ناشناس
سوال 296034
در كتاب تهذیب و وسائل الشیعه بنقل از جراح مدائنی آمده كه جعفرصادق فرمود: (لا تبنوا علی القبور ولا تصوروا سقوف البیوت فإن رسول الله صلی الله علیه وسلم كره ذلك)« بر قبرها بنا نسازید و سقف خانهها را پر از تصویر نكنید كه رسول خدا صلی الله علیه وسلم اینكار را ناپسند شمرده است». جواب شیعه به این حدیث چی هست؟
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
اولا در سند روایت قاسم بن سلیمان و جراح المدائنی توثیق نشده اند، یعنی لااقل متفردات آنها قابل اعتماد نیست. علاوه بر این که این روایت را تنها شیخ نقل کرده است، و در کافی و فقیه نیامده است. آن چه را که شیخ طوسی به تنهایی نقل کند، بعضی مورد تردید قرار داده اند.
عدم نقل این روایت توسط کلینی و صدوق نشان از عدم قبول آنها دارد.
ثانیا، این روایت نهی از بنای بر قبور دارد، و نهی می تواند دلالت بر کراهت داشته باشد و صریح در حرمت نیست؛ به خصوص که نهی در بسیاری موارد در کراهت اصطلاحی به کار رفته است؛ و بالاخص در ذیل این روایت تعلیل آورده شده که "فإن رسول الله(ص) کره ذلک" و کراهت را گاهی در معنای کراهت و نه حرمت و یا لااقل در مجمل دانسته اند.
ثالثا، به قرینه بعضی روایات دیگر، بعید نیست که بتوان گفت مراد از بناء در این روایات بناء مسجد است.(ر.ک. به الفقیه، ج1، ص178، ح532)
رابعا، امکان این معنا هست این روایت لااقل انصراف از علما و بزرگان تقوا و اولیای الهی داشته باشد. دلیل آن هم این که در روایتی که کلینی و شیخ هر دو آن را آورده اند، امام کاظم(ع) امر به ترمیم و تجدید قبر فرزند خود دادند.(ر.ک. به الکافی، ج3، ص202؛ والتهذیب، ج1، ص461)
دلائلی هم که بر تعظیم شعائر الهی و حفظ یاد و آثار علما و ابرار وارد شده است، مؤید این تخصیص است.
خامسا، احتمال دیگری هم وجود دارد؛ و آن این که مراد از بناء بر قبور بلند کردن قبر از سطح زمین باشد، نه بناء ساختمانی که قبر را در بر بگیرد؛ که آن هم بحثهای خاص خود را دارد.
این حمل را روایاتی تأیید می کند.(ر.ک. به الفقیه، ج1، ص120، ح576؛ والکافی، ج3، ص202، ح4؛ والتهذیب، ج1، ص460، ح1500)
به هر حال، اعراض مشهور قدمای اصحاب، از معنایی که شما مد نظر دارید و مورد سؤال شما است، خود بهترین قرینه است بر این که مراد از این روایت نه این است که نباید ساختمانی بر اطراف قبور ساخته شود ـ آن چنان که وهابیون می گویند ـ به خصوص قبور بزرگان و اولیاء و علماء. قدمای اصحاب بر قرائنی در سند، متن و دلالت احادیث، وقوف داشته اند که امروزه در دسترس ما نیست.
برای شما آرزوی موفقیت و بهروزی داریم.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.
دوست محترم!
اولا در سند روایت قاسم بن سلیمان و جراح المدائنی توثیق نشده اند، یعنی لااقل متفردات آنها قابل اعتماد نیست. علاوه بر این که این روایت را تنها شیخ نقل کرده است، و در کافی و فقیه نیامده است. آن چه را که شیخ طوسی به تنهایی نقل کند، بعضی مورد تردید قرار داده اند.
عدم نقل این روایت توسط کلینی و صدوق نشان از عدم قبول آنها دارد.
ثانیا، این روایت نهی از بنای بر قبور دارد، و نهی می تواند دلالت بر کراهت داشته باشد و صریح در حرمت نیست؛ به خصوص که نهی در بسیاری موارد در کراهت اصطلاحی به کار رفته است؛ و بالاخص در ذیل این روایت تعلیل آورده شده که "فإن رسول الله(ص) کره ذلک" و کراهت را گاهی در معنای کراهت و نه حرمت و یا لااقل در مجمل دانسته اند.
ثالثا، به قرینه بعضی روایات دیگر، بعید نیست که بتوان گفت مراد از بناء در این روایات بناء مسجد است.(ر.ک. به الفقیه، ج1، ص178، ح532)
رابعا، امکان این معنا هست این روایت لااقل انصراف از علما و بزرگان تقوا و اولیای الهی داشته باشد. دلیل آن هم این که در روایتی که کلینی و شیخ هر دو آن را آورده اند، امام کاظم(ع) امر به ترمیم و تجدید قبر فرزند خود دادند.(ر.ک. به الکافی، ج3، ص202؛ والتهذیب، ج1، ص461)
دلائلی هم که بر تعظیم شعائر الهی و حفظ یاد و آثار علما و ابرار وارد شده است، مؤید این تخصیص است.
خامسا، احتمال دیگری هم وجود دارد؛ و آن این که مراد از بناء بر قبور بلند کردن قبر از سطح زمین باشد، نه بناء ساختمانی که قبر را در بر بگیرد؛ که آن هم بحثهای خاص خود را دارد.
این حمل را روایاتی تأیید می کند.(ر.ک. به الفقیه، ج1، ص120، ح576؛ والکافی، ج3، ص202، ح4؛ والتهذیب، ج1، ص460، ح1500)
به هر حال، اعراض مشهور قدمای اصحاب، از معنایی که شما مد نظر دارید و مورد سؤال شما است، خود بهترین قرینه است بر این که مراد از این روایت نه این است که نباید ساختمانی بر اطراف قبور ساخته شود ـ آن چنان که وهابیون می گویند ـ به خصوص قبور بزرگان و اولیاء و علماء. قدمای اصحاب بر قرائنی در سند، متن و دلالت احادیث، وقوف داشته اند که امروزه در دسترس ما نیست.
برای شما آرزوی موفقیت و بهروزی داریم.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.