ناشناس
سوال 295620
سلام <br>شما که می گویید خواندن نماز به زبان فارسی درست نیست چرا مگر نمی گویید که خداوند قبول می کند هر عمل نیک مارا و ما باید بفهمیم که به خدا چه می گوییم و گرنه خدا که به نماز ما احتیاجی ندارد مگر نمی گویند که دین چیزی را حکم می کند که عقل حکم میکند عقل من در این مورد حکم می کند که خواندن فارسی نماز درست است
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخ سلام دوست محترم
نماز دستور پروردگار متعال در نحوه عبادت اوست و بدون شك آن را به آن گونه ای ادا كرد كه پروردگار خود خواسته است و نه آنگونه كه ما می خواهیم و البته هیچ منافاتی با این امر ندارد كه در هنگام عربی تلفظ كردن به مفاهیم آن نیز توجه كنیم .
دلبستگى مسلمانان به "زبان وحى"، علاوه بر حفظ رمز وحدت و بهرهمندى از نزدیكترین پیوستگى آوایى با پیامبر اسلامصلى الله علیه وآله و امامانعلیهم السلام از نظر محتوا و ژرفایى معنا نیز بسیار شایان توجه است. كه در این باره خوب است داستانى شیرین و خواندنى بازگو شود:
دارالعلم اصفهان- كه از ابتداى قرون اسلامى تاكنون در انتشار و توسعه علوم و تربیت دانشپژوهان جایگاهى خاص داشته در قرن اخیر نیز پرورش دهنده بسیارى از مشعلداران دانش و تقوا بوده است. فقیه وارسته و دانشمند مهذّب حاج آقا رحیم ارباب یكى از این شخصیتها است.
این عالم فرهیخته در سال 1297 ق در "چرمهین" از توابع لنجان دیده به جهان گشود. در كودكى همراه پدرش به اصفهان رفت و پس از آموزش مقدمات ادبى و بخشى از سطح، در محضر استادانى چون حاج میرزا بدیع (م 1318 ق) و علامه آقا سید محمد باقر درچهاى (م 1342 ق) به تكمیل اصول و فقه پرداخت. سپس از محضر آیةاللَّه سید ابوالقاسم دهكردى (م 1353 ق) و آیةاللَّه حاج آقا منیر احمد آبادى (متوفاى 1342 ق.) بهره برد و در خدمت دو فیلسوف بزرگ، آخوند ملا محمد كاشى و حكیم جهانگیرخان قشقایى فلسفه، هیئت و ریاضیات آموخت.
ارباب پس از یك قرن تحصیل و تدریس و اقامه نماز جمعه و جماعت و حضور در صحنههاى علمى، اجتماعى، فرهنگى و تربیتىدر سال 1396 ق جهان خاكى را بدرود گفت. یك بار دكتر محمد جواد شریعت با جمعى از دانشجویان با مرحوم حاج آقا رحیم ارباب اصفهانى دیدار كرد. وى خاطره آن ملاقات را چنین باز مىگوید: در سال 1332 ش بود، من و عدهاى از جوانان پر شور آن روزگار، پس از تبادل نظر و بحث و مشاجره، به این نتیجه رسیده بودیم كه چه دلیلى دارد نماز را به عربى بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان فارسى نخوانیم؟ عاقبت تصمیم گرفتیم نماز را به فارسى بخوانیم و همین كار را هم كردیم. والدین ما كم كم از این موضوع آگاهى یافتند و به فكر چاره افتادند. آنان پس از تبادل نظر با یكدیگر، تصمیم گرفتند با نصیحت ما را از این كار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهى دیگر برگزینند. چون پندهاى ایشان مؤثر نیفتاد ما را نزد یكى از روحانیان آن زمان بردند. آن روحانى وقتى فهمید ما به زبان فارسى نماز مىخوانیم، به شیوهاى اهانتآمیز نجس و كافرمان خواند. این عمل او ما را در كارمان راسختر و مصرتر ساخت. عاقبت یكى از پدران، والدین دیگر افراد را به این فكر انداخت كه ما را به محضر حضرت آیةاللَّه حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فكر مورد تأیید قرار گرفت. آنان نزد ایشان شتافتند و موضوع را با وى در میان نهادند. او دستور داد در وقتى معیّن ما به خدمتش برویم. در روز موعود ما را- كه تقریباً پانزده نفر بودیم به محضر مبارك ایشان بردند.
