ناشناس
سوال 295614
به نام خدا<br><br>با سلام<br>چرا مراجع تقلید بعضی از قوانین اسلامی را بر اساس شرایط زمانی و مکانی مردم مختلف تغییر نمی دهند بطور مثال مسئله سن تکلیف : پیامبر در شرایطی سن تکلیف دختران را 9 سال قرار دادند که در آن زمان و در آن نقطه از کره زمین که باعث می شود همه مردم جثه ای بزرگ داشته باشند و زودتر به بلوغ برسند ( البته امروز هم در مناطق گرم همین طور است ) قرار دادند و حالا مراجع محترم هنوز به تقلید از ایشان در رساله های خود برای همه مردم همین سن را قرار می دهند. و همین طور مثال دیگر<br><br>
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام
دوست عزیز
تكالیف الهى بدون استثنا مشروط به شرایطى هستند. شرایط تكلیف دو قسم است:
1. شرایط عامه، مانند بلوغ، عقل، قدرت، آگاهى و علم. این شرایط در همه تكالیف وجود دارد، یعنى، هیچ فرد غیر بالغ یا غیر عاقل و مكلّف به هیچ یك از تكالیف الهى نیست گرچه مورد خطاب یك سرى احكام وضعى مانند ضمان و و لو از طریق اولیاى او مىشود.
2. شرایط اختصاصى (در تكالیف مختلف متفاوت است) مثلًا در روزه ماه رمضان علاوه بر شرایط عامه تكلیف، مسافر نبودن(با شرایط مقرر در كتابهاى فقهى) و برخى شرایط دیگر بر آن افزوده مىشود و همین شرط استطاعت در حج، یا شرط احتمال تأثیر در باب امر به معروف و نهى از منكر و در هر صورت بلوغ از شرایط عامه تكلیف است اما این كه معیار بلوغ چیست، در روایات، علایم مختلفى براى آن ذكر شده است. بعضى از آنها به شرایط سنّى توجه دارد (مثل شرط سنّى نه سال در دختران و پانزده سال در پسران). امام صادق (ع) فرمود: »حد بلوغ المرأة تسع سنین«. امام باقر (ع) نیز فرمود: »الغلام لا یجوز امره فى الشراء و البیع و لا یخرج من الیتم حتى یبلغ خمس عشرة سنة أو یحتلم أو یشعر أو ینبت قبل ذلك براى پسر خردسال خرید و فروش جایز (صحیح) نیست و از حالت یتم (یتیم بودن) خارج نمىشود مگر این كه به پانزده سالگى برسد یا محتلم شود و یا موهاى خشن بالاى عورت او بروید«. در اوّل همین روایت، مسأله نه سالگى دختران براى رفع یتیمى مطرح شده است. در روایات دیگر به سن كمتر از پانزده سال در پسران اشاره شده است. همانطور كه در روایت یاد شده علائم بلوغ یكى از چند چیز دانسته شده است.
در مورد دختران نیز قید نشده است كه سن نه سال در آنها مربوط به دختران عرب است. اصولًا ائمه (ع) در صدد بیان احكام اختصاصى به اعراب نبودند گرچه در بسیارى از مواقع شرایط و علایم بیان شده در فضاى آن مردم بوده است و این خود قرینهاى است بر ثبات ملاك. در عین حال ممكن است نشانههاى ظاهرى، بنا به مقتضیات زمان و مكان تفاوت پیدا كند مثلًا آیا سن پانزده سال در پسران یا نه سال در دختران، ذاتا ملاك است و یا به عنوان مشیر مىباشد لذا چون ناظر به مردم آن مكان و زمان بوده است، احیانا تفاوتهایى پیدا كند. از این رو در خود همین روایات.
مسأله بلوغ دختران نه سال و ده سال »لما تسع سنین أو عشرة سنین«. و یا حیض شدن آنها بیان شده است.
بلوغ پسران نیز، سیزده، چهارده سال و یا احتلام ذكر شده است.
