ناشناس
سوال 296824
من با آنکه در عرصه اجتماعی فعالیت می کنم ولی بسیار خجالتی هستم.دارای دو گانگی شخصیتی شده ام.ارتباط برقرار کردن با اطرافیان برایم مشکل است.به نوعی گوشه گیر شدم و می ترسم که این ریشه ژنتیکی داشته باشدچون در خانواده پدری ام این گونه هستند.نسبت به اطرافیانم دانسته هایم خیلی بیشتر است ولی ابراز نمی کنم رفتارم خیلی خشک است.خلاصه از آنچه هستم اصلا خوشم نمی آید.خواهش می کنم که راهکارهای عملی پیشنهاد دهید تا خودم را عوض کنم
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخبا سلام.
اگر بخواهید دنبال منشاء و ریشه ی ارثی یا ژنتیک بودن برای این مشکل باشید، درملن را مشکل کرده اید و این نگاه و نگرش خوبی نیست. فرض کنیم که شما در خانواده ای بزرگ شده اید که کمتر حرف زده اند، کمتر به ابراز وجود میدان داده اند، کمتر انتقادپذیر بوده اند و ... اما همین که شما متوجه این مشکل شده اید ، درک کرده اید که خشک بودن مانع ارتباط خوب و احساس شادی است، یعنی شما با آنها فرق دارید، یعنی شما می خواهید «معمار» زندگی و شخصیت خود باشید و نمی خواهید یک بار دیگر تکرار آنها باشید. گویا باور کرده اید که از نسل دیگری هستید با سرنوشت جداگانه. پس لطف کنید با دلیل ارثی بودن، راه امید و بهبود را به خودتان نبندید و بپذیرید که مهارت های ارتباطی با تمرین بهتر و بیشتر می شود و به مرور زمان اوضاع بسیار بسیار بهتر می شود.
برای شروع بد نیست:
فنون خوب گوش کردن را تمرین کنید. اینها می شود بیش از نیمی از ارتباط انسانی که عبارتند از:
1. هنگام حرف زدن دیگران گاهی به چشم های او نگاه کنید.
2. با حرکات مناسب سر، توجه خود را نشان دهید.
3. اگر چیزی را متوجه نشدید، حتماً بپرسید.
4. احساسات خود (شادی، غم و ...) را بعد از پایان یافتن صحبت های گوشنده بیان کنید تا هم برون ریزی عاطفی کرده باشید و هم همدردی و هم حسی.
فعلاً این گام ها را بردارید تا تماس بعدی.
خدانگهدار
اگر بخواهید دنبال منشاء و ریشه ی ارثی یا ژنتیک بودن برای این مشکل باشید، درملن را مشکل کرده اید و این نگاه و نگرش خوبی نیست. فرض کنیم که شما در خانواده ای بزرگ شده اید که کمتر حرف زده اند، کمتر به ابراز وجود میدان داده اند، کمتر انتقادپذیر بوده اند و ... اما همین که شما متوجه این مشکل شده اید ، درک کرده اید که خشک بودن مانع ارتباط خوب و احساس شادی است، یعنی شما با آنها فرق دارید، یعنی شما می خواهید «معمار» زندگی و شخصیت خود باشید و نمی خواهید یک بار دیگر تکرار آنها باشید. گویا باور کرده اید که از نسل دیگری هستید با سرنوشت جداگانه. پس لطف کنید با دلیل ارثی بودن، راه امید و بهبود را به خودتان نبندید و بپذیرید که مهارت های ارتباطی با تمرین بهتر و بیشتر می شود و به مرور زمان اوضاع بسیار بسیار بهتر می شود.
برای شروع بد نیست:
فنون خوب گوش کردن را تمرین کنید. اینها می شود بیش از نیمی از ارتباط انسانی که عبارتند از:
1. هنگام حرف زدن دیگران گاهی به چشم های او نگاه کنید.
2. با حرکات مناسب سر، توجه خود را نشان دهید.
3. اگر چیزی را متوجه نشدید، حتماً بپرسید.
4. احساسات خود (شادی، غم و ...) را بعد از پایان یافتن صحبت های گوشنده بیان کنید تا هم برون ریزی عاطفی کرده باشید و هم همدردی و هم حسی.
فعلاً این گام ها را بردارید تا تماس بعدی.
خدانگهدار