ناشناس

سوال 293720

درود بیکران<br>2 سئوال:<br>1- لطفا توضیحاتی راجع به تفکرات سهروردی و حکمت اشراق بفرمائید.<br>2- مولانا، بایزید بسطامی ، عطار و ابوالحسن خرقانی چگونه اعتثاداتی داشتند؟ به نظر می رسد عرفای معاصر (مانند شیخ ابوالحسن اصفهانی و...) اراداتی به ایشان داشته اند. (مانند خوابی که فرزند شیخ ابوالحسن اصفهانی می بیند و پدر تعبیر می کند که پیری که در خواب دیده است شیخ عطار بوده.) اما عده ای ار بزرگان عقاید آنها را انحرافی می دانند. آیا انحرافاتی که گفته می شود بیشتر مربوط به پیروان و مریدان ایشان نمی باشد تا خود آنها؟<br>سپاس - بدرود

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
1. درخشیدن و روشن شدن یا روشن كردن«وأشرقت الأرض بنور ربها» یعنی زمین به نور خداوندگارش روشن گشت ـ (زمر/69) ـ و «یسبّحن بالعشىّ والإشراق» یعنی هنگام شام و گاه درخشش خورشید خداى را تسبیح می کنند.(ص/18)
حكمت اشراق، یعنى حكمتى كه بنیان آن بر إشراق و کشف است؛ و منظور از آن حكمت شرقیانى است كه از مردم ایران بودند. حكمت ایرانیان كشفى و ذوقى بوده است. إشراق عبارت از ظهور انوار عقل فطرى و فیضان آن بر نفوس كامل هنگام تجرد آنها از حسیات است. ایرانیان، و همچنین یونانیان قدیم به جز ارسطو و پیروان وى در حكمت، بر ذوق و كشف تكیه می كردند. ارسطو و پیروان او تنها به بحث و برهان و عقل استدلالی توجه داشتند.
منظور از حكمت اشراق حكمت كشف است؛ کشف حقائقی که با تهذیب نفس به انسان الهام می شود و با نظر و تفکر عقلی تبیین قابل درک می شود. در مورد تفکرات سهروردی و مکتب اشراق، نمی توان در این مجال اندک بیش از این پاسخی به شما بدهیم. شما می توانید از کتاب زیر بهره مند شوید.
"سهروردی و مکتب اشراق"، مجدالدین کیوانی، تهران: مرکز.
البته در مقدمه اکثر آثار سهروردی نیز اشاره ای گذرا به پاسخ شما شده است.
2. در مورد بایزید بسطامی و خرقانی اثری مکتوب در دست نیست تا بتوانیم در مورد آنها به درستی قضاوت کنیم، ولی در مورد عطار و مولوی این کار تا حدی آسان تر است.
در مورد این دو شخصیت باید بگوییم همه افکار این اندیشمندان مورد تأیید نیست، ولی این ارزشهای آنها را از بین نمی برد.
این ها اندیشمندانی هستند که اندیشه آنها باید بر دین عرضه شود. این امر بدیع و غیر قابل قبولی نیست. هر تفکری در تعامل با دین می تواند مورد ارزیابی قرار گیرد، کما این که دین شناسی ما هم با این تعامل کامل تر می شود.
البته در این ارتباط آراء و عقائد متفاوتی وجود دارد، و نمی توان همه آراء در ارتباط با این بزرگان را یکسان دانست. گاهی شخصیتی مثل علامه محمد تقی جعفری بر مثنوی شرح می نویسد و با تفسیری که بر کلمات او دارد، در قسمت اعظم آراء با او موافق است، و گاهی شخصیتی مثل آیت الله صافی گلپایگانی به برگزاری همایش مولوی خرده می گیرد.
به هر حال، این مسئله با چنین سؤال و جوابی نمی تواند ختم شود، و باید در باره آن بیشتر مطالعه کرد.
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.