنگها، معمولا از روش نفی و طرد مطلق استفاده نکرده است. بلکه می توان گفت اسلام اصل را بر پذیرش و احترام آداب و رسوم و فرهنگ عقلائی هر قومی قرار داده، ولی تلاش دارد تا معایب هر فرهنگی را به تدریج اصلاح کند. یعنی هر تغییری را با توجه و التفاف به فضای ذهنی جامعه هدف، و با رویکردی بیشتر فرهنگی ـ و نه سیاسی، نظامی ـ انجام داده است.
در یکی از فرازهای نامه امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر آمده است که به آداب و رسوم مردم مصر احترام بگذار. موضعی که اهل بیت نسبت به نوروز ایرانیان نشان دادند نیز حکایت از این معنا دارد. نمونه های این رویکرد در تاریخ اهل بیت(ع) زیاد است.
اساسا مسائل فرهنگی، انقلاب و دگرگونی های یک باره را نمی پذیرند، بلکه اصلاح و رفرم می طلبند. بله، این اصلاحات می تواند در نهایت تغییراتی اساسی و بنیان کن باشند، ولی به تدریج و گام به گام.
اسلام در حقیقت با فرهنگ جا افتاده برده داری مواجه شد، و نمی توانست به یک باره با آن مخالفت کند، ولی با تدابیری آن را هر چه بیشتر و بیشتر کم رنگ کرد.
دیگر آن که با مراجعه به احکام بندگان در اسلام درمی یابیم این است که ماهیت و احکام بنده ومولی در اسلام با آن چه از برده داری در تاریخ غرب و دوران استعمار دیده ایم، و همچنین آن چه در دوران جاهلیت وجود داشته، بسیار متفاوت است. هم منشأ بردگی، و هم ماهیت آن، و هم رفتار با بردگان، و هم شرائط استمرار بردگی، و هم اسباب آزادی و همچنین کیفیت آزادی آنها در اسلام کاملا مختص به خود است.
3. مالکیت خداوند و مالکیت انسان ها از یک مقوله نیست تا گمان کنید کسی که مالک چیزی است، مالکیت او در عرض مالکیت خدا است و آن را محدود می کند. مالکیت خداوند مالکیت تکوینی و قیومی است، نه مالکیت اعتباری و قراردادی.
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.