ناشناس

سوال 293811

با سلام <br>من دختری 24 ساله هستم اما فكر می كنم از دیگر همسالانم خیلی عقب افتادم از كودكی بدون اعتماد به نفس بودم و الان هم نمی توانم حتی تصمیمات كوچك بگیرم و برای پیش پا افتاده ترین مسایل مرددم البته تمامی خواهر ها و برادرانم هم همین طور هستند اما این شدت بیشتری در من دارد البته فكر می كنم این به خاطر طرز برخورد پدر و مادرم بوده وهست پدرم اكثر اوقات نمی تواند اشتباهی را از ما بپذیرد و طبع عصبی دارد اما دست روی ما بلند نمی كند این رفتار پدرم باعث شده كه اصلا بزرگ شدنمان را نبیند و با وجود اینكه خواهر بزرتگترم ازدواج هم كرده اما رفتارش با او هم مثل یك نوجوان است البته باید بگویم كه پدرم همیشه عصبی نیست و شو طبع و بگو بخند هم است اما در عین حال سخت گیر است<br>در 16 سالگی دیپلم طراحی و دوخت گرفتم ولی به علت اینكه می دانستم پدرم از رفتن من به دانشگاه مخالفت می كند اصلا اصراری نكردم البته دروس نظری من هم زیاد خوب نبود وابتدا علاقه چندانی به تحصیل نداشتم اما الان كه بعد از تقریبا 8 سال از ان روزها احساس خوبی از بیكار و بی هدف بودن خودم ندارم از دوخت زیاد خوشم نمی اید اما عاشق طراحی و رنگ هستم و یك مدت هم به فكر ادامه نقاشی بودم و كلاس هم رفتم اما چون فضای مناسب را در خانواده نمی دیدم ان را كنار گذاشتم البته من هم كلاس گلدوزی رفتم هم الان ترم 18 زبان هستم اما فكر اینكه تحصیلات دانشگاهی ندارم و اینكه تا چند سال دیگر نداشتن لیسانس هم بی سوادی محسوب میشود ارامش را از من گرفته با اینكه هنوز اصرارهایم را برای رفتن به دانشگاه را به طور جدی با پدرم مطرح نكردم و از نظر نهایی اش خبر ندارم <br>هنوز از تصمیم خودم مطمـن نیستم و مرددم نمی دانم اصلا قبول میشوم یا نه یا اصلا در صورت قبولی چه رشته ای بخوانم اصلا با اینكه 8 سال است دور از فضای تحصیل بودم اصلا كشش درس های دانشگاه را دارم یا نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟<br>من همیشه مرددم یادم نمی اید حتی یك كار را بدون پشیمانی انجام داده باشم <br>فعلا هم خواستگار جدی نداشته ام كه شاید بتوانم با بیرون رفتن از این فضا افكار جدیدی داشته باشم خانواده من هم با كار بیرون مخالفند و من هم فعلا هیچ انگیزهای برای به دنبال كار گشتن ندارم اصلا هیچ اینده ای را برای خودم نمی بینم <br>با توجه به اینها به نظر شما برای پیش دانشگاهی انسانی اقدام كنم؟ من از رشته گرافیك و دكراسیون خوشم می اید اما به دلیل گرانی وسایل و چون نمی خوام بار مالی بر پدرم بیاد نمی دونم چیكار كنم <br>هر سال وقت كنكور این افكار بیشتر میشه و به خاطر اینكه نمی تونم تصمیم جدی بگیرم فرصتها از بین میره <br>در ضمن من یك خواهر دارم كه با اصرار من و خواهرام به پدرم می خواهد امسال به پیش دانشگاهی برود و می ترسم اگر من هم موضوع را مطرح كنم دیگر به او اجازه ندهد <br>.ندگی من خیلی پیچیده شده اگر ممكن است ترتیب یك مشاوره ان لاین را با من بدهید <br>ممنون

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام
خواهر خوبم. اولین كاری كه شما باید انجام بدین اینه كه اعتماد به نفس خودتون رو بالا ببرید. درسته كه شیوه فرزندپروری كه والدین پیاده می كنن تأثیر زیادی روی اعتماد به نفس فرزند دارد اما این خصلت تا سالهای سال و با اراده قابل تغییر است. در موقع تصمیم گیری سعی كنید خودتان باشید، به اندازه كافی فكر كنید. اطلاعات جمع كنید و تصمیم مناسب بگیرید و آن را غیر قابل تغییر بدانید و به تصمیم گرفته شده احترام بگذارید. یك هدف معین را در زندگی برای خودتان برنامه ریزی كنید لازم نیست این هدف حتماً با تحصیلات دانشگاهی همراه باشد. حضور شما در كلاس زبان و گرفتن مدرك هم بسیار عالی است و می تواند در آینده سازنده سرنوشت بهتر برای شما باشد. ضمن آنكه شما از مهارت خیاطی و طراحی نیز برخوردارید. البته رفتن به دانشگاه خوب است ولی نه این چنین كه در صورت دانشگاه نرفتن خودتون رو بدون مهارت و قابلیت و شایستگی فرض كنید.
1.سعی كنید موفقیت و شایستگی های خودتون رو لیست كنید و فكر كنید ببینید از كدام یك از این وقایع می توانید زندگی مفیدتری بسازید.
2.به خودتان عشق بورزید. شما اشرف مخلوقات هستید. شمادرتصویر خداوند خلق شده اید و بی همتا، یكتا و خالق تمام آنچه برایتان پیش می آید، هستید. بنابراین تصمیم بگیرید تا جهان رام اراده شما شود. شما شایسته بهترین ها هستید.
3.بیان و ذهنیت مثبت داشته باشید.
4.با خداوند ارتباط داشته باشید و نیروی توكل را در خود تقویت كنید.
5.به دیگران محبت و كمك كنید، ولی سعی نكنید همیشه همه را از خود راضی نگه دارید.
6.در مورد خود احساس خوب بودن داشته باشید.
7.از جملات تلقینی مثبت هر روزه استفاده كنید.
8.برای خود ارزش و احترام قائل شوید.
9.در همه حال شكرگزار خداوند باشید.
10. از خدا هدایت بطلبید. . .