ناشناس
سوال 294023
با سلام<br>من و نامزدم دختر عمو پسر عمو هستیم و او 1.5 سال از من بزرگتر است.من دانشجوی کارشناسی ارشد عمران و نامزدم دانشجوی کارشناسی..نامزد من،از سال 2 دبیرستان به مدت 7 سال با بسری(به قصد ازدواج) دوست بوده است و جدا شدهند.وآنگونه که خود میگوید خیلی با هم بوده اند.ولی نامزدم میگوید که به غیر از بوس کردن،حتی از روی لباس هم به اندام هم دست نزده اند؛حتی یک بار هم زیر سقف یک خانه نرفته اند و البته با ماشین تمام پارکهای تهران و تمام محلات را رفته اند.<br>لازم به ذکر است که من بعد از 6 ماه تمام وقایع گذشته زندگی خود را به او گفته ام(که شامل2 بار ارتباط جنسی با یک زن و دوست بودن با 2 دختر (یکی 6 ماه و دیگری 2 سال)و چندین بار بوسه و چندین بار دست کشیدن به اندام دوست اولم و و چندین بار دست کشیدن به اندام دوست دومم بوده است) <br>من با نامزدم ابتدا مخفیانه و تلفنی (در 2 شهر دور از هم)دوست بودیم و در اوایل راضی نبود که با من بماند اما آنقدر به او توجه کردم تا او را عاشق خود کردم؛من از خیلی وقت بیش او را دوست داشتم و چندین بار به او بیشنهاد ازدواج داده ابودم.<br>ولی او در اوایل این ارتباط مخفیانه از دوست داشتن من سو استفاده میکرد و مرا شکنجه روحی میداد،مثلا به تلفنهایم جواب نمیداد یا هر روز دم از جدایی میزد و.....<br>در همان اوایل ارتباطم با او،با یک دختر آشنا شدم و 6 بار ارتباط تلفنی و ارتباط اس ام اسی داشتیم(کمتر از یک ماه)؛و یک روز وقتی نامزدم به طور قطعی گفت که مایل است با من بماند و بامن ازدواج کند،من ارتباطم با آن دختر را قطع کردم.<br>اکنون نامزدم نسبت به من بدبین شده است و اعترافات من او را شکنجه روحی میدهد.من هم نمیتوانم باور کنم که تمام ارتباط گذشته اش با ان پسر در همین حد بوده است.و مثل قبل عاشق هم نیستیم،و هردو گاهی میخواهیم از هم جدا شویم ولی باز هم همدیگر را دوست داریم و همین دوست داشتن مانع جدایی ما شده است و زود پشیمان میشویم.<br>آیا این رابطه میتواند مثل قبل گرم شود؟یا اگر اکنون جدا شویم به نفع ماست؟راه حل چیست؟لطفا کمک کنید.<br>در ضمن رابطه ما 7 ماهه شده و تمام فامیل از قصد ازدواج ما باخبرند.<br>با تشکر<br>
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام
برادر محترم ابتدا به شما عرض کنم که لازم نیست در دوران نامزدی تمام تاریخچه خودتون . ایشان رو باهم مبادله کنید چراکه، همانطور که می بینید باعث سوء ظن هایی شده که در گرمی روابط شما دونفر تأثیر گذاشته. باور شما در مورد روابط ایشان با دوستان قبل چه ثمری دارد؟ مگه غیر از اینه که خود شما هم نهایت این روابط رو با دوستتون داشتید و در نهایت هم ایشان شرایطی شبیه شما خواهند داشت.
موردی که می خوام بعنوان یک مسئله برای شما عنوان کنم تفاوت سن شما و ایشان است. که در روانشناسی ازدواج معمولاً این تفاوت سنی را مورد قبول نمی دانند. البته ممکنه که شما ازدواج موفقی داشته باشید اما به طور معمول بزرگتر بودن خانم در زندگی مشترک مشکلاتی رو پیش می آره که ممکنه پس از چند سال بروز کنه. که در این مسئله به خاطر تفاوت نیازهای جسمی و روانی طرفین است. پس خواهش می کنم در این مورد فکر کنید.
پیشنهاد من به شما اینه که چد وقتی از هم فاصله بگیرید. به مسائلی که ذهن شما رو مشغول کرده منطقی و عاقلانه فکر و بررسی کنید که آیا واقعاً این مسائل تأثیری در زندگی مشترک شما خواهد گذاشت؟ آیا احتمال بازگشت هریک از شما به دوستان قدیم وجود داره؟ آیا نامزد خودتون رو با منطق انتخاب کردید؟ آیا واقعاً صلاحیت همسری برای یکدیگر رو دارید؟ و حدس شما در مورد تفاهمات و اشتراکات درسته؟ (از مشاورطن به صورت حضوری کمک بگیرید.)
در صورتی که در نتیجه پاسخ به این سؤالات تصمیم به ازدواج گرفتید این فاصله را از همدیگر کم کنید. و پس از وصل مجدد دیگر به هیچ عنوان از گذشته هم صحبت نکنید. و شخصیت همسر خود را بصورت جامع و کامل بپذیرید. البته از نظر ژنتیک هم این ازدواج را توصیه نمی کنند.
برادر محترم ابتدا به شما عرض کنم که لازم نیست در دوران نامزدی تمام تاریخچه خودتون . ایشان رو باهم مبادله کنید چراکه، همانطور که می بینید باعث سوء ظن هایی شده که در گرمی روابط شما دونفر تأثیر گذاشته. باور شما در مورد روابط ایشان با دوستان قبل چه ثمری دارد؟ مگه غیر از اینه که خود شما هم نهایت این روابط رو با دوستتون داشتید و در نهایت هم ایشان شرایطی شبیه شما خواهند داشت.
موردی که می خوام بعنوان یک مسئله برای شما عنوان کنم تفاوت سن شما و ایشان است. که در روانشناسی ازدواج معمولاً این تفاوت سنی را مورد قبول نمی دانند. البته ممکنه که شما ازدواج موفقی داشته باشید اما به طور معمول بزرگتر بودن خانم در زندگی مشترک مشکلاتی رو پیش می آره که ممکنه پس از چند سال بروز کنه. که در این مسئله به خاطر تفاوت نیازهای جسمی و روانی طرفین است. پس خواهش می کنم در این مورد فکر کنید.
پیشنهاد من به شما اینه که چد وقتی از هم فاصله بگیرید. به مسائلی که ذهن شما رو مشغول کرده منطقی و عاقلانه فکر و بررسی کنید که آیا واقعاً این مسائل تأثیری در زندگی مشترک شما خواهد گذاشت؟ آیا احتمال بازگشت هریک از شما به دوستان قدیم وجود داره؟ آیا نامزد خودتون رو با منطق انتخاب کردید؟ آیا واقعاً صلاحیت همسری برای یکدیگر رو دارید؟ و حدس شما در مورد تفاهمات و اشتراکات درسته؟ (از مشاورطن به صورت حضوری کمک بگیرید.)
در صورتی که در نتیجه پاسخ به این سؤالات تصمیم به ازدواج گرفتید این فاصله را از همدیگر کم کنید. و پس از وصل مجدد دیگر به هیچ عنوان از گذشته هم صحبت نکنید. و شخصیت همسر خود را بصورت جامع و کامل بپذیرید. البته از نظر ژنتیک هم این ازدواج را توصیه نمی کنند.