ناشناس
سوال 295777
با سلام<br>مشکل و سوال بنده یک مشکل اساسی در مسائل تربیتی درسی است و در واقع سوالی درباره ی ماهیت علم می باشد<br>من در مدرسه تیزهوشان درس می خوانم و امسال کنکور نیز دارم ولی به دلیل اینکه این موضوع برای من بسیار مهم بود الان این موضوع را با شما مطرح می کنم و انشاالله شما نیز پاسخی مناسب به این سوال بدهید<br>مشکل من می تواند ناشی از بیماری وسواس فکری در وجود من و شکاکیت زیاد من باشد <br>به هر حال مشکل من به شرح زیر است :<br>من می خواستم بدانم که چرا ما باید به علمی که به صورت تجربی بدست امده و هیچ گونه استدلالی در پشت خود ندارد مثل علوم فیزیک و شیمی و الا ماشاءااله تمام علومی که به طور کلی در دانشگاه ها تدریس می شوند اطمینان کنیم و به درستی ان ها اطمینان نماییم در حالی که هیچ گونه اثباتی برای آن نیست و در واقع فرضیات یک فرد است که به قولی اگر در هزار آزمایش درست باشد از کجا معلوم که در هزار و یکمین آزمایش درست باشد مثلا قانون های نیوتون در فیزیک که تاکنون فکر می شد درست است ولی بعد از آن قانون های کوانتوم و فیزیک نسبیتی و فیزیک جدید ناکاملی و به نوعی نادرستی ن را در بسیاری موارد نشان داد و از کجا معلوم که خود قوانین فیزیک جدید نیز غلط نباشد <br>در واقع این فکر شکاکیت و وسواسی با درون بنده مشکلات بسیاری را برای من به وجود اورده است که حتی در بعضی موارد نمی توانم درس را بخوانم زیرا با خود می گویم آخر چیزی که اصلا معلوم نیست و اثباتی برای آن نیست که درست باشد و تجربی است را چرا من باید به ان اطمینان کنم و از طرف دیگر و قتی مسائل و پیشرفت هایی که با همین علم تجربی بدست می آید را می بینم به شدت دچار یک نوع تضاد می شوم<br>با تشکر از جواب سریع و منطقی و خوبتان به سوال بنده<br>
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام.
شما در مدرسه ی تیزهوشان درس می خوانید و درک بهتری نسبت به بسیاری دارید. بنابراین نیازی به توضیح زیاد نیست. معلم علومی تعریف می کرد که:
"می خواستم به بچه ها مفهوم شناور بودن اجسامی را که چگالی آنها کمر از آب است، نشان دهم. قطعه ای چوب را به همراه قطعه ای سنگ در تشت آبی انداختم. سنگ به زیر آب رفت و چوب روی آب ماند. یکی از دانش آموزان گفت: "اگر عمق آب زیاد باشد، چوب هم به زیر آب می رود." برای آزمایش نظریه ی او با هم به قسمت پر عمق یک استخر رفتیم. چوب را پرتاب گردیم و روی آب ماند. دانش آموز ادامه داد: "عمق باید خیلی بیش از این باشد تا چوب به زیر آب رود." به او گفتم: "می توانی یک بار که با قایق به وسط دریا، که ممکن است عمق آن به بیش از 100 متر برسد، بروی و این کار را انجام دهی." او به همراه خانواده این آزمایش را هم انجام داد. باز ادعا کرد: "عمق 100 متر هم کم است و باید خیلی بیش از اینها باشد."
