ناشناس

سوال 295530

از سن 18 سالگی مو هایم شروع به ریزش کرد و با مراجعه به پزشک در یافتم که این مشکل ارثی است هر دارویی تجویز شد مصرف کردم در مقاطعی کمی بهبود یافت اما در طول این سالها مدام ریزش داشته و می توان گفت که دیگر ودر این سن برایم عادی شده اما روز های سختی را از این بابت پشت سر گذاشتم اصلا فکر نکنید که آدمی هستم که به ظاهرم خیلی اهمیت میدهم نه به هیچ وجه ولی اگر موقعیت مرا در نظر بگیرید در سنی که هم سن و سالهای من انواع و اقسام آرایش های را روی مویشان انجام می دهند تا زیباتر جلوه کنند موهای من شروع به ریزش میکند می توانم بگویم اصلا در زندگی از داشتن مو لذت نبرده ام چرا که در کودکی همواره به اصرار والدینم موهایم رااز ته میزدم<br>بیش از انکه از تاسی بترسم این ریزش تدریجی که کاری هم از دستم بر نمی اید ازارم میدهد کاش همش یکدفعه می ریخت گاهی اوقات دوست دارم سریع تر بزرگ شوم تا سنم هم متناسب با چهرهام شود شاید اگر خیلی های دیگر جای من بودند افسرده می شدند اما من تنها یک مشکل دارم و آن هم در برخورد با دیگران است این خیلی ازارم می دهد وقتی کسی از کنارم رد می شود و با دیدن من دستی به مو هایش می کشد حتی اگر فردی در فاصله دور این کار را انجام دهد ناخود اگاه توجه ام به اان جلب شده و حس میکنم که موهای من عیب بزرگی دارد خیلی به این مساله حساس شدهام اگر کسی ردر اطرافم دستی به موهایش بکشد به شدت عصبی می شوم چرا که این را نوعی تحقیر قلمداد می کنم از سوی دیگر برخی از اعضای خانواده ام مرا به جهت این مشکل از ازدواج و انتخاب فرد مناسبم می ترسانند با اینکه میدانم این تنها یک تفاوت ظاهری است که خداوند این تفاوت را در هر یک از انسان ها به گونه ای به ودیعه نهاده و خود را انسان کاملا موفقی می دانم با این حال نمی خواهم حتی ذرهای از اعتماد به نفسی که هم اکنون دارم را به این جهت از دست بدهم حتی ذرهای را ودر ارتباطم با دیگران مشکل ساز شودو یک سوال نمی دانم برای این قضیه بایستی وقت وانرژی وپول صرف کنم ویا اینکه با اون کنار بیام و توجهی نکنم وبه فعالیت های علمی و تحصیلی خود بپردازم گفتم با خود این ریزش مشکلی ندارم برخورد اطرافیام ازارم میدهد حس می کنم گوشه ای از ذهنم را این مسئله اشغال کرده و همیشه با من خواهد بود از اینکه وقت گذاشتید و مطالب من را خواندید بسیار متشکرم باور کنید در طول این چهار پنج سالی که این مشکل روحی را دارم اولین بار و اولین نفری هستید که تمام احساسم راباهاش در میان گذاشتم باز هم از اینکه وقت گذاشتید ممنونم.

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام.
آفرین بر شما که بعد از 5 سال شهامت این را داشتید که این مشکل را با کسی مطرح کنید. دست کم الآن یک کمی احساس راحتی بیشتری می کنید. این طور نیست؟
این حق شماست که به فکر ظاهر خودتان باشید. ولی فکر نمی کنید به قضیه بیش از حد پرداخته اید؟ یک کمی بیش از حد حساس نشده اید؟ اگر قرار باشد هر کسی دست به موهایش بکشد شما ناراحت شوید، آن وقت که تمام لحظه های شما می شود رنج و عذاب. شاید یکی به خاطر فکر کردن این کار را بکند، یکی به خاطر خاراندن سرش، یکی به خاطر عادت و ... همه ی اینها باید شما را برنجاند؟ آیا فکر نمی کنید بهتر است با شکل و شیوه های دیگر برتری و توانایی خود را نشان دهید؟ نگاهی به بزرگان جهان داشته باشید: چه کسی از آنها می پرسد که چقدر مو داری؟! چه کسی می پرسد که چقدر خوشگلی؟! چه کسی می پرسد که خانواده ات کیست؟ همه از او می پرسند چطور توانستی به این مقام برسی؟ شاید در جواب بگویند: "به آنچه اهمیت داشت فکر کردن و به آنچه بی اهمیت بود فکر نکردم."
نظر شما چیست؟
خدانگهدار