ناشناس
سوال 294050
با سلام خدمت کارشناس محترم<br>در سوره ی انعام آیه ی 25 خداوند می فرمایند : (پاره ای از آن ها به سخنان تو گوش فرا می دهند,ولی بر دل های آنان پرده افکنده ایم تا آن را نفهمند و در گوش آنها سنگینی قرار داده ایم ) . آیا این آیه نشانه ی جبر و تقدیر نیست ؟ آیا این آیه با عدالت خدا در تناقض نیست ؟ در این آیه اینگونه اشاره شده است که گویی علت گمذاهی عده ای خود خداست .با چه معیاری خدائند چنین کسانی را انتخاب می کند ؟<br>با تشکر<br>
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
اگر در قرآن و روایات، این گونه مسائل نسبت به خدا داده مى شود در حقیقت اشاره به قانون علیت و خاصیت تکوینی اعمال انسانها است، نه جبر.
به عبارت دیگر، این آیات و روایت می گویند ادامه انحراف و اصرار بر لجاجت و بدبینى، اثرش این است كه روح و روان آدمى شكل معوج به خود بگیرد، و به گونه ای شود که سخن حق را نفهمد.
تجربه این حقیقت را ثابت كرده است كه افراد بدكار و گناهكار در آغاز از كار خود احساس ناراحتى مى كنند، اما تدریجا به آن خو گرفته و شاید روزى فرارسد كه اعمال زشت خود را نیکو، و حتی واجب و لازم بشمرند.
به تعبیر دیگر این یكى از مجازاتهاى اصرار و پافشارى در گناه و مخالفت با حق است كه دامان گناهكاران لجوج را مى گیرد.
به همین خاطر، خداوند در آیه مورد نظر مى فرماید كار اینها به جائى رسیده است كه اگر تمام آیات و نشانه هاى خدا را ببینند باز ایمان نمى آورند. «وإن یروا كل آیة لایؤمنوا بها»؛ و از این بالاتر، هنگامى كه به نزد تو بیایند به جاى این كه گوش جان را به سخنان تو متوجه سازند و حداقل به صورت یك جستجوگر، به احتمال یافتن حقیقتى پیرامون آن بیندیشند، با روح و فكر منفى در برابر تو ظاهر مى شوند و هدفى جز مجادله و پرخاشگرى و خرده گیرى ندارند.
حاصل این که نسبت امری به خدا حکایت از نظام تکوین دارد، نه جبر. این خود بنده است که با اعمال خود خود را در مسیر آثار تکوینی اعمال خود قرار می دهد.
برای مطالعه بیشتر به "تفسیر المیزان" و یا "تفسیر نمونه" ذیل آیه مذکر مراجعه کنید.
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.
دوست محترم!
اگر در قرآن و روایات، این گونه مسائل نسبت به خدا داده مى شود در حقیقت اشاره به قانون علیت و خاصیت تکوینی اعمال انسانها است، نه جبر.
به عبارت دیگر، این آیات و روایت می گویند ادامه انحراف و اصرار بر لجاجت و بدبینى، اثرش این است كه روح و روان آدمى شكل معوج به خود بگیرد، و به گونه ای شود که سخن حق را نفهمد.
تجربه این حقیقت را ثابت كرده است كه افراد بدكار و گناهكار در آغاز از كار خود احساس ناراحتى مى كنند، اما تدریجا به آن خو گرفته و شاید روزى فرارسد كه اعمال زشت خود را نیکو، و حتی واجب و لازم بشمرند.
به تعبیر دیگر این یكى از مجازاتهاى اصرار و پافشارى در گناه و مخالفت با حق است كه دامان گناهكاران لجوج را مى گیرد.
به همین خاطر، خداوند در آیه مورد نظر مى فرماید كار اینها به جائى رسیده است كه اگر تمام آیات و نشانه هاى خدا را ببینند باز ایمان نمى آورند. «وإن یروا كل آیة لایؤمنوا بها»؛ و از این بالاتر، هنگامى كه به نزد تو بیایند به جاى این كه گوش جان را به سخنان تو متوجه سازند و حداقل به صورت یك جستجوگر، به احتمال یافتن حقیقتى پیرامون آن بیندیشند، با روح و فكر منفى در برابر تو ظاهر مى شوند و هدفى جز مجادله و پرخاشگرى و خرده گیرى ندارند.
حاصل این که نسبت امری به خدا حکایت از نظام تکوین دارد، نه جبر. این خود بنده است که با اعمال خود خود را در مسیر آثار تکوینی اعمال خود قرار می دهد.
برای مطالعه بیشتر به "تفسیر المیزان" و یا "تفسیر نمونه" ذیل آیه مذکر مراجعه کنید.
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.