به نظر شما اگر بخواهیم منتظر اثبات فرضیه ی این دانش آموز شویم نباید اجازه بدهیم که هیچ کشتی، قایق و یا هر وسیله ی دیگر روی آب حرکت کند زیرا ممکن است در عمق زیاد غرق شود. بنابراین بهتر است بین افکار فلسفی و علمی تفاوت بگذاریم. پرسش های فلسفی قرار نیست که کاربردی باشد و در زندگی روزمره استفاده شود. اما علم باید قابل استفاده و کابردی باشد. شما فرمودید که قوانین فیزیک و شیمی فرضیه هستند و خیلی قابل اعتماد نیستند. به نظر شما هواپیمایی که با سرعت 900 کیلومتر در ساعت با بیش از 400 مسافر و صدها تن وزن و بار در دمای منهای 60 درجه ی طبقات بالای جو، 17 ساعت روی اقیانوس پرواز می کند تا از قاره ای به قاره ی دیگر برود، بر اساس کدام علم با امنیت در روز هزاران پرواز این چنینی رخ می دهد و نزدیک به %100 این پروازها با آرامش و امنیت انجام می شود؟
عمل های جراحی که ساعت ها طول می کشد، با دستگاه هایی کار می کند که شاخه های مختلف علوم تجربی آن را ساخته اند. فضاپیماها و ... می تواند دلیل بر قابل اعتماد بودن علوم تجربی باشد چون اصول آنها ملیون ها بار تجربه شده تا به شکل قانون در آمده است. بنابراین ما با نظر شما چندان موافق نیستیم هرچند به آن احترام می گذاریم. در پایان چنانچه احساس می کنید این گونه افکار در شما رو به رشد است، حتماً به پزشک مراجعه کنید تا به کمک دارو پیش از آنکه وسواس فکری شما گسترده تر شود، پیش گیری نمایید.
خدانگهدار
شما در مدرسه ی تیزهوشان درس می خوانید و درک بهتری نسبت به بسیاری دارید. بنابراین نیازی به توضیح زیاد نیست. معلم علومی تعریف می کرد که:
"می خواستم به بچه ها مفهوم شناور بودن اجسامی را که چگالی آنها کمر از آب است، نشان دهم. قطعه ای چوب را به همراه قطعه ای سنگ در تشت آبی انداختم. سنگ به زیر آب رفت و چوب روی آب ماند. یکی از دانش آموزان گفت: "اگر عمق آب زیاد باشد، چوب هم به زیر آب می رود." برای آزمایش نظریه ی او با هم به قسمت پر عمق یک استخر رفتیم. چوب را پرتاب گردیم و روی آب ماند. دانش آموز ادامه داد: "عمق باید خیلی بیش از این باشد تا چوب به زیر آب رود." به او گفتم: "می توانی یک بار که با قایق به وسط دریا، که ممکن است عمق آن به بیش از 100 متر برسد، بروی و این کار را انجام دهی." او به همراه خانواده این آزمایش را هم انجام داد. باز ادعا کرد: "عمق 100 متر هم کم است و باید خیلی بیش از اینها باشد."
به نظر شما اگر بخواهیم منتظر اثبات فرضیه ی این دانش آموز شویم نباید اجازه بدهیم که هیچ کشتی، قایق و یا هر وسیله ی دیگر روی آب حرکت کند زیرا ممکن است در عمق زیاد غرق شود. بنابراین بهتر است بین افکار فلسفی و علمی تفاوت بگذاریم. پرسش های فلسفی قرار نیست که کاربردی باشد و در زندگی روزمره استفاده شود. اما علم باید قابل استفاده و کابردی باشد. شما فرمودید که قوانین فیزیک و شیمی فرضیه هستند و خیلی قابل اعتماد نیستند. به نظر شما هواپیمایی که با سرعت 900 کیلومتر در ساعت با بیش از 400 مسافر و صدها تن وزن و بار در دمای منهای 60 درجه ی طبقات بالای جو، 17 ساعت روی اقیانوس پرواز می کند تا از قاره ای به قاره ی دیگر برود، بر اساس کدام علم با امنیت در روز هزاران پرواز این چنینی رخ می دهد و نزدیک به %100 این پروازها با آرامش و امنیت انجام می شود؟
عمل های جراحی که ساعت ها طول می کشد، با دستگاه هایی کار می کند که شاخه های مختلف علوم تجربی آن را ساخته اند. فضاپیماها و ... می تواند دلیل بر قابل اعتماد بودن علوم تجربی باشد چون اصول آنها ملیون ها بار تجربه شده تا به شکل قانون در آمده است. بنابراین ما با نظر شما چندان موافق نیستیم هرچند به آن احترام می گذاریم. در پایان چنانچه احساس می کنید این گونه افکار در شما رو به رشد است، حتماً به پزشک مراجعه کنید تا به کمک دارو پیش از آنکه وسواس فکری شما گسترده تر شود، پیش گیری نمایید.
خدانگهدار