ناشناس
سوال 295624
سلام<br>چند وقت پیش یکی از دوستام به نام سمیه به من گفت که شوهر خواهر یکی از دوستام به نام فاطمه قرار بوده بره خواستگاریش اما قبل از ازدواج با خواهر فاطمه و هیشکی هم خبر نداشت . سمیه از من قول گرفت که این موضوع رو به هیشکی مخصوصا فاطمه نگم اما من دهن لقی کردم و ناخاسته موضوع رو باهاش در میون گذاشتم اما اسمی از سمیه نبردم بعد فاطمه به من گیر داد که اسم دختره رو بگو . من نگفتم چون به سمیه قول داده بودم . اما چون خیلی اصرار کرد گفتم صبر کنه تا از سمیه به طور غیر مستقیم اجازه بگیرم .وقتی با سمیه موضوع رو در میون گذاشتم خیلی خیلی ناراحت شد با اینکه من بهش گفتم که اسمی از اون نبردم .از این طرف سمیه ازم ناراحت و دلگیر شد از اون طرف هم فاطمه به خاطر اینکه اسم سمیه رو بهش نگفتم ازم دلگیر شد حالا از شما می خوام منو راهنمایی کنید که من چه طوری می تونم این دو نفر رو از این سوءتفاهم و دهن دلقی خودم در بیارم . حالم خیلی بده . من واقعا دارم شیطون رو می بینم که از اینکه منو گول زده چه قه قهه ای سر داده .ولی من واقعا پشیمونم و به قدر کافی متنبه شدم . ازتون خواهش می کنم منو از این سر در گمی و ناراحتی در بیارید . به خاطر این قضیه من دو تا از بهترین دوستامو از دست دادم .<br>
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام
دوست عزیز، قبل از ازدواج آقایون به خاستگاری خیلی از دخترها می روند و خانمها خیلی خواستگار دارند. این موضوع بسیار معمول است و اصلاً جای پنهان کاری نداره. و حالا که دوست شما ازتون درخواست کرده که این قضیه را به عنوان راز نگهدارید و شما در این کار سستی کردید، لازمه با هر دو طرف خیلی صادقانه و با صراحت صحبت کنید. پشیمانی خودتون را به سمیه ابراز کنید و خواستاری بخشش از طرف او باشید و خیلی راحت به فاطمه بگید که اگر تا این مرحله باعث فاش شدن رازی شدید از این به بعد حاضر نیستید به اشتباهاتون اضافه کنید. لذا این رو بدونن که اگر شما در فاش کردن رازی بی اهمیت باشید این موضوع رو در مورد خودشون هم پیاده خواهید کرد. در مجموع پیشنهاد من اینست که با صحبت منطقی این قضیه قابل حل است.
دوست عزیز، قبل از ازدواج آقایون به خاستگاری خیلی از دخترها می روند و خانمها خیلی خواستگار دارند. این موضوع بسیار معمول است و اصلاً جای پنهان کاری نداره. و حالا که دوست شما ازتون درخواست کرده که این قضیه را به عنوان راز نگهدارید و شما در این کار سستی کردید، لازمه با هر دو طرف خیلی صادقانه و با صراحت صحبت کنید. پشیمانی خودتون را به سمیه ابراز کنید و خواستاری بخشش از طرف او باشید و خیلی راحت به فاطمه بگید که اگر تا این مرحله باعث فاش شدن رازی شدید از این به بعد حاضر نیستید به اشتباهاتون اضافه کنید. لذا این رو بدونن که اگر شما در فاش کردن رازی بی اهمیت باشید این موضوع رو در مورد خودشون هم پیاده خواهید کرد. در مجموع پیشنهاد من اینست که با صحبت منطقی این قضیه قابل حل است.