ناشناس
سوال 291857
سلام <br>ضمن تشکر از توجه شما <br>من همسر و دو فرزند نوجوان دارم<br>همسرم استاد دانشگاه است و مدتی است که دائما با دانشجویان دختر خود رابطه تلفنی برقرار می کند . این مسئله اعصاب مرا به شدت خرد می کند و هر وقت با او صحبت می کنم می گوید این مسائل ربطی به عشق ندارد و تفریح است واینکه من برایش بسیار اهمیت دارم . مدتی قبل دختر 16 ساله ام متوجه شد وبا پدرش قهر کرد او هم با اظطراب والتماس از من خواست ماجرا را درست کنم و قول داد هرگز تکرار نکند . من آنقدر دروغ گفتم و ماجرا را تغییر دادم تا دخترم باور کرد ولی حالا او دوباره شروع کرده و من دیگر نمی توانم تحمل کنم دلم می خواهد به جدائی فکر کنم ولی بخاطر بچه ها در خودم فرو می روم و افسره تر می شوم . اخیرا هم مرگ مادرم مزید بر علت شده و واقعا نمی دانم چه کار کنم . دوست ندارم عشق را گدائی کنم . تحملش برایم سخت شده . لطفا کمکم کنید
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام.دوست عزیز!خدمتتون تسلیت عرض می کنم و از خداوند برای ایشان طلب آمرزش می کنم. در همین مورد كه گفتید بهتره با ایشون صحبت كنید و نظر و انتظارت خودتون رو عنوان كنید.برای حرف زدن در این زمینه بهتره به ایشون بگید میخواهید در مورد موضوع مهمی با ایشون صحبت كنید و یك وقتی رو به شما بدهند.در اون زمان هیچ عامل مزاحمی مثل تلفن و تلویزیون و بچه و... نباشه..هر دوی شما تنها كاری كه انجام میدید صحبت با هم باشه. روبروی ایشون بنشینید ،بعد با آرامش و احترام ولی باجدیت انتظار و خواسته خودتون رو مطرح كنید.فراموش نكنید تنها در مورد این مساله صحبت كنید نه مساله دیگر و اگر همسرتون هم مسائل دیگری رو پیش كشید شما دوباره به همین مساله برگردید.فراموش نكنید كه در این میان از نقاط مثبت ایشون حرف بزنید و اینكه همسر و زندگیتون رو چقدر دوست دارید و میخواید همراه با ایشون برای زندگی بهتر صحبت كنید. و از این بابت از ایشون تشكر كنید(به خاطر زحمات و ویژگیهای خوبشون) همینطور خواسته خودتون رو هم مطرح كنید.همچنین نظر ایشون رو هم در این مورد جویا شوید و ببینید ایشون برای این مساله چه راه حلی ارائه میده.مثلا عنوان کنید الان احساس می کنید یکسری شرایط عوض شده و همسرتون مثل قبل نیست. از بابت این مساله نگرانید و بابت این مساله داره روز به روز حالتون بدتر میشه.چیه که ایشون رو به سمت اون دخترها کشونده؟بهتون حق بده که این مساله رو صرفا یک تفریح ندونید و ساده فرض نکنید.این مساله هم روی رابطه شما و هم روی بچه هاتون و رابطه بچه ها با ایشون تاثیر بسیار مخربی می گذاره.ضمن اینکه اونها الان در مرحله حساسی هستند.شاید امکان چنین کاری برای شما هم وجود داشته باشه ولی به خاطر تعهدتون به خانواده و علاقتون به زندگی، همسر و فرزندانتون مانع این میشه که بخواید چنین کاراهایی انجام بدید.باید برای این مساله چاره ای اندیشیده بشه.اگر واقعا این رویه بخواد ادامه پیدا کنه شما اصلا تحمل نمی کنید و ممکنه تصمیمی بگیریدرو دیگه از اون تصمیم برنگردید.بهتره ایشون بیشتر راجع به این مساله و عواقبش فکر کنند.تا بعد...روحانی