ناشناس
سوال 291610
سلام خسته نباشید من اصلا تا به حال نظرم رو به خواهرم نگفتم اما مامان و بابام و خواهرم مدام نظرشون رو بهش تحمیل میکنند و من از این بابت ناراحتم قبل از عقد به بابام میگفتم تو پدرشی این حق خواهرم هست که تو نگذاری با کسی که بدردش نمیخوره ازدواج کنه خدا بیخود شرط اجازه پدر رو نگذاشته اما اصلا انگار نه انگار اما حالا که بهشون میگم بگذارید خودش تصمیم بگیره میگن خودش عقل نداره میخواد از روی احساس تصمیم بگیره ما که میدونم نمیتونه زندگی کنه باید جلوش رو بگیریم اما باز من گفتم اونا هم همین استدلال ها رو دارن که دخالت میکنن دیگه به هر حال الآن یک ماه و نیم هست که خبری ازشون نیست امروز فردا احضاریه برای مهریه میره دم خونشون شاید هم رفته باشه اما شما نظرتون رو نگفتید که چیکار کنه در مورد مشاور هم دیگه نمیخواد بره که من مزاحم شما شدم در مورد خودم هم این جور اعصاب خورد کنی همیشه توی خونه ما هست اگه هم دیگران درست نکنن خودمون درست میکنیم حتی شده چیزای کوچیکم تا این حد بزرگ میکنیم.
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام.دوست عزیز!از من انتظار ندارید که به این صورت در مورد مساله به این مهمی که میتونه سرنوشت خواهرتون رو تغییر بده نظر خودم رو اعلام کنم؟!!!!!!!!!!! بهتره در این مورد با خواهرتون صحبت کنید و بگید انتخاب با خودشه ولی اگر میخواد تصمیم درستی بگیره که بعدا پشیمون نشه بهتره با مشاور متخصصی مشورت کنه.حتی اگر تونستید ایشون رو ترغیب کنید از همین طریق با من در تماس باشه.اگر هم واقعا ایشون راضی نشدند نه من و نه شما و نه هیچکس دیگه نمیتونه کاری براش بکنه."کسی رو که خوابه میشه بیدار کرد ولی کسی که خودش رو به خواب زده اصلا".تا بعد...روحانی