ناشناس
سوال 296897
باسلام <br>من دختری 16 ساله هستم و قبلا این سوالی را که الان می خواهم مطرح کنم را از اقای دارایی پرسیدم ولی تاکنون که نزدیک دو هفته است جوابی دریافت نکردم <br>سوال من این است من با پدر و مادرم مشکل دارم فرزند اخر خانواده هستم ولی بر خلاف تصور عموم از روحیه متکی به خود بر خوردارم بگذارید اول درباره خودم اطلاعاتی به شما بدهم تا کمی بیشتر با من اشنا شوید من سه برادر دارم که هیچ کدام با ما زندگی نمی کنند و من تنها با خانواده ام زندگی می کنم تست هوشی که دادم هم 51 از 60 بوده به نویسندگی علاقه فراوان دارم و گهگاهی مطلبی می نویسم .<br>و اما مشکل من مادر 43 ساله و پدر 47 ساله و نظامی است عقاید من با انها خیلی فرق دارد من حرفی را بدون دلیل قانع کننده قبول نمی کنم ولی تا از پدر برای هر کاری که می گوید انجام بده دلیل می خواهم طوری با من رفتار می کند که از گفته خودم پشیمان می شوم مخصوصا در مسائل دینی وقتی سوال می پرسم یه جوری حرف می زند که انگار من کافر شده ام به همین دلیل زیاد از او سوال نمی کنم و جالب این جا است وقتی که من در مورد بعضی چیزها که حتی گاهی مربوط به خودم است اظهار نظر می کنم از من می خواهند که حرفی نزنم .با مادرم که بیا و ببین مادر من از ان ادم هایی است که تا چیز بدی از کسی می بیند دلش را می زند و مدام کار او را باز گو می کند من می گویم ایا این غیبت کردن راجع به دیگران نیست و او پاسخ می دهد به تو چه که توی کارهای من دخالت می کنی خلاصه خانواده ام رفتار و عملشان یکی نیست و نیاز های عرفانی من را براورده نمی کنند در مدرسه هم که دوستانم مثل یک ادم خنگ با من رفتار می کنند . <br>در مورد انتخاب رشته هم پدرم می گوید انسانی برو تا وکیل شوی من وکالت را دوست دارم ولی از رشته های انسانی متنفرم و تجربی را بیشتر می پسندم حالا شما من را راهنمایی کنید .<br>یک سوال دیگر هم مانده ببخشید شرمنده ایا به نظر شما من با برادرم که با همسر او نیز رابطه بسیار خوبی دارم زندگی کنم یا همین جنگ و دعوا را دامه دهم بعضی وقت ها پدر انقدر از من بد می گوید که دیگر مطمئن هستم به بهشت نمی روم مثلا من وقتی خسته باشم هیچ چیزی نمی شنوم و متاسفانه برای نماز بیدار نمی شوم پدرم انقدر می گوید و می گوید که دلم می خواهد بمیرم و به همان جهنم بروم .<br>واقعا و واقعا و واقعا ممنون اگر جوابم را بدهید چون راجع به سوال اخر فقط 3 روز وقت دارم تصمیم بگیرم . برادرم در آبادان زندگی می کند .
ثبت پاسخ جدید
برای ثبت پاسخ، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
پاسخها
1 پاسخباسلام.دوست عزیز!
1-این مشکل تنها مشکل شما نیست و بعضی بچه ها با والدینشون چنین مشکلی دارند.یک سوال دارم.شما چقدر برای رسیدن به جوابهات و پیدا کردن یک سوال منطقی وقت می گذاری؟شاید پدر شما هم اون زمان خیلی از چیزها رو تنها به خاطر اینکه پدر و مادرشون گفتند و گفتند مثلا خدا و پیغمبر گفته قبول کردندو واقعا نمیدونند باید چه دلیل قانع کننده ای برای شما بیاورند.البته این به منزله تایید کار ایشون نیست.به نظر من به جای انیکه منتظر شنیدن جواب قانع کننده از سوی آنها باشی ظاهرت رو حفظ کن و خودت دنبال جواب باش.تازه خودت هم که عنوان کردی پدرت نظامی هستند.خودت هم که میدونی اخلاق نظامی ها چطور اخلاقیه.پس نمیشه از پدرت انتظار داشته باشی بعد از این همه مدت تغییر کنه و... واما درمورد مادرتون: در قران هم اومده تنها زمانی که والدینت ازت خواستند مخالفت خدا رو بکنی ازشون اطاعت نکن .نمیگم غیبت کار درستیه ولی حالا که می بینی مخالفت تو تاثیری نداره سکوت کن.اگر تونستی محل رو ترک کن، خودت رو به نشنیدن بزن و سعی کن خودت غیبت نکنی.همین.چون امر به معروف شرایط خاصی داره."الاعمال بالنیات" خدا نیت تو رو می بینه.خودت برای براورده کردن نیازهای عرفانیت کتاب بخون ، به کلاسهای مختلف برو ...