اما تشخیص این ملاك و استنباط و برداشت صحیح از آنها و سپس صدور حكم و فتوا، امرى تخصصى است كه بر عهده فقهاى جامع الشرایط (مجتهدین و مراجع تقلید) است. و ما نمىتوانیم به استناد یك یا چند روایت یا حتى برداشت شخصى خود ، بگوییم كه نظر اسلام در این خصوص چیست، چنان كه كسى نمىتواند با خواندن چند دستور یا قانون پزشكى، اقدام به تشخیص درد و معالجه و درمان بیمار نماید؟
موفق و مؤید باشید.
مؤسسه فرهنگی احیاء ثقلین – تهران
دوست عزیز
تكالیف الهى بدون استثنا مشروط به شرایطى هستند. شرایط تكلیف دو قسم است:
1. شرایط عامه، مانند بلوغ، عقل، قدرت، آگاهى و علم. این شرایط در همه تكالیف وجود دارد، یعنى، هیچ فرد غیر بالغ یا غیر عاقل و مكلّف به هیچ یك از تكالیف الهى نیست گرچه مورد خطاب یك سرى احكام وضعى مانند ضمان و و لو از طریق اولیاى او مىشود.
2. شرایط اختصاصى (در تكالیف مختلف متفاوت است) مثلًا در روزه ماه رمضان علاوه بر شرایط عامه تكلیف، مسافر نبودن(با شرایط مقرر در كتابهاى فقهى) و برخى شرایط دیگر بر آن افزوده مىشود و همین شرط استطاعت در حج، یا شرط احتمال تأثیر در باب امر به معروف و نهى از منكر و در هر صورت بلوغ از شرایط عامه تكلیف است اما این كه معیار بلوغ چیست، در روایات، علایم مختلفى براى آن ذكر شده است. بعضى از آنها به شرایط سنّى توجه دارد (مثل شرط سنّى نه سال در دختران و پانزده سال در پسران). امام صادق (ع) فرمود: »حد بلوغ المرأة تسع سنین«. امام باقر (ع) نیز فرمود: »الغلام لا یجوز امره فى الشراء و البیع و لا یخرج من الیتم حتى یبلغ خمس عشرة سنة أو یحتلم أو یشعر أو ینبت قبل ذلك براى پسر خردسال خرید و فروش جایز (صحیح) نیست و از حالت یتم (یتیم بودن) خارج نمىشود مگر این كه به پانزده سالگى برسد یا محتلم شود و یا موهاى خشن بالاى عورت او بروید«. در اوّل همین روایت، مسأله نه سالگى دختران براى رفع یتیمى مطرح شده است. در روایات دیگر به سن كمتر از پانزده سال در پسران اشاره شده است. همانطور كه در روایت یاد شده علائم بلوغ یكى از چند چیز دانسته شده است.
در مورد دختران نیز قید نشده است كه سن نه سال در آنها مربوط به دختران عرب است. اصولًا ائمه (ع) در صدد بیان احكام اختصاصى به اعراب نبودند گرچه در بسیارى از مواقع شرایط و علایم بیان شده در فضاى آن مردم بوده است و این خود قرینهاى است بر ثبات ملاك. در عین حال ممكن است نشانههاى ظاهرى، بنا به مقتضیات زمان و مكان تفاوت پیدا كند مثلًا آیا سن پانزده سال در پسران یا نه سال در دختران، ذاتا ملاك است و یا به عنوان مشیر مىباشد لذا چون ناظر به مردم آن مكان و زمان بوده است، احیانا تفاوتهایى پیدا كند. از این رو در خود همین روایات.
مسأله بلوغ دختران نه سال و ده سال »لما تسع سنین أو عشرة سنین«. و یا حیض شدن آنها بیان شده است.
بلوغ پسران نیز، سیزده، چهارده سال و یا احتلام ذكر شده است.
اما تشخیص این ملاك و استنباط و برداشت صحیح از آنها و سپس صدور حكم و فتوا، امرى تخصصى است كه بر عهده فقهاى جامع الشرایط (مجتهدین و مراجع تقلید) است. و ما نمىتوانیم به استناد یك یا چند روایت یا حتى برداشت شخصى خود ، بگوییم كه نظر اسلام در این خصوص چیست، چنان كه كسى نمىتواند با خواندن چند دستور یا قانون پزشكى، اقدام به تشخیص درد و معالجه و درمان بیمار نماید؟
موفق و مؤید باشید.
مؤسسه فرهنگی احیاء ثقلین – تهران