در همان لحظه اول، چهره نورانى و خندان وى ما را مجذوب ساخت آن بزرگمرد را غیر از دیگران یافتیم و دانستیم كه با شخصیتى استثنایى روبه رو هستیم. آقا در آغاز دستور پذیرایى از همه ما را صادر فرمود. سپس به والدین ما فرمود: شما كه به فارسى نماز نمىخوانید، فعلًا تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید. وقتى آنان رفتند، به ما فرمود: بهتر است شما یكى یكى خودتان را معرفى كنید و بگویید در چه سطح تحصیلى و چه رشتهاى درس مىخوانید. آن گاه به تناسب رشته و كلاس ما، پرسشهاى علمى مطرح كرد و از درسهایى مانند جبر و مثلثات و فیزیك و شیمى و علوم طبیعى مسائلى پرسید كه پاسخ اغلب آنها از توان ما بیرون بود. هر كس از عهده پاسخ بر نمىآمد، با اظهار لطف وى و پاسخ درست پرسش رو به رو مىشد. پس از آنكه همه ما را خلع سلاح كرد، فرمود: والدین شما نگران شدهاند كه شما نمازتان را به فارسى مىخوانید، آنان نمىدانند من كسانى را مىشناسم كه- نعوذباللَّه اصلًا نماز نمىخوانند شما جوانان پاك اعتقادى هستید كه هم اهل دین هستید و هم اهل همت. من در جوانى مىخواستم مثل شما نماز را به فارسى بخوانم ولى مشكلاتى پیش آمد كه نتوانستم. اكنون شما به خواسته دوران جوانىام جامه عمل پوشانیدهاید، آفرین به همّت شما در آن روزگار، نخستین مشكل من ترجمه صحیح سوره حمد بود كه لابد شما آن را حلّ كردهاید. اكنون یكى از شما كه از دیگران مسلّط تر است،
بگوید "بسماللَّه الرحمن الرحیم" را چگونه ترجمه كرده است؟ یكى از ما به عادت دانشآموزان دستش را بالا گرفت و براى پاسخ دادن داوطلب شد. آقا با لبخند فرمود: خوب شد، طرف مباحثه ما یك نفر است زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند بر نمىآمدم. بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرمایید "بسماللَّه" را چگونه ترجمه كردید؟ آن جوان گفت: طبق عادت جارى به نام خداوند بخشنده مهربان. حضرت ارباب لبخند زد و فرمود: گمان نمىكنم ترجمه درست "بسماللَّه" چنین باشد. در مورد "بسم" ترجمه"به نام" عیبى ندارد. اما "اللّه" قابل ترجمه نیست زیرا اسم علم (خاص) خدا است و اسم خاص را نمىتوان ترجمه كرد براى مثال اگر اسم كسى "حسن" باشد، نمىتوان به آن گفت "زیبا". ترجمه "حسن" زیبا است امّا اگر به آقاى حسن بگوییم آقاى زیبا، خوشش نمىآید. كلمه "اللّه" اسم خاصى است كه مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق مىكنند. نمىتوان"اللّه" را ترجمه كرد، باید همان را به كار برد.
خوب "رحمان" را چگونه ترجمه كردهاید؟ رفیق ما پاسخ داد: بخشنده. حضرت ارباب فرمود: این ترجمه بد نیست ولى كامل نیست زیرا "رحمان" یكى از صفات خداوند است كه شمول رحمت و بخشندگى او را مىرساند و این شمول در كلمه بخشنده نیست "رحمان" یعنى، خدایى كه در این دنیا هم بر مؤمن و هم بر كافر رحم مىكند و همه را در كنف لطف و بخشندگى خود قرار مىدهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن عطا مىفرماید. در هر حال، ترجمه بخشنده براى "رحمان" در حد كمال ترجمه نیست.
خوب، رحیم را چطور ترجمه كردهاید؟ رفیق ما جواب داد: "مهربان". آیةاللَّه ارباب فرمود: اگر مقصودتان از "رحیم" من بودم- چون نام وى رحیم بود بدم نمىآمد "مهربان" ترجمه كنید امّا چون "رحیم" كلمهاى قرآنى و نام پروردگار است، باید درست معنا شود.
اگر آن را "بخشاینده" ترجمه كرده بودید، راهى به دهى مىبرد زیرا "رحیم" یعنى، خدایى كه در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو مىكند. پس آنچه در ترجمه "بسماللَّه" آوردهاید، بد نیست ولى كامل نیست و اشتباهاتى دارد. من هم در دوران جوانى چنین قصدى داشتم امّا به همین مشكلات برخوردم و از خواندن نماز فارسى منصرف شدم. تازه این فقط آیه اول سوره "حمد" بود، اگر به دیگر آیات بپردازیم، موضوع خیلى پیچیدهتر مىشود.
در اینجا، همگى شرمنده، منفعل و شكست خورده از وى عذرخواهى كردیم و قول دادیم، ضمن خواندن نماز به عربى، نمازهاى گذشته را اعاده كنیم. ایشان فرمود: من فقط مشكلات این كار را براى شما شرح دادم. ما همه عاجزانه از وى طلب بخشایش و از كار خود اظهار پیشمانى كردیم.
