ناشناس

سوال 296853

بسمه تعالی<br>من ‍ عاشق دختری شدم که تازه با مافامیل شده بود.یعنی خواهرزن بابا. بعداز یکسال رفتن به صحرا و دراتاقی تنهاماندن بالاخره بهش گفتم و اون منو دوست داشت اما گفت به خاطر فامیلی خواهرم با شما نمی تونم. و حالا بعد از جواب رد خانواده اش به کلی افسرده شدهام و شب دیرخوابم می برد. و مشکل فکری. چه باید بکنم<br>عبدالله

ثبت پاسخ جدید

برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.

پاسخ‌ها

1 پاسخ
با سلام.
مدتی زمان احتیاج دارید تا بتوانید با آن کنار بیایید. یعنی هم باید بگذارید زمان بگذرد و هم خود شما به زمان کمک کنید تا این مشکل بهتر حل شود. اگر در یک گوشه بنشینید و دائم فکر کنید و دائم در افکار و خاطرات گذشته غرق شوید، طبیعی است که روز به روز بدتر می شوید. چون این افکار وقتی وعدت می شوند، رشد می کنند، زیاد می شوند و سرانجام شما به خاطر افکار عاشقانه و احساس شکست در عشق، روز به روز بدتر می شوید و شاید در همه ی قسمت های زندگی شما اثر بگذارد. اما چنانچه بر عکس، منطقی تر و عاقلانه فکر کنید، یعنی به اصلی ترین نکته که این نوع علاقه و در نهایت به هم رسیدن غیر ممکن است (خودتان هم می دانید که امکان پذیر و شدنی نیست)، آن وقت به این فکر خواهید کرد که شما هم آینده دارید، شما هم باید روزی ازدواج کنید و عاشق شوید، چه بهتر که با کسی ازدواج کنید که می توانید، که امکان ازدواج وجود داشته باشد. به این طریق به خاطر رسیدن به حق خودتان از این افکار و احساسات چشم پوشی می کنید و آماده می شوید تا برای اینده ی خود برنامه ریزی کنید. به این ترتیب سالم تر زندگی می کنید.
پس فعلاً برای شروع:
 سعی کنید کمتر تنها شوید و بیشتر با کسانی باشید که کمتر شما را به یاد ایشان می اندازند.
 ورزش کنید؛ مطالعه کنید. سعی کنید قبل از خواب به اندازه ی کافی فعالیت کرده باشید تا خسته شوید.
 حتماً حتماً حتماً به یک کار و فعالیت سازنده بپردازید. یعنی کاری که احساس کنید مفید است: یک چیزی ساخته اید، درست کرده اید، تعمیر کرده اید و ... هر کاری که به شما کمک کند احترام بیشتری به خودتان بگذارید.
خلاصه ی کلام: نشستن و فکر کردن هیچ مشکلی را حل نمی کند.
خدانگهدار