2-در مورد علاقه ات به تجربی و نفرتت از انسانی بیشتر توضیح بده و اینکه بعدا مایلی کدوم رشته دانشگاهی رو بخونی.
3- فکر می کنی با ترک خانواده همه مسائل حل میشه؟فکر می کنی با اینکه با برادر و خانم برادرت رابطه خوبی داری میتونید راحت کنار هم زندگی کنید؟فکر نمکنی خانم ایشون از حضور تو هر چند بهت علاقه داشته باشند معذب شوند؟تا حالا با خودشون در این مورد صحبت کردید؟نتیجه چی بوده؟میتونید این چند ماه تابستان را بصورت آزمایشی به اونجا برید و ببینید نتیجه چی میشه.
بهتره از این به بعد با هر کد تنها یک سوال رو مطرح کنید.
منتظر جوابتون هستم.تا بعد...روحانی
1-این مشکل تنها مشکل شما نیست و بعضی بچه ها با والدینشون چنین مشکلی دارند.یک سوال دارم.شما چقدر برای رسیدن به جوابهات و پیدا کردن یک سوال منطقی وقت می گذاری؟شاید پدر شما هم اون زمان خیلی از چیزها رو تنها به خاطر اینکه پدر و مادرشون گفتند و گفتند مثلا خدا و پیغمبر گفته قبول کردندو واقعا نمیدونند باید چه دلیل قانع کننده ای برای شما بیاورند.البته این به منزله تایید کار ایشون نیست.به نظر من به جای انیکه منتظر شنیدن جواب قانع کننده از سوی آنها باشی ظاهرت رو حفظ کن و خودت دنبال جواب باش.تازه خودت هم که عنوان کردی پدرت نظامی هستند.خودت هم که میدونی اخلاق نظامی ها چطور اخلاقیه.پس نمیشه از پدرت انتظار داشته باشی بعد از این همه مدت تغییر کنه و... واما درمورد مادرتون: در قران هم اومده تنها زمانی که والدینت ازت خواستند مخالفت خدا رو بکنی ازشون اطاعت نکن .نمیگم غیبت کار درستیه ولی حالا که می بینی مخالفت تو تاثیری نداره سکوت کن.اگر تونستی محل رو ترک کن، خودت رو به نشنیدن بزن و سعی کن خودت غیبت نکنی.همین.چون امر به معروف شرایط خاصی داره."الاعمال بالنیات" خدا نیت تو رو می بینه.خودت برای براورده کردن نیازهای عرفانیت کتاب بخون ، به کلاسهای مختلف برو ...
2-در مورد علاقه ات به تجربی و نفرتت از انسانی بیشتر توضیح بده و اینکه بعدا مایلی کدوم رشته دانشگاهی رو بخونی.
3- فکر می کنی با ترک خانواده همه مسائل حل میشه؟فکر می کنی با اینکه با برادر و خانم برادرت رابطه خوبی داری میتونید راحت کنار هم زندگی کنید؟فکر نمکنی خانم ایشون از حضور تو هر چند بهت علاقه داشته باشند معذب شوند؟تا حالا با خودشون در این مورد صحبت کردید؟نتیجه چی بوده؟میتونید این چند ماه تابستان را بصورت آزمایشی به اونجا برید و ببینید نتیجه چی میشه.
بهتره از این به بعد با هر کد تنها یک سوال رو مطرح کنید.
منتظر جوابتون هستم.تا بعد...روحانی