موفق و مؤید باشید.
مؤسسه فرهنگی احیاء ثقلین – تهران
نماز دستور پروردگار متعال در نحوه عبادت اوست و بدون شك آن را به آن گونه ای ادا كرد كه پروردگار خود خواسته است و نه آنگونه كه ما می خواهیم و البته هیچ منافاتی با این امر ندارد كه در هنگام عربی تلفظ كردن به مفاهیم آن نیز توجه كنیم .
دلبستگى مسلمانان به "زبان وحى"، علاوه بر حفظ رمز وحدت و بهرهمندى از نزدیكترین پیوستگى آوایى با پیامبر اسلامصلى الله علیه وآله و امامانعلیهم السلام از نظر محتوا و ژرفایى معنا نیز بسیار شایان توجه است. كه در این باره خوب است داستانى شیرین و خواندنى بازگو شود:
دارالعلم اصفهان- كه از ابتداى قرون اسلامى تاكنون در انتشار و توسعه علوم و تربیت دانشپژوهان جایگاهى خاص داشته در قرن اخیر نیز پرورش دهنده بسیارى از مشعلداران دانش و تقوا بوده است. فقیه وارسته و دانشمند مهذّب حاج آقا رحیم ارباب یكى از این شخصیتها است.
این عالم فرهیخته در سال 1297 ق در "چرمهین" از توابع لنجان دیده به جهان گشود. در كودكى همراه پدرش به اصفهان رفت و پس از آموزش مقدمات ادبى و بخشى از سطح، در محضر استادانى چون حاج میرزا بدیع (م 1318 ق) و علامه آقا سید محمد باقر درچهاى (م 1342 ق) به تكمیل اصول و فقه پرداخت. سپس از محضر آیةاللَّه سید ابوالقاسم دهكردى (م 1353 ق) و آیةاللَّه حاج آقا منیر احمد آبادى (متوفاى 1342 ق.) بهره برد و در خدمت دو فیلسوف بزرگ، آخوند ملا محمد كاشى و حكیم جهانگیرخان قشقایى فلسفه، هیئت و ریاضیات آموخت.
ارباب پس از یك قرن تحصیل و تدریس و اقامه نماز جمعه و جماعت و حضور در صحنههاى علمى، اجتماعى، فرهنگى و تربیتىدر سال 1396 ق جهان خاكى را بدرود گفت. یك بار دكتر محمد جواد شریعت با جمعى از دانشجویان با مرحوم حاج آقا رحیم ارباب اصفهانى دیدار كرد. وى خاطره آن ملاقات را چنین باز مىگوید: در سال 1332 ش بود، من و عدهاى از جوانان پر شور آن روزگار، پس از تبادل نظر و بحث و مشاجره، به این نتیجه رسیده بودیم كه چه دلیلى دارد نماز را به عربى بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان فارسى نخوانیم؟ عاقبت تصمیم گرفتیم نماز را به فارسى بخوانیم و همین كار را هم كردیم. والدین ما كم كم از این موضوع آگاهى یافتند و به فكر چاره افتادند. آنان پس از تبادل نظر با یكدیگر، تصمیم گرفتند با نصیحت ما را از این كار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهى دیگر برگزینند. چون پندهاى ایشان مؤثر نیفتاد ما را نزد یكى از روحانیان آن زمان بردند. آن روحانى وقتى فهمید ما به زبان فارسى نماز مىخوانیم، به شیوهاى اهانتآمیز نجس و كافرمان خواند. این عمل او ما را در كارمان راسختر و مصرتر ساخت. عاقبت یكى از پدران، والدین دیگر افراد را به این فكر انداخت كه ما را به محضر حضرت آیةاللَّه حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فكر مورد تأیید قرار گرفت. آنان نزد ایشان شتافتند و موضوع را با وى در میان نهادند. او دستور داد در وقتى معیّن ما به خدمتش برویم. در روز موعود ما را- كه تقریباً پانزده نفر بودیم به محضر مبارك ایشان بردند.
