ناشناس

سوال 296410

سلام<br>درباره داستان حضرت یوسف ابهاماتی در ذهن من وجود دارد که چون به هم ارتباط دارند همه را یکجا مطرح میکنم و امیدوارم پاسخ بدهید<br>1- مصر در آن زمان از لحاظ ترتیب مقامات کشوری چگونه بوده؟آیا از عزیز مصر بالاتر هم بوده؟<br>2-حضرت یوسف در زندان چه کسی زندانی شده بوده؟به چه جرمی؟چرا وقتی او را که زمانی بسیار مورد توجه بوده به زندان میاندازندناگهان تا این اندازه از یاد میبرند و آن حضرت تا مدتها در زندان باقی میماند؟<br>3-آیا در زمان آزادی حضرت و سپردن پاره ای از امور مصر به ایشان عزیز مصر مرده بود که ایشان زلیخا را به همسری گرفتند؟<br>4-میدانیم که زلیخا یکبار رسوا شده بود و همسرش به او گفت توبه کن و ....سپس زنان مصری را دعوت و به آنها چاقو و میوه داد و گفت اگر یوسف به خواسته من تن در ندهد زندانی اش میکنم ...آیا عزیز بی غیرت بوده که اجازه میداده زلیخا هر کاری بکند؟یا اینکه زلیخا را طرد کرد؟(چون گویا زلیخا در جایی میگوید سپاس خدا را که بندگان را پادشاه و پادشاهان را بنده کرد پس ایازمانی طرد شده بود؟)<br><br>

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام دوست محترم
حضرت یوسف زندانی عزیز مصر بود آنكه ظاهراً بالاترین منصب حكومتی را در آن منطقه داشت و پادشاه بود و قصد عزیز مصر این بود كه به مسائلی كه در رابطه با همسرش مطرح شده و آبروی او را در معرض خطر قرار داده خاتمه دهد .
عدم اعتنا به یوسف به عنوان یك زندانی كه امری كاملاً عادی برای پادشاهان است جز اینكه خواب پادشاه باعث شده كه از كسی كه تعبیر خواب می كند جستجو كند و نهایتا به یوسف رجوع كنند .
مسأله ازدواج حضرت یوسف با زلیخا نیز از نظر تاریخی ثابت نیست.
مؤید باشید .
مؤسسه فرهنگی احیاء ثقلین – تهران.