در همان لحظه اول، چهره نورانى و خندان وى ما را مجذوب ساخت آن بزرگمرد را غیر از دیگران یافتیم و دانستیم كه با شخصیتى استثنایى روبه رو هستیم. آقا در آغاز دستور پذیرایى از همه ما را صادر فرمود. سپس به والدین ما فرمود: شما كه به فارسى نماز نمىخوانید، فعلًا تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید. وقتى آنان رفتند، به ما فرمود: بهتر است شما یكى یكى خودتان را معرفى كنید و بگویید در چه سطح تحصیلى و چه رشتهاى درس مىخوانید. آن گاه به تناسب رشته و كلاس ما، پرسشهاى علمى مطرح كرد و از درسهایى مانند جبر و مثلثات و فیزیك و شیمى و علوم طبیعى مسائلى پرسید كه پاسخ اغلب آنها از توان ما بیرون بود. هر كس از عهده پاسخ بر نمىآمد، با اظهار لطف وى و پاسخ درست پرسش رو به رو مىشد. پس از آنكه همه ما را خلع سلاح كرد، فرمود: والدین شما نگران شدهاند كه شما نمازتان را به فارسى مىخوانید، آنان نمىدانند من كسانى را مىشناسم كه- نعوذباللَّه اصلًا نماز نمىخوانند شما جوانان پاك اعتقادى هستید كه هم اهل دین هستید و هم اهل همت. من در جوانى مىخواستم مثل شما نماز را به فارسى بخوانم ولى مشكلاتى پیش آمد كه نتوانستم. اكنون شما به خواسته دوران جوانىام جامه عمل پوشانیدهاید، آفرین به همّت شما در آن روزگار، نخستین مشكل من ترجمه صحیح سوره حمد بود كه لابد شما آن را حلّ كردهاید. اكنون یكى از شما كه از دیگران مسلّط تر است،
بگوید "بسماللَّه الرحمن الرحیم" را چگونه ترجمه كرده است؟ یكى از ما به عادت دانشآموزان دستش را بالا گرفت و براى پاسخ دادن داوطلب شد. آقا با لبخند فرمود: خوب شد، طرف مباحثه ما یك نفر است زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند بر نمىآمدم. بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرمایید "بسماللَّه" را چگونه ترجمه كردید؟ آن جوان گفت: طبق عادت جارى به نام خداوند بخشنده مهربان. حضرت ارباب لبخند زد و فرمود: گمان نمىكنم ترجمه درست "بسماللَّه" چنین باشد. در مورد "بسم" ترجمه"به نام" عیبى ندارد. اما "اللّه" قابل ترجمه نیست زیرا اسم علم (خاص) خدا است و اسم خاص را نمىتوان ترجمه كرد براى مثال اگر اسم كسى "حسن" باشد، نمىتوان به آن گفت "زیبا". ترجمه "حسن" زیبا است امّا اگر به آقاى حسن بگوییم آقاى زیبا، خوشش نمىآید. كلمه "اللّه" اسم خاصى است كه مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق مىكنند. نمىتوان"اللّه" را ترجمه كرد، باید همان را به كار برد.
خوب "رحمان" را چگونه ترجمه كردهاید؟ رفیق ما پاسخ داد: بخشنده. حضرت ارباب فرمود: این ترجمه بد نیست ولى كامل نیست زیرا "رحمان" یكى از صفات خداوند است كه شمول رحمت و بخشندگى او را مىرساند و این شمول در كلمه بخشنده نیست "رحمان" یعنى، خدایى كه در این دنیا هم بر مؤمن و هم بر كافر رحم مىكند و همه را در كنف لطف و بخشندگى خود قرار مىدهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن عطا مىفرماید. در هر حال، ترجمه بخشنده براى "رحمان" در حد كمال ترجمه نیست.
خوب، رحیم را چطور ترجمه كردهاید؟ رفیق ما جواب داد: "مهربان". آیةاللَّه ارباب فرمود: اگر مقصودتان از "رحیم" من بودم- چون نام وى رحیم بود بدم نمىآمد "مهربان" ترجمه كنید امّا چون "رحیم" كلمهاى قرآنى و نام پروردگار است، باید درست معنا شود.
اگر آن را "بخشاینده" ترجمه كرده بودید، راهى به دهى مىبرد زیرا "رحیم" یعنى، خدایى كه در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو مىكند. پس آنچه در ترجمه "بسماللَّه" آوردهاید، بد نیست ولى كامل نیست و اشتباهاتى دارد. من هم در دوران جوانى چنین قصدى داشتم امّا به همین مشكلات برخوردم و از خواندن نماز فارسى منصرف شدم. تازه این فقط آیه اول سوره "حمد" بود، اگر به دیگر آیات بپردازیم، موضوع خیلى پیچیدهتر مىشود.
در اینجا، همگى شرمنده، منفعل و شكست خورده از وى عذرخواهى كردیم و قول دادیم، ضمن خواندن نماز به عربى، نمازهاى گذشته را اعاده كنیم. ایشان فرمود: من فقط مشكلات این كار را براى شما شرح دادم. ما همه عاجزانه از وى طلب بخشایش و از كار خود اظهار پیشمانى كردیم.
موفق و مؤید باشید.
مؤسسه فرهنگی احیاء ثقلین – تهران